«اینترنت را باز کنید»؛ روایت‌هایی از فروپاشی کسب‌وکارها و فرسایش امید

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

با گذشت هفته‌ها از محدودیت‌های گسترده اینترنت و هم‌زمان با انتشار خبر آتش‌بس، واکنش‌های ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌های پراکنده‌ای که از میان فیلترها عبور می‌کنند، تصویری متفاوت از آنچه در رسانه‌های رسمی کشور بازتاب می‌یابد نشان می‌دهد. بسیاری از کاربران می‌گویند تجربه زندگی روزمره‌شان در این مدت، ترکیبی از خستگی، ناامیدی، فشار اقتصادی و نگرانی از آینده بوده است.

ایران آزاد را به زندگی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ترجیح میدهم. لطفا صدای ما را به گوش مردم دنیا برسانید»

کاربری دیگر که پس از هفته‌ها توانسته به اینترنت دسترسی پیدا کند، از تجربه زندگی روزمره‌اش در این مدت نوشته است:

«هر روز دارم فیلم می‌گیرم از زندگی جنگی، به امید آنکه وقتی نت وصل شد برایتان بگذارم. الان اولین باراست بعد چهل روز وصل می‌شوم، فیلترشکنم قرضی هست. از اینجا آمدن شاد هستم، انگار آمده ام به خانه. قربان همه شما بشوم .کجایید؟چطورید؟ بارها آخرین صفحه (تایم‌لاین) توییتر رو نگاه کردم. قدر شما را می‌دانم»

برای بسیاری، قطع و وصل مداوم اینترنت فقط یک مشکل ارتباطی نیست؛ بلکه مستقیم بر کار و درآمدشان اثر گذاشته است. یکی از کاربران نوشته:

«چرا دولت درباره وضعیت اینترنت با مردم حرف نمی‌زند؟ چرا نمی‌گوید کی وصل می‌شود؟ تکلیف کسب و کارها چه می‌شود؟ با این تورم و گرانی مردم چطوری می‌توانند زندگی کنند؟»

یک مربی ورزشی از فروپاشی کسب‌وکارش می‌گوید:

«چهل روز است استخر بی‌نظم و فروپاشیده‌ است. شاگردهایم هرکدام جایی هستند و اینترنتی نیست که در گروه جمع‌شان کنم، یا بروم در اینستاگرام و چهارتا تبلیغ کنم. کسب و کار نحیف من دارد از هم می‌پاشد. می‌دانم مثل من زیاد هستند. باز کنید اینترنت را، کسب و کارهای فروپاشیده، بیکاری و بی‌پولی تو این اوضاع، حق ما نیست.»

فشار اقتصادی و فرسایش روانی در پیام‌های بسیاری تکرار می‌شود:

«دیگر دارم به آخرین ته‌مانده پس‌اندازم می‌رسم… حتی پولی که برای عمل چشمم کنار گذاشته بودم هم خرج زنده ماندن شد. قطعی اینترنت، روز به روز فشار زندگی را روی من و میلیون‌ها آدمی که زندگیشان مستقیم به آن وابسته‌ است بیشتر می‌کند… آن‌قدر که من یکی دارم زیر این فشار له می‌شوم»

برخی کاربران می‌گویند تجربه آتش‌بس‌های قبلی باعث شده امیدی به تغییر نداشته باشند:

«من توان خوشحالی ندارم. تجربه‌ زندگی‌مان بعد از آتش‌بس قبلی جای هیچ خوش‌بینی برایم باقی نمی‌گذارد. آن ۹ ماه شبیه یک پیش‌نمایشه. بعدش چه تغییر کرد؟ دیگر جنگ نشد؟ اقتصاد درست شد یا اینترنت دیگه قطع نشد؟ و هزاران هزار نفر نمردند؟ زندان‌بان تغییری نکرده دوستان و همه‌مان توی صف مرگ هستیم.»

در میان پیام‌هایی که از داخل ایران به‌صورت پراکنده منتشر می‌شود، برخی کاربران از ناراحتی عمیق خود نسبت به خبر آتش‌بس نوشته‌اند و می‌گویند که این خبر برایشان نه نشانه آرامش، بلکه یادآور تجربه‌های تلخ گذشته است:

«مردم با شنیدن خبر آتش‌بس به شدت ناراحت شدند و خواستار ادامه حملات هستند. من به عنوان یک شهروند ساکن تهران زندگی زیر نور شمع در یک

در میان این روایت‌ها، برخی کاربران از تلاش برای حفظ عادی‌ترین لحظات زندگی می‌نویسند، هرچند ذهنشان همچنان درگیر وضعیت کشور است:

«فردا می‌روم ناخن‌هایم را درست می‌کنم، بعد هم یک قهوه می‌گیرم و ‌کمی قدم می‌زنم، اما تهِ ذهنم همان صحنه از فیلم [پیانیست] مرور می‌شود؛ جایی که در شهرِ ویران قدم می‌زند و گریه می‌کند ولی من سعی می‌کنم دیگر گریه نکنم برای عمر و جوانی‌ام که در این مملکت رفت چون سودی ندارد.»

در کنار روایت‌های شخصی، برخی کاربران خواسته‌های سیاسی مشخصی را هم مطرح کرده‌اند:

«صلح با خارج بدون صلح در داخل پایدار نیست. حصر را بردارید و زندانیان سیاسی را آزاد کنید. صداو سیما را از حضور افراطیون و تفرقه افکنان پاک کنید. بساط فیلترینگ و خط سفید تبعیض آمیز را برچینید.»

و بسیاری همچنان بر تاثیر قطع اینترنت بر اقتصاد تاکید می‌کنند:

«اینترنت را باز کنید، بیزنس‌هایی که قرار هست کشور را بسازند در حال نابودی هستند.»

این پیام‌ها تصویری از زندگی روزمره بخشی از مردم ایران در هفته‌های اخیر ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن امید، خستگی، اعتراض، ترس و تلاش برای ادامه زندگی در کنار هم دیده می‌شود.