«بقای ایران» و «عهدنامه ترکمنچای»؛ موافقان و مخالفان «عقب‌نشینی تاکتیکی» چه می‌گویند؟

    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

با افزایش تنش میان ایران و آمریکا، نگرانی‌ها از وقوع جنگی دیگر بیشتر شده است. در چنین شرایطی، اختلاف‌نظر میان چهره‌های سیاسی جمهوری اسلامی آشکارتر شده است؛ گروهی خواهان مذاکره، مصالحه یا «عقب‌نشینی تاکتیکی» برای جلوگیری از جنگ هستند و در مقابل، گروهی دیگر هرگونه عقب‌نشینی را به معنای تسلیم در برابر آمریکا می‌دانند و بر ادامه مقاومت تاکید می‌کنند.

در ایران، نگرانی از بروز جنگی تازه باعث شده است که شماری از نیروهای سیاسی میانه‌رو و اصلاح‌طلب، مخالفت خود را با وقوع جنگی دیگر صریح‌تر از گذشته بیان کنند.

حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، اخیرا در هشداری خطاب به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان سپاه پاسداران گفت که برای حفظ ایران و جلوگیری از وقوع جنگ احتمالی سوم، «مطلقا حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقب‌نشینی تاکتیکی که لازم باشد، باید انجام شود تا ایران حفظ شود.»

در مقابل، برخی چهره‌های اصولگرای تندرو و رسانه‌هایی مانند روزنامه کیهان، چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای خواهان مذاکره و مصالحه با آمریکا را به تلاش برای پایان دادن به جنگ «به هر قیمتی» متهم می‌کنند و آنها را «سفرای آمریکا» در ایران می‌خوانند. برخی از این منتقدان همچنین خواهان محاکمه کسانی شده‌اند که از «صلح شرافتمندانه» سخن می‌گویند.

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، در سرمقاله روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، سخنان افرادی مانند آقای مرعشی را «ده‌ها بار ذلت‌بارتر و وطن‌فروشانه‌تر از خواسته آمریکا» برای تسلیم ایران توصیف می‌کند و با استناد به سخنان علی خامنه‌ای، این افراد را «دشمن» می‌خواند و خواهان برخورد دستگاه‌های امنیتی و قضایی با آنها می‌شود.

این مخالفت با مصالحه و عقب‌نشینی در مواضع برخی دیگر از چهره‌های اصولگرا نیز دیده می‌شود. احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، در نماز جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از شکست تلاش‌های دیپلماتیک و میانجیگری استقبال کرد و گفت این تلاش‌ها برای «معامله با قاتل امام شهید مظلوم ما» بود که «خوشبختانه شکست خورد و به نتیجه نرسید».

حفظ ایران با «عقب‌نشینی تاکتیکی»

غلامحسین کرباسچی، محمدجواد ظریف، حسین مرعشی و حسن روحانی از جمله چهره‌های شناخته‌شده سیاسی هستند که پیش‌تر در رده‌های بالای حکومت جمهوری اسلامی ایران مسئولیت داشته‌اند و اکنون از معدود صداهای شناخته‌شده‌ای هستند که برخلاف مواضع غالب در رسانه‌های رسمی، به‌ویژه صداوسیما، از ضرورت مذاکره، مصالحه یا «عقب‌نشینی تاکتیکی» برای حفظ ایران سخن می‌گویند.

برخی از آنها به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در جنگ ایران و عراق و «نوشیدن جام زهر» به‌عنوان نمونه‌ای تاریخی از پذیرش تصمیم‌های دشوار اشاره می‌کنند. محمدجواد ظریف حتی یک گام فراتر رفته و تاکید کرده است که در صورت ضرورت برای بقای کشور، می‌توان به توافقی مانند «عهدنامه ترکمنچای» میان ایران و روسیه تن داد.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، روز شنبه ۱۸ مهرماه در مراسم رونمایی از سه کتاب خود گفت: «اگر لازم باشد باید برای بقا به توافق‌نامه‌ای شبیه ترکمنچای تن بدهیم.»

