چرا اعتراضات در مدارس دولت فرانسه را به هراس انداخته است؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, هیو اسکوفیلد
- شغل, بیبیسی
- در, پاریس
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
همه رهبران فرانسه بهخوبی میدانند که باید یک اصل را جدی بگیرند: حضور جوانان معترض در خیابان به معنای دردسر است.
از زمان اعتراضات دانشجویی مه ۱۹۶۸، که شارل دوگل آنها را با واژه معروف شینلی، به معنای «هرجومرج»، توصیف کرد، دولتهای فرانسه همواره از رویارویی با جوانان خشمگین واهمه داشتهاند.
چرا؟ چون جنبشهای جوانان پیشبینیناپذیر و فاقد ساختار مشخص هستند و اغلب تشکیلات روشنی ندارند که بتوان با آن مذاکره کرد. چون وقتی آنها اعتراض میکنند، گروههای دیگر نیز به اعتراضات میپیوندند.
دلیل دیگر این است که به سبب جوان بودن معترضان، افکار عمومی معمولا با آنها همدلی میکند. همچنین اگر پلیس مرتکب اشتباهی شود و باعث جراحت یا اتفاقی بدتر شود، پیامدهای آن غیرقابل محاسبه خواهد بود. از سوی دیگر، تنها چند ماه تا انتخابات ریاستجمهوری باقی مانده است.
به همه این دلایل، هرگاه «جوانان خشمگین» به خیابانها میآیند، دولتها با احتیاطی فوقالعاده عمل میکنند.
اکنون نوجوانان فرانسوی در صف مقدم اعتراضات قرار دارند و هرچند خشمگین به نظر نمیرسند و حالوهوای حاکم بیشتر هیجانزده است تا عصبانیت، بیتردید دولت امانوئل مکرون را دچار وضعیتی کردهاند که روزنامه «لوموند» روز جمعه آن را «عرق سرد» توصیف کرد.
جنبشی که نزدیک به دو هفته پیش در منطقه کم درآمد سنسندنی در شمال پاریس آغاز شد، در چند روز گذشته به سراسر کشور گسترش یافته است.
روز پنجشنبه، که تاکنون اوج اعتراضات بوده، صدها دبیرستان، محل تحصیل دانشآموزان ۱۵ تا ۱۸ ساله در سالهای پایانی تحصیل، در محاصره معترضان قرار گرفتند. روز جمعه وضعیت بهتر شد، اما حدود ۴۰۰ دبیرستان برای محافظت از کارکنان و دانشآموزان تعطیل شدند. دانشگاهها نیز بهتدریج به این جنبش میپیوندند.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
خشونت نیز رخ داده است. روز پنجشنبه، آتشسوزی سالن اصلی یک دبیرستان در شهر نانت را نابود کرد. در سراسر کشور، در ورودی مدارس آتشسوزیهای کوچک بیشماری به راه افتاد که نمیتوان تکتک آنها را برشمرد. میزان خسارتها به میلیونها دلار میرسد.
به گفته ادوار ژفره، وزیر آموزش فرانسه، ۶۵ نفر از کارکنان آموزشی، از جمله ۴۰ مدیر مدرسه، زخمی شدهاند. او گفت: «بیشتر کارکنانی که آسیب دیدهاند، گفتهاند افرادی که در برابرشان قرار داشتند، دانشآموزان خودشان نبودند.»
علاوه بر این، دولت میگوید حدود ۳۰۰ مامور پلیس و آتشنشان به دلیل جراحت تحت درمان قرار گرفتهاند و حدود دو هزار نفر، عمدتا افراد زیر سن قانونی، بازداشت شدهاند. گروههای دانشآموزی نیز به نوبه خود میگویند فهرستی طولانی از افرادی دارند که به دست پلیس زخمی شدهاند. دو نوجوان دچار آسیبهای جدی چشمی شدهاند و یکی از آنها شمار زیادی از دندانهایش را از دست داده است.
اگر مسئله فقط پاسخ دادن به خواستههای معترضان بود، باز هم رسیدگی به آن بهاندازه کافی دشوار میبود. اما این بحران ابعاد سیاسی و اجتماعی دیگری نیز دارد که آن را بهمراتب خطرناکتر از اعتراضات دانشآموزی گذشته میکند.
معترضان خواستههایی دارند، هرچند این خواستهها همچنان مبهماند. این خواستهها به پول و کمبود آن مربوط میشوند. همچنین به نیاز به معلمان بیشتر، کلاسهای کمجمعیتتر و ساختمانهای بهتر.
بسیاری از مردم فرانسه در چنین موضوعهایی با نوجوانان موافقاند. در واقع، استفاده از اعتراض برای مطالبه پول از دولت چنان به عادتی ملی تبدیل شده است که حتی دولتها نیز مشروعیت آن را میپذیرند. البته شرایط نظام آموزشی واقعا در حال بدتر شدن است، چون منابع مالی بهشدت محدود شدهاند.
این هفته سباستین لوکورنو، نخستوزیر فرانسه، پیشنویس بودجه سال آینده را منتشر کرد. مضمون اصلی آن چنین است: «کاهش بیشتر هزینهها؛ و این بار کاملا جدی هستیم!»
