شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
«بار دیگر این مردم بودند که بهای واقعی جنگ را پرداختند»؛ روایتهای متفاوت از آتشبس دوهفتهای
نزدیک به چهل روز است که مردم در ایران جنگ را تجربه کردهاند؛ روزها و شبهایی که زندگی را زیر سایه اضطراب، حملات و قطع گسترده ارتباطات گذراندهاند. حالا با اعلام توافق آتشبس مشروط دو هفتهای، حالوهوای روایتهایی که از داخل کشور میرسند آمیزهای از امید، خستگی و سرخوردگی را بازتاب میدهند. با وجود قطعی اینترنت، این صداها همچنان بهسختی به دست بیبیسی میرسد یا در شبکههای اجتماعی نیز به اشتراک گذاشته میشود.
زن جوانی در وصف حالش با شروع آتشبس مشروط دو هفتهای گفته: «امروز چه قدر بهاراست! دلم میخواهد ایران را با همه آنچه دارد، محکم بغل کنم.»
و فرد دیگری در شبکههای اجتماعی نوشت که تهران صبح پس از آتشبس حالوهوای متفاوتی داشت. او گفت: «زندگی در شهر انرژی تازه و عجیبی پیدا کرده و تعداد بیشتری از مغازهها باز شدهاند».
مردی میانسال تجربه خود از شب گذشته را اینطور بیان میکند: «دیشب همه ما که درتهران ماندیم آگاهانه تصمیم گرفتیم در کنار تهران بمانیم، با همه ترسها و مخاطراتش. شب عجیبی بود. ماندن در کنار کشور فقط فریاد زدن نیست. بی صدا گریستن هم هست و بود.»
بسیاری از کسانی که با بیبیسی تماس میگیرند مخالف حکومت ایران هستند. این روایتها طبیعتا بازتابدهنده طیف گسترده جامعه ایران نیست و تنها تجربه بخشی از افراد را منعکس میکند.
آنطور که از پیامها پیداست، بسیاری از مردم ساعات قبل از تمام شدن ضربالاجل دونالد ترامپ،رئیس جمهوری آمریکا را با اضطراب و نگرانی گذراندند.
یک زن درباره احساسش درست پیش از اعلام آتشبس در پیامی که ارسال کرده بود گفت: «چند ساعت مانده به پایان ضربالاجل ترامپ، اینجا نشستهام و با خودم فکر میکنم کدام احساس قویتر است؛ نفرت من از جمهوری اسلامی یا عشق من به ایران. من سالهاست از جمهوری اسلامی عمیقا متنفرم. واقعا میان مردم ایران و جمهوری اسلامی دریایی از خون بوده است.»
او ادامه داد: «اما حالا، در این ساعتها، میبینم عشق من به ایران بسیار قویتر است. با تمام وجود میخواهم بماند. با همه وجودم میخواهم حفظ شود».
این زن با نگرانی از اینکه حمله احتمالی آمریکا ممکن است برق و اینترنت را قطع کند، افزود: «بگذار این پیام همینجا بماند، چون در این ساعتها، با تمام وجودم میخواهم تمام این سرزمین بماند. از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، همهاش بماند. حالا با بقای آن آرامش دارم، حتی اگر جمهوری اسلامی هم بماند.»
در صداهایی که از ایران به بیرون میرسد، هم میتوان دیدگاه مخالفان جنگ را شنید و هم نظر کسانی را که از آن حمایت میکنند.
در میان پیامها، زن جوانی گفته است: «تسلیت میگویم به تمام مردمی که جان عزیزی را در این جنگ از دست دادند، تمام کسانی که خانه و کاشانهشان ویران شد، آنها که شغلشان را از دست دادند. باز هم هزینهی واقعی جنگ را مردم پرداختند.»
در این میان مردی در پیامی از لزوم وحدت ملی میگوید: «خطاب به هر کسی که امروز درون حاکمیت است: متانت اکثریت مردم ایران را در دفاع از ایران دیدیم. نامه مصطفی تاجزاده از زندان، نشاندهنده اوج شعور سیاسی و دغدغهمندی برای ایران را دیدیم. ما دشمن نیستیم . فورا اعدامها متوقف شود. زندانیان سیاسی آزاد شوند. به وحدت ملی فرصت دهید.»
البته صداهایی که با آتشبس ناامید شدند نیز بهگوش میرسند؛ مثل پیام این زن که بنظرش همه چیز به حالت قبل برگشته است: «خب برمیگردیم به مطالبات نه به اعدام - اینترنت آزاد حق ماست و البته زن زندگی آزادی درخشان.»
فرد دیگری نگاه مثبتتری به آنچه ایران در جریان جنگ به دست آورده داشت. او گفت: «بیتردید، بهدست گرفتن کنترل تنگه هرمز درخشانترین دستاورد نظامی این جنگ بود و همین موضوع ایران را برنده جنگ کرد. بقیه کشتارها و انفجارها در مقایسه با آن ناچیز است.»
اما بیشترین صدایی که شنیده میشود درباره قطعی اینترنت است. تعداد زیادی گفتهاند که با قطع اینترنت کار و کاسبی خود را از دست دادهاند.
زنی گفته است: «میشود حالا که با آمریکا آتشبس کردهاید، با مردم خودتان هم آشتی کنید و زندانیهای سیاسی را آزاد کنید و اینترنت را باز کنید؟»
و این پیام: «اینترنت را وصل کنید. اینترنت را وصل کنید. من در طول یک هفته، سه میلیون پول سه گیگ اینترنت دادهام. اینترنت را وصل کنید.»
زن دیگری هم از ادامه قطع ارتباطات ابراز ناراحتی کرد. او از مقامها خواست «این اینترنت لعنتی» را باز کنند و گفت نبود دسترسی باعث ورشکستگی مردم شده است.
فرد دیگری نیز آتشبس را فرصتی دانست برای فکر کردن به کسانی که در جنگ جان باختهاند. او به کسانی که عزیزانشان، خانهشان یا شغلشان را از دست دادهاند تسلیت گفت و افزود که بار دیگر این مردم بودند که بهای واقعی جنگ را پرداختند.