آیا ایران کنترل تنگه هرمز را از دست داده است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سعید جعفری
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
در هفتههای اخیر، کشورهای عربی خلیج فارس توانستهاند با افزایش عبور نفتکشها و استفاده بیشتر از مسیرهای جایگزین، صادرات نفت خود را به سطح پیش از جنگ بازگردانند؛ در حالی که ادامه محاصره دریایی آمریکا، صادرات ایران را نزدیک به صفر نگه داشته است.
این تحول در شرایطی رخ میدهد که تهران از ابتدای جنگ اخیر تلاش کرده بود از تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز به عنوان یکی از اصلیترین اهرمهای خود استفاده و با ایجاد اختلال در این آبراه راهبردی، توان چانهزنی اش را در مقابل آمریکا افزایش دهد.
در شرایط جدید، افزایش صادرات کشورهای همسایه، با تهدید مقامهای ایرانی مبنی بر اینکه توقف صادرات نفت خام ایران مانع صادرات دیگران هم خواهد شد، فاصله دارد. آیا تهران قدرت اعمال این تهدید را از دست داده و ایالات متحده توانسته کنترل رفتوآمد در هرمز را به دست بگیرد یا ماجرا پیچیدگیهای بیشتری دارد؟

چه چیزی در هرمز تغییر کرده است؟
بر اساس گزارش موسسه ردیابی کپلر، از اول تا ۲۸ سپتامبر روزانه دستکم ۱۶٫۵ میلیون بشکه نفت خام و میعانات از منطقه صادر شده که با میانگین پیش از جنگ، بدون احتساب نفت ایران، برابر است. حدود ۹٫۹ میلیون بشکه، معادل ۶۰ درصد این حجم، از هرمز عبور کرده؛ ۲۳ درصد در ساحل دریای عمان و عمدتا فجیره بارگیری شده و ۱۷ درصد از مسیر دریای سرخ خارج شده است. به گفته کپلر، حدود ۴۰ درصد کل نفت صادرشده از منطقه در سپتامبر از تنگه عبور نکرد و از طریق خطوط لوله زمینی به بنادر دریای سرخ یا خلیج عمان رسید؛ این رقم پیش از جنگ ۱۷ درصد بود.
موسسه کپلر برآورد کرده که عبور نفت ایران در ماه سپتامبر از هرمز پس از بازگشت محاصره در ماه ژوئیه نزدیک به صفر مانده است. ایران پیش از جنگ روزانه حدود ۱٫۷ میلیون بشکه صادر میکرد و با احتساب سهم آن، صادرات منطقه در سپتامبر به حدود ۹۱ درصد سطح پیش از جنگ میرسد.
بخشی از این تغییر با استفاده از خطوط لوله عربستان به دریای سرخ و امارات به فجیره ممکن شده، اما نفتکشها در داخل تنگه هم بیشتر رفتوآمد میکنند.
ناظران نقش آفرینی نیروی هوایی و دریایی ایالات متحده را یکی از اصلیترین دلایل افزایش تردد در تنگه هرمز میدانند.

عبور از تنگه در سایه تهدید
اما آیا این افزایش صادرات به معنای شکست راهبرد ایران در استفاده از اهرم تنگه هرمز در جنگ با آمریکا به شمار میرود؟ در بررسی تاثیر این وضعیت جدید بر قدرت ایران، حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بینالمللی بحران، بر هدف تهران از ایجاد ناامنی در تنگه تاکید میکند. او در گفتوگو با بیبیسی فارسی، آنچه مقامهای ایرانی «کنترل هوشمند» مینامند را تلاشی برای اخلال در رفتوآمد، افزایش خطر و تاثیرگذاری بر قیمت انرژی توصیف میکند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در این برداشت، حمله یا احتمال حمله میتواند مالکان کشتی، بیمهگران و خریداران را از پذیرش خطر منصرف کند و از همین طریق تجارت را محدود سازد. برای ایجاد چنین اثری، ایران لازم نیست مانع عبور تکتک کشتیها شود. تصمیم شرکتها درباره هزینه و امنیت سفر هم بخشی از محاسبه تهران است.
در همین حال، حمایتهای نظامی ایالات متحده هم نقش قابل توجهی در تغییر وضعیت در تنگه هرمز داشته است. مارتین کلی، تحلیلگر ارشد اطلاعاتی شرکت امنیتی «ایاواس ریسک گروپ» (EOS Risk Group)، به بیبیسی وریفای گفت پشتیبانی آمریکا عمدتا به شکل «پشتیبانی هوایی از کشتیها» است؛ از جمله صدور هشدار و رهگیری تهدیدهای ورودی مانند پهپاد، موشک یا قایق.
با این حال، کشتیهایی که از مسیر جنوبی پیشنهادی آمریکا در نزدیکی سواحل عمان عبور میکنند، و برای استفاده از مسیر شمالی ایران از این کشور کسب مجوز نمیکنند، همچنان هدف حمله قرار میگیرند.
