شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
روایتهایی از زندگی زیر سایه گرانی و محدودیت اینترنت
با ادامهدار شدن محدودیتهای اینترنت و گذشت هفتهها از اختلالهای گسترده، پیامهایی که از میان فیلترها و با هزینههای سنگین ویپیان به بیرون میرسد، تصویری از زندگی روزمره مردم ارائه میدهد که در آن فشار اقتصادی، بیثباتی اجتماعی و فرسایش روانی در کنار هم دیده میشود.
فشار اقتصادی یکی از محورهای پررنگ این روایتهاست. کاربران از افزایش شدید قیمت برخی مواد غذایی و نگرانی مداوم درباره تامین نیازهای اولیه زندگی گفتهاند؛ بهویژه در میان خانوادهها. در برخی پیامها به جهش قیمت اقلامی مانند لبنیات اشاره شده و اینکه حتی تامین حداقلهای زندگی نیز به دغدغهای جدی تبدیل شده است. این نگرانی در مورد خانوادههای دارای فرزند، ابعاد جدیتری پیدا میکند.
در کنار این، تغییر در الگوهای مالی زندگی نیز دیده میشود. برخی کاربران گفتهاند داراییهایی که پیشتر برای بهبود وضعیت زندگی در آینده، مانند خرید خانه یا ماشین، کنار گذاشته بودند، اکنون برای تامین نیازهای روزمره و مایحتاج زندگی خرج میشود.
در میان روایتها، نشانههایی از تغییر در جریان زندگی شهری نیز دیده میشود؛ از جمله بازگشت تدریجی برخی از افرادی که در هفتههای گذشته از تهران خارج شده بودند. برخی کاربران از بازگشت دوستان و آشنایان خود به تهران گفتهاند و این موضوع را همراه با احساس خوشحالی توصیف کردهاند.
بخش بزرگی از روایتهای کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی به موضوع اینترنت اختصاص دارد. تعداد زیادی از کاربران تاکید میکنند که اینترنت در زندگی امروز نقشی همسطح با زیرساختهایی مانند آب و برق پیدا کرده و قطع آن مستقیما بر کار، زندگی روزمره و وضعیت روانی آنها اثر میگذارد.
در همین زمینه، یکی از کاربران نوشته است: «اینترنت ارث پدرتان نیست که تصمیم میگیرید برای کی باز باشه و برای کی بسته. اینترنت حق همه مردمه.»
برخی دیگر نیز از محدود شدن دسترسی به اینترنت جهانی نوشتهاند و این وضعیت را همراه با نوعی نگاه تحقیرآمیز نسبت به نیازهای مردم توصیف کردهاند. در عین حال، عدهای گفتهاند سطح دسترسی به اینترنت در گذشته، که خود مورد انتقاد بوده، اکنون برایشان به یک آرزو تبدیل شده است.
در کنار این بحث، روایتهایی نیز درباره هزینههای بالای اتصال به اینترنت و استفاده از فیلترشکنها مطرح شده است. برخی کاربران گفتهاند در شرایطی که حتی خط فقر برای بخش بزرگی از جامعه دستنیافتنی شده، پرداخت هزینههای چندمیلیونی برای ابزارهای اتصال به اینترنت برای بسیاری غیرممکن است.
در روایتهایی دیگر به افزایش گسترده بیکاری و فشار اقتصادی اشاره شده و اینکه ابعاد واقعی این وضعیت هنوز بهطور کامل در جامعه دیده نشده و ممکن است در ادامه بیشتر آشکار شود.
برخی کاربران نیز گفتهاند حتی افرادی که همچنان به اینترنت دسترسی دارند، الزاما در وضعیت مالی مناسبی نیستند و فشار روانی ناشی از محدودیتها باعث شده بخشی از هزینههای ضروری زندگی را کاهش دهند تا بتوانند بهصورت محدود به اینترنت وصل بمانند؛ وضعیتی که آن را نوعی زیست تحت فشار توصیف کردهاند.
پیامدهای عملی این محدودیتها نیز در روایتها دیده میشود؛ از اختلال در انجام کارهای ساده مانند تعمیر تلفن همراه گرفته تا از دست رفتن فرصتهای شغلی به دلیل بیثباتی اینترنت. برخی کاربران از فروپاشی همان «زیست اجتماعی نحیف» سخن گفتهاند که پیشتر نیز به سختی شکل گرفته بود.
در این میان، یکی از کاربران به طور کنایهآمیز، قطع اینترنت را عاملی برای تسریع مهاجرت، بهویژه در میان نیروهای متخصص، دانسته است.
فشار روانی ناشی از شرایط اخیر نیز در بسیاری از پیامها دیده میشود؛ از بروز علائم اضطراب مانند تپش قلب گرفته تا احساس خستگی عمیق و گرفتار شدن در وضعیتی آشفته و فرسایشی.
برخی کاربران به آرزوها و خواستههای فردی نیز اشاره کردهاند؛ از امید به پایان رنج مردم گرفته تا تمایل به آرامش و کاهش آسیبهایی که در این مدت ایجاد شده است.
در نهایت، بخشی از کاربران با لحنی انتقادیتر، توضیحاتی را که درباره علت قطع اینترنت ارائه میشود زیر سؤال برده و با خشم و نارضایتی نسبت به آن واکنش نشان دادهاند.
این مجموعه روایتها تصویری از زندگی روزمره بخشی از مردم ایران در این روزها ارائه میدهد؛ تصویری که در آن گرانی، خستگی، اضطراب، اختلال در زندگی روزمره، نابرابری دسترسی و مطالبه اینترنت در کنار هم دیده میشود.