چه گنجینههایی از دنیای باستان هنوز پیدا نشدهاند؟

منبع تصویر، Getty Images
وقتی باستانشناس باشید، تا زمانی که یافتهای درست مقابل چشمانتان قرار نگیرد، نمیدانید قرار است چه چیزی کشف کنید.
آیا حفاری بعدیتان رازی از گذشته را آشکار خواهد کرد که همه دانستههای ما درباره مردمانی را که هزار سال پیش زندگی میکردند زیر و رو کند؟ یا اینکه دست خالی بازخواهید گشت؟
اگر از یک باستانشناس بپرسید فکر میکند چه چیزهایی هنوز در انتظار کشف شدن هستند، ممکن است در ابتدا با احتیاط پاسخ دهد. اما اگر کمی بیشتر کنجکاوی کنید، بسیاری از آنها در نهایت اعتراف میکنند که فهرستی از آرزوهای حرفهای در ذهن دارند؛ اشیا و آثاری که دوست دارند روزی از دل خاک بیرون بکشند.
بیبیسی این پرسش را با دو باستانشناس در میان گذاشت. پاسخهای آنها نشان میدهد که اگر این کشفیات هیجانانگیز روزی به دست آیند، میتوانند بسیاری از باورهای ما درباره گذشته را به چالش بکشند.
نقاشیهای غارهای ماقبل تاریخ

منبع تصویر، Getty Images
جیل کوک، مسئول بخش بریتانیا، اروپا و پیشاتاریخ در موزه بریتانیا، میگوید فناوریهای جدید و بهبود سامانههای نورپردازی میتوانند به کشف نقاشیها یا طرحهای بیشتری بر دیوار غارها منجر شوند.
هنر باستانی سرنخهایی از شیوه تفکر انسانهای ساکن غارها به ما میدهد. برای نمونه، تصاویر یک خوک و چند پیکره انسانمانند که در ژوئیه ۲۰۲۴ در جزیره سولاوسی اندونزی کشف شدند، نشان دادند انسانهایی که دستکم ۵۱ هزار و ۲۰۰ سال پیش زندگی میکردند، توانایی تفکر خلاقانه و قصهگویی داشتهاند.
جیل کوک میگوید پیشرفتهایی مانند مدلسازی سهبعدی و روشهای دقیقتر تاریخگذاری علمی نیز به پژوهشگران کمک میکند اطلاعات بیشتری درباره نقاشیهای غاری به دست آورند.
جیل کوک میگوید: «در دهه ۱۹۹۰، زمانی که برای نخستین بار توانستیم آنچه را در اعماق غار شووه در فرانسه قرار داشت ببینیم، این کشف شگفتانگیز بود؛ چون دریافتیم این آثار بسیار قدیمیتر از چیزی هستند که انتظارش را داشتیم. وقتی این نقاشیها را با استفاده از مدلسازی سهبعدی بررسی میکنید، حتی میتوانید آثار بهجا مانده از هنرمندان مختلف را از یکدیگر تشخیص دهید.»
او افزود: «خیلی خوب میشد اگر در این کشور هم به چنین کشفی دست پیدا کنیم. احتمالا این آثار نقاشی نخواهند بود و بیشتر احتمال دارد با حکاکیها و نقشکندهها روبهرو شویم.»
ابزارهای چوبی

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
تاریخدانان اطلاعات زیادی درباره ابزارها و سلاحهای سنگی، مانند خراشندهها، تبرهای ابتدایی و پیکانها دارند، چون این اشیا حتی هزاران سال پس از استفاده نیز بهخوبی حفظ میشوند. اشیای ساختهشده از برنز و طلا زنگ نمیزنند و هرچند آثار آهنیِ باستانی معمولا دچار خوردگی میشوند، باز هم میتوان تا حد زیادی تشخیص داد که چگونه و برای چه منظوری به کار میرفتهاند.
پروفسور لری بارهم، از دپارتمان باستانشناسی، مطالعات کلاسیک و مصرشناسی دانشگاه لیورپول، از چشمانداز کشف ابزارهای ساختهشده از چوب بهویژه هیجانزده است. او میگوید در دانستههای ما درباره شیوه زندگی انسانهای باستانی، خلائی بزرگ وجود دارد؛ چون اشیای چوبی آنها مدتها پیش پوسیده و از بین رفتهاند.
اما در سال ۲۰۲۴، گروه باستانشناسی وسکس در دورست انگلستان یک ابزار چوبی بسیار نادر کشف کرد. باستانشناسان یک بیل چوبی پیدا کردند که قدمت آن به عصر مفرغ بازمیگردد؛ یعنی بیش از سه هزار سال عمر دارد.
بقای چوب طبیعی در زیر خاک برای چنین مدت طولانی بسیار غیرمعمول است و همین موضوع باعث شده این کشف به یکی از کهنترین و سالمترین ابزارهای چوبیای تبدیل شود که تاکنون در بریتانیا پیدا شدهاند.
اما این کشف امیدها را زنده نگه داشته است که هنوز ابزارهای چوبی دیگری نیز در جایی از دل خاک باقی مانده باشند. چنین یافتههایی اهمیت زیادی دارند، چون نشان میدهند انسانهای باستانی چگونه از ابزارها استفاده میکردند و این خود سرنخهایی درباره میزان پیشرفت زبان آنها به دست میدهد.
هرچه ابزار پیچیدهتر باشد، سازندگان و کاربران آن احتمالا به واژههای بیشتری نیاز داشتهاند تا بتوانند شیوه استفاده از آن را به دیگران آموزش دهند.
همچنین اگر استفاده از یک ابزار به همکاری دو نفر نیاز داشته باشد، ممکن است آنها برای هماهنگی با یکدیگر بیش از اشاره و حرکات دست، به زبان و گفتار متکی بوده باشند.
اجساد باتلاقی
فقط چوب نیست که میتواند در آب سالم باقی بماند. اجسادی که در زمینهای اشباع از آب دفن شدهاند نیز گاهی به طور طبیعی مومیایی شدهاند؛ بهطوری که در برخی موارد، پوست و حتی اندامهای داخلی آنها تا حدی سالم و دستنخورده باقی مانده است.