او تاکید کرد: «بقا اولین اولویت هر موجود زنده‌ای است. وقتی موجودیت کشور در خطر است، به دنبال بقا می‌روی.»

آقای ظریف گفت زمانی که عهدنامه ترکمنچای امضا شد، نیروهای روسیه در قزوین و پشت دروازه‌های تهران بودند و قصد اشغال تهران را داشتند. او افزود: «اینها تصمیمات سختی است و یک مسئول مجبور است در روزی این تصمیمات را بگیرد.»

در سخنان کسانی مانند محمدجواد ظریف و غلامحسین کرباسچی که در شرایط کنونی از ضرورت حفظ ایران و «بقا» سخن می‌گویند، به‌صراحت به بقای «جمهوری اسلامی» اشاره نمی‌شود و تاکید آنها بیشتر بر «بقای ایران» است.

غلامحسین کرباسچی، از چهره‌های شاخص حزب کارگزاران سازندگی و مدیرمسئول روزنامه توقیف‌شده هم‌میهن، نیز با اشاره به عهدنامه ترکمنچای، شرایط کنونی ایران را با دوران قاجار مقایسه کرد. او عصر چهارشنبه ۲۲ مهرماه در برنامه «به وقت ایران» شبکه خبر گفت در آن زمان روس‌ها شهرهایی از ایران را تصرف کرده بودند، اما اکنون جمهوری اسلامی ایران با خسارت‌هایی مانند کشته شدن علی خامنه‌ای، فرماندهان نظامی و مسئولان و بمباران تاسیسات کشور روبه‌رو شده است. به گفته او، «اتفاقی که الان افتاده بدتر [از اشغال روس‌ها] است» و «به هر قیمتی» باید جلوی جنگ را گرفت.

او چهارم مهرماه نیز در گفت‌وگو با سایت خبرآنلاین گفته بود: «ما برای حفظ روحیه مردم و خودمان، مدام می‌گوییم پیروزی؛ بله ما خسارت زدیم. اما با خسارتی که آنها زده‌اند قابل مقایسه نیست.» آقای کرباسچی در برنامه اخیر شبکه خبر نیز در حالی بر همین موضع تاکید کرد که مجریان برنامه، بر پیروزی ایران در جنگ با آمریکا و «اذعان جهانی» به این پیروزی تاکید می‌کردند. او گفت: «ما نمی‌توانیم پدر آمریکا را درآوریم.»

برخی رسانه‌ها و چهره‌های اصولگرای تندرو، اشاره به عهدنامه ترکمنچای را دستمایه انتقادهای تند علیه طرفداران مذاکره و مصالحه با آمریکا قرار داده‌اند. حسین شریعتمداری در سرمقاله روزنامه کیهان با تاکید بر اینکه ایران در جنگ با آمریکا پیروز شده است، می‌نویسد: «همه شواهد از شکست آمریکا در جنگ‌های ۱۲روزه و جنگ رمضان حکایت می‌کند و تقریبا تمامی رسانه‌های معتبر و کارشناسان برجسته جهان به این شکست اعتراف دارند، آقای ظریف از عهدنامه ذلت‌بار ترکمانچای دفاع می‌کند! معاهده‌ای که براساس آن سه ایالت قفقاز، یعنی ایروان، نخجوان و بخش‌هایی از تالش، از ایران جدا شده و به روس‌ها داده شد».

اشاره آقای شریعتمداری ممکن است به ارزیابی برخی تحلیلگران و رسانه‌های غربی باشد که با استناد به محقق نشدن اهداف اعلام‌شده آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران، از ناکامی آنها سخن گفته‌اند. با این حال، چنین ارزیابی‌هایی لزوما به معنای اذعان به شکست نظامی آمریکا و اسرائیل یا پیروزی نظامی ایران نیست.