اینکه آیا او میتواند مطابق وعدهاش حدود ۶۳ میلیارد دلار از هزینههای دولت بکاهد یا نه، همچنان محل پرسش است.
اما کاملا روشن به نظر میرسد که دوران دستودلبازی دولت در هزینهکرد عمومی برای فرو نشاندن ناآرامیهای اجتماعی در فرانسه رو به پایان است. دانشآموزانی که خواهان استخدام یک پرستار اضافی در مدرسه یا عایقبندی ساختمان غذاخوری هستند، احتمالا ناامید خواهند شد.
اما این نگرانی کوچکتر است.
نگرانی بسیار بزرگتر این است که جریان چپ رادیکال در حال هدایت این اعتراضات دانشآموزی باشد و خشونت روزهای اخیر، پیشدرآمد چیزی باشد که در سال انتخاباتی پیش رو در انتظار جامعهای با شکافهای عمیق و خطرناک سیاسی است.
از نظر جریانهای راست و میانه، تردیدی وجود ندارد که پشت ناآرامیهای دانشآموزی، دست پنهان و حسابگر حزب «فرانسه تسلیمناپذیر»، موسوم به الافآی، و نامزد محبوب آن در انتخابات ریاستجمهوری، ژانلوک ملانشون، قرار دارد.
رهبران حزب فرانسه تسلیمناپذیر بارها در کنار دانشآموزان ظاهر شدهاند، بهویژه در حومه سندنی پاریس، جایی که بالی باگایوکو، شهردار آن، به دلیل گفتن اینکه «خشونت گاهی میتواند مشروع باشد»، با انتقاد روبهرو شده است.

منبع تصویر، Getty Images
گزارشی داخلی که برای اداره پلیس پاریس تهیه شده و به رسانهها درز کرده است، آغاز این جنبش در سنسندنی را بررسی میکند. این گزارش نتیجه گرفته است که دانشآموزان از سوی «عناصر چپ افراطی در اتحادیههای دانشجویی و گروههای سیاسی مانند حزب فرانسه تسلیمناپذیر به اعتراض تحریک میشوند».
در این گزارش آمده است که تنشها «ممکن است بخشی از راهبردی برای شعلهور کردن ناآرامیها با هدف تحمیل دیدگاههای این گروهها پیش از انتخابات سراسری باشد».
نویسندگان گزارش برای پشتیبانی از نتیجهگیری خود به حضور معترضانی اشاره کردهاند که خود دانشآموز دبیرستان نیستند. آنها همچنین مبهم بودن خواستهها، برافراشته شدن پرچمهای فلسطین و الجزایر و استفاده از روشهایی مانند فراخوان برای برگزاری اعتراضات تکمیلی مقابل پاسگاههای پلیس را مطرح کردهاند، روشهایی که در شیوههای معمول چپ رادیکال جای دارند.
حزب فرانسه تسلیمناپذیر قاطعانه رد میکند که کاری فراتر از حمایت طبیعی خود از جنبشی انجام داده باشد که آن را مشروع میداند. ملانشون روز پنجشنبه از دانشآموزان خواست از خشونت پرهیز کنند، چون «خشونت فقط در خدمت منافع دشمنان ماست».
اما مخالفان ملانشون معتقدند این سیاستمدار کهنهکار ۷۵ ساله دقیقا میداند چه میکند. او در انتخابات ریاستجمهوری مه ۲۰۲۷ با احتمال قابل توجهی برای راهیابی به دور دوم روبهرو است، احتمالا در برابر مارین لوپن، نامزد راست افراطی.
نظرسنجیها نشان میدهند ملانشون در میان جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله فرانسه از حمایت گستردهای، در حدود ۴۰ درصد، برخوردار است. این حمایت در حومههای پرجمعیت شهرها که شمار مهاجران در آنها زیاد است، تمرکز دارد. مناطقی که سخنان او درباره «فرانسه جدید» و «آمیختگی فرهنگی و زبانی»، که بازتابدهنده تغییر زبان و ترکیب جمعیتی فرانسه است، با استقبال فراوان روبهرو میشود.
اما جوانان همچنین بیش از هر گروه دیگری در انتخابات فرانسه از رای دادن خودداری میکنند. بنابراین، با نزدیک شدن انتخابات، راهبرد این خواهد بود که پیوسته به این بخش از جمعیت یادآوری شود که حزب فرانسه تسلیمناپذیر در کنار آنهاست و رای آنها میتواند تاثیرگذار باشد.
اینکه آیا چنین رویکردی برای تضمین پیروزی ملانشون کافی خواهد بود یا نه، موضوع دیگری است. او بیتردید باید نظرسنجیهایی را جدی بگیرد که همگی نشان میدهند در صورت رقابت با لوپن در دور دوم، با اختلاف زیادی شکست خواهد خورد.
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، فرانسه وارد وضعیتی بسیار بیثبات خواهد شد، وضعیتی که اعتراضات جوانان در روزهای اخیر در واقع پیشدرآمد آن بوده است.



