در چنین شرایطی هم گزارشها از هدف قرار گرفتن این نفتکشها از سوی ایران منتشر شده است. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO)، در ۲۱ سپتامبر از اصابت پرتابهای ناشناس به یک نفتکش ورودی و در ۲۳ سپتامبر از آتشسوزی یک کشتی باری پس از اصابت پرتابه خبر داد.
ادامه این حوادث نشان میدهد کشتیها همچنان در معرض خطرند، هرچند از وقوع حملات نمیتوان نتیجه گرفت توان نظامی ایران نسبت به گذشته تغییری نکرده است.
نفتکشهای شاتل امارات
با راه افتادن شبکه نفتکشهای شاتل، امکان سفر میان بنادر خلیج فارس و نقاط انتقال محموله به بیرون تنگه فراهم شده است. این کشتیها نفت را خارج از هرمز به نفتکشهای دیگری تحویل میدهند که مسیر طولانیتر تا بازارهای مصرف را طی میکنند. کپلر دستکم ۶۳ نفتکش بسیار بزرگ را در این شبکه شناسایی کرده است؛ ۳۵ فروند از آنها بهطور منظم، تقریبا هر ۱۶ روز، یک رفتوبرگشت انجام میدهند. در ماه اوت، بیش از ۷۰ درصد نفت خام عبوری از هرمز در نزدیکی فجیره از یک کشتی به کشتی دیگر منتقل شده است.

منبع تصویر، Getty Images
در توضیح نقش امارات، آقای عزیزی بر پذیرفتن بخشی از خطر تجارت از سوی دولت امارات تاکید دارد؛ حمایتی که به رغم آگاهی از تهدیدهای موجود ادامه داشته و تلاش شده است که وضعیت صادرات نفت خام بهبود یابد. حمیدرضا عزیزی در این خصوص میگوید: «ترکیب ابتکار اقتصادی امارات با اقدامات نظامی و عملیاتی ایالات متحده باعث شده راهبرد ایران برای ایجاد اخلال در تنگه با مشکل روبهرو شود.»
اما با توجه به شرایط ویژه و همچنین حضور بازیگران مختلفی که در این وضعیت با مشکلاتی رو به رو شدهاند، ابتکارهای جدید نتوانسته برای همه آنها راهحلهایی طراحی کند.
هزینه این رفتوآمدها را چه کسی میپردازد؟
انتقال محموله به کشتی دوم، تامین نفتکش و پشتیبانی نظامی، هزینههایی به تجارت منطقه اضافه کرده که بخشی از آن را دولتها و شرکتهای صادرکننده میپردازند. برای بررسی دوام این ترتیبات، میزان درآمدی که با وجود این هزینهها باقی میماند هم اهمیت دارد.
در عراق، افزایش صادرات با تخفیفهای سنگین برای خریدارانی در نظر گرفته که نفت عراق را در خلیج فارس تحویل بگیرند. بر اساس سندی که بلومبرگ بررسی کرده، شرکت دولتی بازاریابی نفت عراق برای محمولههای اکتبر، نفت بصره متوسط را ۳۴٫۵ دلار و بصره سنگین را ۳۷ دلار پایینتر از شاخصهای مرجع بازار مقصد عرضه کرده است.
صادرات عراق، بر اساس دادههای کپلر، در سپتامبر به دستکم ۲٫۶ میلیون بشکه در روز رسیده است. بنابراین، تخفیفهای سنگین در کنار افزایش فروش قرار گرفتهاند و نشان میدهند حفظ حجم صادرات لزوما به معنای حفظ درآمد حاصل از هر بشکه نیست.
آقای عزیزی با اشاره به هزینه حفظ صادرات میگوید: «هزینههایی که به شکل تخفیف یا، در مورد امارات، برای پوشش ریسک پرداخت میشود، در بلندمدت بهسختی قابل استمرار است. برای آمریکا هم هزینه پشتیبانی نظامی مطرح است.»
مارتین کلی هم تاکید میکند که این پرسش وجود دارد که این کشتیهای شاتل تا چه زمانی دوام میآورند، به ویژه که حملات به آنها ادامه دارد.
هنوز روشن نیست فشار مالی و عملیاتی در چه نقطهای ادامه این ترتیبات را برای دولتهای درگیر دشوار خواهد کرد.
چه زمانی میتوان از بازگشت شرایط عادی گفت؟
هرچند افزایش تردد در ماه سپتامبر چشمگیر بوده اما در عین حال این کشتیها بیشتر نفتکشهایی بودهاند که نفت خام را از کشورهای خلیج فارس راهی بازارهای جهانی کردهاند.
برآورد شرکت کپلر نشان میدهد که میزان عبور کشتیهای حامل الانجی، الپیجی، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی هم به شکل معناداری نسبت به پیش از جنگ کاهش یافته است.
در میانگین هفتروزه منتهی به ۲۸ سپتامبر، کپلر خروج روزانه حدود ۱۳٫۵ میلیون بشکه نفت خام از مسیر هرمز را ثبت کرده که تقریبا با مبنای پیش از جنگ برابر است. در همان بازه، حجم گروه فرآوردهها حدود ۸۱ درصد کمتر از آن مبنا بوده است.