حسین شریعتمداری، نماینده مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در روزنامه کیهان، در ادامه سرمقاله خود درباره اظهارات محمدجواد ظریف می‌نویسد: «امروزه جمهوری اسلامی ایران پیروز جنگ است و آمریکا باید امتیاز داده و انتقام پس بدهد.... تسلیم بی‌شرمانه در مقابل دشمن را چه آسان (و همسو با محمد خاتمی)، صلح شرافتمندانه(!) جا می‌زند».

روزنامه جوان، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز در سرمقاله روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه به قلم عبدالله گنجی، به اظهارات محمدجواد ظریف واکنش نشان داد. آقای گنجی می‌نویسد: «حرف ظریف را اگر امروزی و اکنونی بفهمیم یعنی چه؟ یعنی برای حفظ ایران- و ایضا جمهوری اسلامی -چیزی را واگذار کنیم. محل و مصادیق منازعه چیست؟ هسته‌ای، جزایر سه‌گانه، موشکی، ابراز برائت از حزب‌الله لبنان و یمن».

آقای گنجی در ادامه می‌نویسد که عهدنامه ترکمنچای برای حفظ حکومت قاجار امضا شد، نه برای حفظ ایران. او تاکید می‌کند: «ما بالاترین شخصیت کشور یعنی آقای شهید را داده‌ایم که ترکمانچای امضا نکنیم و این برعکس قاجار است.»

علاوه بر روزنامه‌ها، برخی چهره‌ها و گروه‌های اصولگرای تندرو نیز به سخنان طرفداران مذاکره و مصالحه با آمریکا واکنش نشان داده و از آنها انتقاد کرده‌اند.

پرویز سروری، نایب‌رئیس شورای شهر تهران، نیز در جلسه این شورا به اظهارات محمدجواد ظریف و حسین مرعشی واکنش نشان داد و در انتقاد از آنها گفت: «آقایان ترس‌محور، امروز روز عقب‌نشینی نیست. عقب‌نشینی در این برهه یعنی امضای سند نابودی و تجزیه ایران.»

سایت خبری و تحلیلی تابناک، نزدیک به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز در یادداشتی با عنوان «نسخه‌پیچی برای تکرار ترکمنچای با بزک عقب‌نشینی تاکتیکی!» به انتقاد از اظهارات محمدجواد ظریف و حسین مرعشی پرداخت و هشدار داد که چنین رویکردی ممکن است به تکرار تجربه ترکمنچای منجر شود. مجید رفیعی، نویسنده یادداشت تاکید می‌کند: «بازدارندگی واقعی از مقاومت و افزایش هزینه پیشروی برای دشمن ناشی می‌شود، نه از امتیازدهی تدریجی بدون تضمین‌های متقابل و مرزهای روشن. حفظ توان موشکی ایران و استقلال کشور در برابر فشارهای خارجی، مهم‌ترین اولویت ملی است».

نزدیک به ۲۰۰ سال از امضای عهدنامه ترکمنچای می‌گذرد. این عهدنامه در اول اسفندماه ۱۲۰۶ خورشیدی (۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی)، در پی شکست ایران از روسیه در دوره قاجار، میان دو کشور در روستای ترکمنچای در آذربایجان شرقی کنونی امضا شد. براساس این عهدنامه، بخش‌هایی از قلمرو ایران در قفقاز به روسیه واگذار شد.

در تاریخ معاصر ایران، از عهدنامه ترکمنچای عمدتا به‌عنوان یکی از «ننگین‌ترین» توافق‌ها یاد شده و نام آن در بحث‌های مربوط به دادن امتیازهای بزرگ به کشورهای دیگر بارها مطرح شده است. برای نمونه، در جریان مذاکرات مربوط به قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق، علی‌اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت ایران، از مخالفان سرسخت پذیرش این قطعنامه بود. به روایت محمدجواد لاریجانی، معاون وقت وزارت خارجه و مسئول پیگیری قطعنامه، آقای ولایتی آن را با عهدنامه ترکمنچای مقایسه می‌کرد و می‌گفت: «تا من وزیر خارجه‌ام، اجازه نمی‌دهم که این قطعنامه قبول شود.»

