جنگ ایران چگونه وابستگی جهان به نفت و گاز خلیج فارس را آشکار کرد؟

    • نویسنده, نیک مارش، خبرنگار اقتصادی آسیا و شاناز موسافر، خبرنگار اقتصادی
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

جنگ ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با ایران به‌وضوح نشان داده است که جهان تا چه اندازه به انرژی منطقه خلیج فارس وابسته است.

از زمان آغاز جنگ، قیمت نفت جهش چشمگیری داشت. این افزایش نتیجه حملات هوایی به کشتی‌ها و زیرساخت‌های انرژی و همچنین بسته‌ شدن عملی تنگه هرمز بوده است؛ آب‌راهی حیاتی برای انتقال انرژی که حدود یک‌ پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند.

هیچ منطقه‌ای به اندازه آسیا تحت تاثیر بحران کنونی انرژی قرار نگرفته است. سال گذشته نزدیک به ۹۰ درصد از نفت و گازی که از تنگه هرمز عبور کرد، راهی این منطقه بود.

مردم عادی برای گرم‌ کردن خانه‌هایشان، سوخت خودروهایشان و تولید برق به آن وابسته‌اند. کسب‌وکارها نیز برای به‌ کار انداختن بخش گسترده تولیدی منطقه به آن نیاز دارند.

کشورهای جنوب شرق آسیا به‌ویژه در برابر بسته‌شدن مسیرهای انتقال انرژی در خلیج فارس بسیار آسیب‌پذیر هستند. حتی کشورهایی که خود تولیدکننده نفت‌اند، مانند مالزی و اندونزی، در دهه گذشته به‌تدریج تولید کمتری داشته‌اند و واردات‌شان افزایش یافته است.

بخشی از این آسیب‌پذیری نیز به نوع نفت تولیدی در خاورمیانه و شیوه پالایش آن در کشورهای منطقه مربوط می‌شود.

جین ناکانو، پژوهشگر ارشد برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، می‌گوید: «نفت خام خاورمیانه معمولا از نوع «سنگین ترش» یا «متوسط ترش» است».

خانم ناکانو توضیح می‌دهد که پالایشگاه‌های جنوب شرق آسیا برای پالایش همین نوع نفت خام طراحی شده‌اند و بنابراین تغییر تامین‌کننده و جایگزینی آن با کشوری دیگر، مانند ایالات متحده، کار ساده‌ای نیست.

او می‌گوید: «تغییر مشخصات فنی پالایشگاه‌ها به سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی نیاز دارد».

این وضعیت بسیاری از کشورها را در تنگنا قرار داده است. برای مثال، فیلیپین حدود ۹۵ درصد از نفت خام خود را از خاورمیانه تامین می‌کند. رئیس‌جمهور این کشور به کارکنان بخش دولتی دستور داد برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت به هفته کاری چهارروزه روی بیاورند.

دولت‌های مختلف در این منطقه به‌شدت کار از خانه را تشویق می‌کنند. تایلند تدابیری برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت اعلام کرده است؛ از جمله تنظیم دمای دستگاه‌های تهویه در ادارات دولتی روی ۲۶ درجه سانتی‌گراد که بالاتر از حد معمول است.

جنوب شرق آسیا همچنین به‌شدت به واردات مواد غذایی وابسته است. سنگاپور ۹۰ درصد غذای مورد نیاز خود را وارد می‌کند و برای نمونه تمام گندم اندونزی نیز از خارج از این کشور تامین می‌شود.

به همین دلیل قیمت مواد غذایی نسبت به افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل بسیار حساس است. بهای سوخت جت افزایش قابل توجهی داشته است.

سقف قیمت بنزین

ویتنام نیز با فشارهای ناشی از این وضعیت روبه‌رو شده است. قیمت نفت‌گاز در این کشور از ماه گذشته تاکنون نزدیک به ۶۰ درصد افزایش یافته است. در برخی شهرها صف‌های طولانی موتورسواران در جایگاه‌های سوخت شکل گرفت که برای خرید شتاب‌زده سوخت هجوم آورده بودند. صحنه‌های مشابهی نیز در بنگلادش دیده شده است.

