ایست‌های بازرسی و ترس و نگرانی کاربران ایرانی از نقض حریم شخصی

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

در هفته‌های اخیر، ایست‌های بازرسی در تهران و برخی شهرهای دیگر، به یکی از پرتکرارترین موضوعات در پیام‌های بعضی از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است. این پیام‌ها، که تنها بخشی از تجربه‌های شهروندان را بازتاب می‌دهند و لزوما تصویر کامل جامعه نیستند، از فضایی می‌گویند که برای برخی با ترس، کنترل و نقض حریم خصوصی همراه شده است.

یکی از کاربران نوشته است: «چقدر ایست بازرسی‌ها در تهران زیاد شده‌اند.» دیگری می‌گوید: «ایست بازرسی‌ها پر شده است از بچه‌های ۱۵–۱۶ ساله که اسلحه دستشان است.»

در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران گزارش‌هایی از حضور کودکان و نوجوانان در ایست‌های بازرسی در ایران منتشر شد و در چند مورد خبر کشته‌شدن تعدادی از آنها در حملات هوایی نیز اعلام شد.

در بسیاری از روایت‌ها، بازرسی تلفن همراه در این ایست‌های بازرسی، به‌عنوان یکی از نگرانی‌های اصلی نویسندگان پیام‌ها مطرح شده است. برخی کاربران برای مقابه با این امر، توصیه‌هایی درباره پاک کردن عکس‌ها، خالی کردن صندوق پیام‌ها، خروج از حساب کاربری شبکه‌های اجتماعی یا ساخت حساب‌های جعلی مطرح کرده‌اند.

در یکی از پیام‌ها با طعنه آمده است: «تمام این دستورالعمل‌های امنیتی برای خروج از خانه یک شهروند عادی است.» در مقابل، برخی دیگر نوشته‌اند با وجود این‌که بارها از ایست‌های بازرسی عبور کرده‌اند، هیچ‌گاه با چنین درخواستی مواجه نشده‌اند: «در طول این ۴۵ روز با گذر از صدها ایست بازرسی، حتی یک بار هم گوشی نخواستند.»

با این حال روایت‌های متفاوت شهروندان نشان می‌دهد هرچند تجربه آنها یکدست نیست، اما ترس از نقض حریم خصوصی در بسیاری از پیام‌ها مشترک است.

حکومت ایران و حامیانش می‌گویند این تمهیدات برای حفظ امنیت در شرایط استثنایی جنگ است. از آغاز جنگ مسئولین حکومت ایران شهروندان را از انتشار فیلم و عکس حملات آمریکا و اسرائیل یا ارسال آنها برای رسانه‌های خارج از کشور برحذر می‌کنند. به نظر می‌رسد آنها از جمله نگران هستند که نیروهای آمریکا و اسرائیل با استفاده از این تصاویر بتوانند دقت حملات خود را ارزیابی کنند.

در همین راستا ارسال ویدیوها به رسانه‌های خارج از کشور جرم‌انگاری شده و به عنوان جاسوسی و همکاری با دشمن از آن یاد شده است. طرح «تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و دولت‌های متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» که اخیرا در مجلس تصویب شد برای ارسال‌کنندگان تصاویر در شرایط جنگی به شبکه‌هایی که حکومت ایران «معاند» لقب می‌دهد، ۱۵ تا ۲۵ سال حبس در نظر گرفته است. این طرح هنوز به قانون تبدیل نشده و باید به تایید شورای نگهبان برسد.

این درحالی است که از ابتدای جنگ، اینترنت در ایران به طور کامل برای عموم مردم قطع شده و هرگونه ارتباط با شبکه جهانی به جز عده معدودی تقریبا غیرممکن است.

در برخی پیام‌ها، کاربران از حضور نوجوانان مسلح یا زنان با چادر و اسلحه در ایست‌های بازرسی گفته‌اند. در یکی از پیام‌ها، فردی نوشته است: «ایست بازرسی‌ها همه‌شان یک رگبار روی وانت دارند.» کاربر دیگری می‌گوید: «با این ایست بازرسی‌ها و تهدیدها و ترسناک نشان دادن جو حاکم، بجز اینکه استرس بیهوده به جوان این مملکت بدهید، کاری از پیش نمی‌رود.»

در کنار این فضای امنیتی، برخی کاربران از کارناوال‌های صوتی شبانه نیز نوشته‌اند؛ خودروهایی با بلندگوهای پرقدرت که شب‌ها در محله‌ها حرکت می‌کنند و نوحه یا سرودهای جنگی پخش می‌کنند. یکی از کاربران می‌نویسد: «۷–۸ تا ماشین با صدای نوحه هیستریک و عصبی، ساعت ۱۱:۳۰ شب توی محله مسکونی می‌چرخند.» دیگری می‌گوید: «تو حریم خانه‌ات نشستی که یادت برود اسیری… تا اینکه با صدای سرسام‌آور بلندگو دوباره می‌کوبند توی سرت.»

از ابتدای جنگ، مقامات حکومت ایران به‌صورت مداوم از هواداران خود می‌خواهند تا برای نشان دادن حمایت خود هر شب به خیابان‌ بروند. شبکه‌های تلویزیونی ایران نیز در تمام این مدت این تجمعات را پوشش می‌دهند.

همزمان به مخالفان حکومت نیز اخطار داده شد که اگر به خیابان بیایند بشدت با آنها برخورد خواهد شد. ناظران بر این باورند که حکومت ایران در ابتدای جنگ نگران بود بعضی از مخالفان حکومت از شرایط بی‌ثباتی ناشی از جنگ استفاده کرده و علیه حکومت ایران به خیابان بیایند.

در کنار این روایت‌ها، قطع طولانی‌مدت اینترنت نیز در پیام‌های مردمی به‌عنوان عاملی مهم در افزایش فشار روانی و اختلال در زندگی روزمره مطرح شده است.

یکی از کاربران نوشته: «بابام با ۸۴ سال و بچه‌ام با ۱۲ سال، هر دو از نبود اینترنت کلافه‌ هستند… ۴۵ روز است فقط به گوشی‌هایشان نگاه می‌کنند.»

دیگری می‌گوید: «واقعا سخته… خسته شدم از قطع اینترنت.»

در مجموع، این پیام‌ها، با وجود تعداد محدودشان و در حالی‌که نماینده کل جامعه بزرگ ایران نیستند، تصویری از تجربه‌های فردی ارائه می‌دهند که در آنها نگرانی از حریم خصوصی، فشار روانی و اختلال در ارتباطات دیجیتال از موضوعات پرتکرار است.