همچنین در سال‌های گذشته، موضوع تعیین سهم ایران از دریای خزر و سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین نیز از جمله مواردی بوده‌اند که برخی منتقدان آنها را با عهدنامه ترکمنچای مقایسه کرده‌اند.

«تندروها» و مخالفت با مذاکره و مصالحه

محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران، و مهدی کروبی، رئیس پیشین مجلس، نیز از جمله چهره‌های سیاسی هستند که در هفته‌های اخیر خواهان حل‌وفصل منازعه ایران و آمریکا از طریق مذاکره و دستیابی به صلح شده‌اند.

مهدی کروبی اول مهرماه در پیامی خطاب به «ملت ایران»، خواستار بازنگری در آنچه «تابوهای خودساخته» و «خط قرمزهای مغایر با منافع ملی» خواند، شد و از مسعود پزشکیان خواست که «اگر شرایط فراهم آمد، برای صلحی پایدار، با رئیس‌جمهور آمریکا دیدار کند».

محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران، نیز روز ۲۲ مهرماه در پیامی تاکید کرد که «انتظار وقوع جنگ ویرانگر دیگر، حتی اگر واقعی نباشد، و یا تداوم وضعیتی بحرانی و نامشخص در کشور، زندگی واقعی و دنیای ذهنی جامعه را فرسوده می‌کند» و خواهان به‌کارگیری «تدبیر» و «راهکارهای افق‌گشای سیاسی» برای عبور از شرایط موجود شد.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین ایران، نیز از جمله چهره‌های سیاسی است که این روزها هدف انتقادهای شدید برخی رسانه‌ها و گروه‌های اصولگرای تندرو قرار گرفته است.

دور جدید انتقادها و حملات سیاسی علیه حسن روحانی از اوایل شهریورماه و در پی اظهارات او در جمع شماری از استانداران و مقام‌های دولت پیشینش آغاز شد. او در این نشست گفته بود: «تنگه هرمز، نباید تنگه جنگ باشد، ما که نمی‌خواهیم تنگه جنگ درست کنیم و همه‌اش بجنگیم».

حسن روحانی در ادامه سخنانش گفته بود: «اگر قرار این است که ما با قدرت‌های بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم، خیلی هم خوب است، برویم ادامه بدهیم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند، آیا ما نمی‌خواهیم بپذیریم؟»

برخی منتقدان حسن روحانی از سخنان او چنین برداشت کردند که ادامه جنگ با آمریکا باید به همه‌پرسی گذاشته شود؛ برداشتی که موجی از اعتراض‌ها و انتقادهای چهره‌ها و گروه‌های اصولگرای تندرو علیه او را به دنبال داشت.

آقای روحانی در واکنش به انتقادها توضیح داد که در سخنانش به «رفراندوم» یا «همه‌پرسی» اشاره نکرده است. با این حال، شماری از مخالفان اصولگرای او بارها در خیابان و مقابل خانه‌اش تجمع کرده‌اند، طومارهایی برای درخواست محاکمه او امضا کرده‌اند و دادگاهی نمادین با عنوان «محاکمه مردمی» برای او برگزار کرده‌اند.

از زمان پایان دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی، شکایت‌ها و درخواست‌های متعددی برای محاکمه او در دستگاه قضایی و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس مطرح شده است. برخی از مخالفانش با طرح اتهام‌هایی مانند «به‌کارگیری عوامل جاسوس در مناصب کلیدی» و «زمینه‌سازی برای افزایش مرگ‌ومیر کرونا» و همچنین انتقاد از افزایش نرخ ارز در دوران ریاست‌جمهوری او، خواهان محاکمه‌اش شده‌اند.