فاصله میان بازیابی نفت خام و سایر محمولهها، ارزیابی وضعیت هرمز را پیچیدهتر میکند. رویترز در ۲۸ سپتامبر از افزایش رفتوآمد کشتیهای مرتبط با قطر خبر داده، اما وضعیت گاز، کود و واردات کشورهای منطقه در آمار نفت خام منعکس نمیشود. علاوه بر وضعیت گاز و مواد شیمیایی، واردات به کشورهای منطقه هم حل نشده و دستکم فعلا راهکاری برای حل این مسئله پیشبینی نشده است.
برای کشورهای منطقه، تامین کالا از مسیر دریا نیز اهمیت دارد و افزایش خروج نفت خام، تصویر کاملی از وضعیت کشتیهایی که باید وارد خلیج فارس شوند به دست نمیدهد.
در ارزیابی موازنه کنونی، سایمون هندرسون، پژوهشگر موسسه واشنگتن و تحلیلگر مسائل کشورهای خلیج فارس، به بیبیسی فارسی میگوید: «آمریکا الان قدرت نظامی برتر را در خلیج فارس دارد و بهخوبی با تهدیدهای ایران مقابله میکند و موفق شده مقدار زیادی نفت را از خلیج فارس، از طریق کریدور جنوبی که نزدیک عمان است، خارج کند. در نتیجه درست است که فکر کنیم ایران دست پایین و آمریکا دست بالا را دارد. ولی همانطور که بر اساس تجربه یاد گرفتیم، هیچ کس نمیداند این وضعیت تا چه زمانی دوام میآورد.»
با افزایش خروج نفت خام و ادامه محدودیت صادرات ایران، تهران در اجرای تهدید خود درباره جلوگیری از صادرات دیگران با مانع جدی روبهرو شده است. آمریکا و کشورهای منطقه توانستهاند بخشی از تجارت را با وجود ناامنی ادامه دهند، هرچند فاصله صادرات فرآوردهها با سطح پیش از جنگ و ابهام درباره وضعیت واردات وجود دارد، نشان میدهد این بهبود همه فعالیتهای تجاری هرمز را در بر نگرفته است.
برای نتیجهگرفتن درباره از دست رفتن اهرم ایران، باید دید این رفتوآمدها با چه هزینه و پشتیبانیای و برای چه مدت زمانی ادامه پیدا میکنند.
ادامه این رفتوآمدها به تامین پشتیبانی نظامی و پذیرفتن هزینههای اضافی وابسته است. دادههای موجود نمیتوانند ارزیابی دقیقی نسبت به زمان یا سقف تحمل این هزینهها را ارائه دهند. ضمن اینکه افزایش صادرات نفت خام نیز برای اعلام پایان قدرت فشار ایران کافی نیست. بخشی از آن فشار میتواند در هزینهای باقی بماند که دولتهای مقابل برای ادامه تجارت میپردازند؛ اما اینکه آیا این هزینه سرانجام بر تصمیم سیاسی آنها اثر خواهد گذاشت یا خیر پرسشی است که پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد.
چرا قیمت نفت هنوز پایین نیامده است؟
هرچند صادرات نفت خام، بر اساس دادههای کپلر، به سطح پیش از جنگ بازگشته، این لزوما به معنای بازگشت بازار به شرایط عادی نیست.
نخست اینکه بازار هنوز به دوام این وضعیت اطمینان ندارد. در آتشبس ژوئن و ژوئیه، با نزدیک شدن صادرات به سطوح مشابه، نفت برنت تا حدود ۷۰ دلار پایین آمد، اما این بار با همان حجم صادرات، قیمت همچنان بالا مانده است؛ نشانهای از اینکه ریسک ازسرگیری درگیری و اختلال دوباره در عرضه همچنان در بازار جدی گرفته میشود.
دلیل دوم، کاهش شدید ذخایر است. از آغاز جنگ بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه از ذخایر نفتی جهان مصرف شده و در عین حال خرید چین نیز دوباره افزایش یافته است؛ در نتیجه حاشیه امن بازار کمتر شده است.
سوم، صادرات فرآوردههایی مانند دیزل و سوخت جت هنوز بسیار پایینتر از سطح عادی است؛ یعنی بازگشت صادرات نفت خام بهتنهایی به معنای عادی شدن کل زنجیره عرضه نیست.
و چهارم، این صادرات با هزینه و پیچیدگی بیشتری ادامه دارد؛ از کرایه بالای نفتکشها و انتقال کشتیبهکشتی گرفته تا مسیرهای جایگزین و تدابیر امنیتی.
در نتیجه، افزایش عبور نفتکشها از تنگه هرمز بهتنهایی برای پایین آوردن قیمت کافی نیست؛ بازار همچنان ریسک اختلال دوباره، کاهش ذخایر و هزینه بالای انتقال نفت را در قیمتها لحاظ میکند.



