قیمت سوخت در جایگاه‌ها در سراسر جهان افزایش یافت، هرچند این افزایش به اندازه آنچه در آسیا دیده می‌شود نبوده است.

کره جنوبی برای کاهش نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت نفت، دستور داد به‌طور موقت سقفی برای قیمت سوخت تعیین شود.

ژاپن برای مهار قیمت بنزین در سطح خرده‌فروشی، به عمده‌فروشان نفت یارانه پرداخت کرده است.

چین، بزرگ‌ترین اقتصاد آسیا، بدون تردید در موقعیت بهتری برای عبور از این بحران قرار داشته است. این کشور طی سال‌ها یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را انباشته کرده که می‌تواند نیاز آن را برای چند ماه تامین کند.

چین به‌صورت غیررسمی میلیون‌ها بشکه نفت ایران را که تحت تحریم‌های ایالات متحده قرار دارد خریداری می‌کند. داده‌های رهگیری کشتی‌ها نشان می‌دهد که بخشی از این نفت همچنان در حال انتقال و رسیدن به مقصد است.

بر پایه داده‌های گروه تحلیل تجارت «کپلر»، افزون بر این واردات، بیش از ۴۶ میلیون بشکه نفت خام ایران نیز هم‌اکنون در مخازن شناور در دریای جنوبی چین ذخیره شده‌اند.

افزایش بهای بنزین در چین کمتر محسوس بوده است، زیرا حدود یک‌ سوم خودروهای جدید فروخته‌ شده در این کشور برقی هستند.

در مقایسه با دیگر کشورهای آسیایی، وابستگی چین به نفت برای تولید برق بسیار کمتر است و بخش عمده برق این کشور با زغال‌سنگ تامین می‌شود.

وابستگی ژاپن و کره جنوبی به انرژی خاورمیانه از زمانی افزایش یافته است که پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفتند خرید نفت و گاز روسیه را کاهش دهند.

شوک جهانی بازار گاز

در حوزه گاز جنگ اوکراین تاثیر قابل‌توجهی بر منابع تامین انرژی اروپا گذاشت، چون کشورهای اروپایی تلاش کردند وابستگی خود به روسیه را کاهش دهند. اکنون بریتانیا و اتحادیه اروپا بخش عمده گاز طبیعی مایع خود را از نروژ و ایالات متحده وارد می‌کنند.

بر اساس برآورد موسسه اقتصادی «کپیتال اکونومیکس»، اتحادیه اروپا تنها حدود ۱۰ درصد از گاز خود را به‌طور مستقیم از قطر تامین می‌کند و این سهم برای بریتانیا حدود ۲ درصد است.

اما دیوید آکسلی، اقتصاددان ارشد حوزه اقلیم و کالاها در موسسه «کپیتال اکونومیکس»، می‌گوید هرچند کشورهای اروپایی ممکن است کمتر در معرض کاهش عرضه گاز از خلیج فارس باشند، اما مصون از پیامدهای آن نیستند.

او می‌گوید: «مشتریان آسیایی که دیگر آن گاز را دریافت نمی‌کنند به بازارهای دیگر روی می‌آورند و همین موضوع قیمت جهانی گاز را بالا می‌برد».

اما ایالات متحده در این میان یک استثنا به شمار می‌آید.

به گفته آقای آکسلی، ایالات متحده در سال‌های اخیر استخراج گاز از طریق فناوری شکست هیدرولیکی را افزایش داده و تولید داخلی گاز خود را بالا برده است و به همین دلیل «بیش از همه از این شوک مصون مانده است».

اما توانایی ایالات متحده برای صادرات گاز با محدودیت‌هایی روبه‌رو است، زیرا ایجاد و گسترش زیرساخت‌های لازم برای این کار فرایندی پرهزینه و زمان‌بر است.

آقای آکسلی می‌گوید اگرچه ظرفیت‌های جدید به‌طور پیوسته وارد مدار می‌شوند و همین امر یکی از دلایل آن است که افزایش قیمت گاز به اندازه جهش سال ۲۰۲۲ نبوده است، اما در کوتاه‌مدت این ظرفیت‌ها برای جبران کاهش عرضه گاز از خلیج فارس کافی نخواهد بود.