تا پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای، برخی تحلیل‌ها درباره اعتراض‌ها و شکایت‌ها علیه حسن روحانی، این احتمال را مطرح می‌کردند که مخالفت‌ها با او ممکن است با گمانه‌زنی‌ها درباره بازگشتش به رقابت‌های ریاست‌جمهوری یا مطرح بودن نام او به‌عنوان یکی از گزینه‌های جانشینی علی خامنه‌ای ارتباط داشته باشد. از این منظر، فشارها علیه روحانی می‌توانست تلاشی برای کاهش نقش و تاثیرگذاری او در معادلات آینده قدرت تلقی شود.

حسن روحانی نیز پس از اعتراضات گسترده و خونین دی‌ماه سال گذشته، در سخنانی در ۸ بهمن‌ماه خواهان «اصلاحات بزرگ» شد و گفت: «مردم باید احساس کنند ما پیام آن‌ها را گرفته‌ایم.»

او پیش از جنگ ۴۰ روزه نیز خواهان برگزاری همه‌پرسی درباره مسائل کلیدی کشور و «کنترل و مدیریت» تخاصم با آمریکا شده بود.

اختلاف بر سر سیاست خارجی یا آینده قدرت؟

به نظر می‌رسد یکی از محورهای اصلی اختلاف میان چهره‌های اصولگرای تندرو و سیاستمدارانی مانند محمدجواد ظریف، حسن روحانی، محمد خاتمی و حسین مرعشی، بر سر تعریف «منافع ملی» و نحوه مواجهه با آمریکا است. این طیف از سیاستمداران، با ادبیات و راهکارهای متفاوت، بر این باورند که تداوم تنش با آمریکا می‌تواند موجودیت کشور، ثبات اجتماعی و زیرساخت‌های ایران را با خطرات جدی روبه‌رو کند. از این رو، برخی خواهان مذاکره و مصالحه هستند و برخی دیگر حتی از ضرورت «عقب‌نشینی تاکتیکی» و پذیرش تصمیم‌های دشواری مانند «نوشیدن جام زهر» برای جلوگیری از جنگ سخن می‌گویند. در مقابل، مخالفان مذاکره و عقب‌نشینی تاکتیکی، سخنان و استدلال‌های افرادی مانند آقای ظریف را نوعی عقب‌نشینی از اصول نظام و تضعیف گفتمان «مقاومت» تلقی می‌کنند. آنها معتقدند که در تنش میان تهران و واشنگتن، ایران دست بالا را دارد و پیروز میدان است و برای «بقای ایران» نباید تسلیم خواسته‌های آمریکا شد.

علاوه بر اختلاف‌نظر میان این دو گروه بر سر سیاست خارجی و نحوه مواجهه با آمریکا، این احتمال نیز مطرح است که حملات به چهره‌هایی مانند ظریف، روحانی و مرعشی، تنها ناشی از اختلاف بر سر سیاست خارجی نباشد. از منظری دیگر، این حملات می‌تواند در چارچوب رقابت‌های سیاسی درون جمهوری اسلامی و تلاش برای کاهش نفوذ و تاثیرگذاری این چهره‌ها در آینده سیاسی ایران نیز ارزیابی شود.

به نظر می‌رسد برخی چهره‌ها و جریان‌های اصولگرای تندرو، دعوت به گفت‌وگو، توافق یا تجدیدنظر در سیاست‌های گذشته را با مفاهیمی چون «تسلیم»، «ترکمنچای» یا «وطن‌فروشی» پیوند می‌زنند. چنین موضع‌گیری‌هایی می‌تواند علاوه بر مخالفت با رویکرد رقبای سیاسی، به تضعیف جایگاه آنها در معادلات قدرت نیز منجر شود. در چنین فضایی، اختلاف بر سر جنگ و صلح را می‌توان در چارچوب رقابت بر سر توازن قدرت و تعیین مسیر آینده جمهوری اسلامی نیز بررسی کرد.