منبع تصویر، Getty Images
از جمله این اجساد میتوان به «مرد لیندو» اشاره کرد؛ بقایای مردی از عصر آهن که در سال ۱۹۸۴ در منطقه چشر کشف شد و اکنون به طور دائمی در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شده است.
جیل کوک میگوید: «بقایای بهدستآمده از لایههای اشباع از آب همیشه بسیار هیجانانگیز هستند، اما در حال حاضر نگرانی جدی وجود دارد؛ چون با تغییرات اقلیمی، بسیاری از این محیطهای مرطوب در حال خشک شدناند. وقتی این مناطق شروع به خشک شدن میکنند، آثاری که در خود حفظ کردهاند نیز به تدریج پوسیده و از بین میروند. به همین دلیل دسترسی به این محوطهها، که روایتگر داستانهای شگفتانگیز بسیاری هستند، اهمیت فراوانی دارد.»
روستاها و سکونتگاهها
جیل کوک میگوید طرحهای دولت بریتانیا در سال ۲۰۲۴ برای آسانتر کردن صدور مجوز ساختوساز مسکونی، ممکن است به کشف آثار باستانی بیشتری منجر شود. برخی پروژههای عمرانی به این دلیل متوقف شدهاند که در زمینهایی قرار دارند که احتمال وجود بقایای تاریخی در آنها مطرح است.
یکی از کشفیات سال ۲۰۲۵ که توسط مؤسسه باستانشناسی «گارد آرکیالوجی» مستقر در گلاسگو انجام شد، شناسایی یک تالار چوبی متعلق به دوره نوسنگی آغازین بود؛ بنایی که قدمتش هزار سال بیشتر از استونهنج برآورد شده است.
به نظر میرسد این تالار کاربری مسکونی داشته است، چون شواهدی از برگزاری ضیافتها و جشنها در آن یافت شده است. همچنین ابعاد بزرگ بنا نشان میدهد که احتمالا مکانی شناختهشده بوده و بازدیدکنندگانی از مناطق دورتر را نیز به خود جذب میکرده است.

منبع تصویر، Getty Images
چنین کشفی نشان میدهد که ادامه کاوشها تا چه اندازه اهمیت دارد. پروفسور لری بارهم نیز اشتیاق زیادی به جستوجوی روستاها و سکونتگاههای باستانی دارد، چون او در سال ۲۰۱۹ موفق به کشف قدیمیترین سازه شناختهشده جهان شد.
کشف او در آبشارهای کالامبو در زامبیا، دستکم ۴۷۶ هزار سال قدمت دارد؛ یعنی به دورانی پیش از ظهور گونه انسان خردمند (هومو ساپینس) بازمیگردد. این یافته نشان میدهد که انسانهای آن دوره توانایی استفاده از هوش و خلاقیت خود را برای کنار هم قرار دادن عمدی تنههای درخت و ساخت یک سازه داشتهاند.
این کشف همچنین حاکی از آن است که انسانهای اولیه، برخلاف تصور رایج که آنها را همواره در حال جابهجایی میداند، ممکن است به سکونت طولانیمدت در یک مکان نیز علاقهمند بوده باشند و تنها به زندگی کوچنشینی اکتفا نمیکردهاند.
پروفسور بارهم میگوید: «ممکن است روزی روستایی را کشف کنیم که خانههای آن از چوب ساخته شده باشند. شاید اکنون چنین احتمالی دور از ذهن به نظر برسد، اما پس از کشف آن سازه، این پرسش برایم مطرح شده است که چرا چنین چیزی ممکن نباشد؟»
او میافزاید: «مایلم بدانم این جوامع چگونه زندگی روزمره خود را سامان میدادند؛ اینکه غذا را در کجا آماده میکردند و احتمالا در چه مکانهایی میخوابیدند. دوست دارم تصویری هرچند محدود از زندگی روزمره مردمان آن دوران به دست آوریم.»
ردپای عامل طاعون
جیل کوک میگوید که به لطف فناوریهای نوین، باستانشناسان امروز تا حد زیادی شبیه کارشناسان بررسی صحنه جرم شدهاند.
او توضیح میدهد که نوآوریهایی مانند انگشتنگاری و آزمایش دیانای، که معمولا آنها را با کار پلیس مرتبط میدانیم، در باستانشناسی نیز کاربرد دارند: «امروزه ما محوطههای باستانی را از منظر همه انواع اطلاعات و با کمک شاخههای مختلف علمی بررسی میکنیم تا بتوانیم تصویری از آنچه واقعا در آن مکان رخ داده است، بازسازی کنیم.
حتی در مورد تدفینها هم میتوانیم دیانای عوامل بیماریزای مولد طاعون را پیدا کنیم. این عوامل دیگر عفونی نیستند، اما میتوان ردپای آنها را شناسایی کرد و ناگهان متوجه شد که چرا در دورهای خاص تعداد سکونتگاهها کاهش یافته است؛ چون اتفاقی رخ داده که بخش بزرگی از آن سرزمین را ویران کرده است.»



































