شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
مذاکرات در اسلامآباد؛ چه کسانی سرنوشت جنگ آمریکا و ایران رقم میزنند؟
- نویسنده, مهرنوش پورضیایی
- شغل, بیبیسی، واشنگتن
- زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
نمایندگان ایران و آمریکا این بار در پاکستان در حالی مذاکرات خود را آغاز میکنند که انگشت هر دو طرف روی «ماشه» است و دیوار بیاعتمادی بیش از هر زمان دیگری بین دو طرف بلند است. جی دی ونس، معاون رئيس جمهور آمریکا، استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، و جارد کوشنر، داماد ۴۵ ساله دونالد ترامپ ترکیب اصلی تیم مذاکرات آمریکا را تشکیل میدهند در سوی ایران نیز عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران قرار دارند.
جی دی ونس
جی دی ونس، معاون رئيس جمهور آمریکا، رهبری هیات آمریکایی را در مذاکرات اسلامآباد بر عهده دارد. مذاکراتی که میتواند به یکی از مهمترین ماموریتهای دیپلماتیک او تبدیل شود که سودای ریاست جمهوری هم در سر دارد.
آقای ونس در ۴۲ سالگی با ترکیبی کمسابقه از تجربه جنگ، دانشگاه و سیاست وارد کاخ سفید شده است.
او در خانوادهای کارگری و با طی دوران کودکی سخت، در «میدلتاون» اوهایو بزرگ شد و در پایان دبیرستان به نیروی تفنگداران دریایی آمریکا پیوست. در سال ۲۰۰۵، همان زمانی که روند تلفاتگیری گروههای نیابتی ایران در عراق با بمبهای جادهای از سربازان آمریکا رو به بحرانی شدن گذاشت، آقای ونس بهعنوان خبرنگار جنگی تفنگداران دریایی به عراق رفت و شش ماه روایت سربازان آمریکایی را ثبت کرد. در آن زمان بیست و یک سال داشت.
در سال ۲۰۰۷ نیروی تفنگداران دریایی را ترک کرد و به دانشگاه رفت. ابتدا از دانشگاه ایالتی اوهایو لیسانس فلسفه و علوم سیاسی گرفت و بعد از دانشکده حقوق «ییل» درجه تخصصی عالی گرفت. او به پیشنهاد یکی از استادان خود در همین دانشگاه کتاب خاطراتش را با عنوان «مرثیه هیلبیلی» نوشت و تصویری از طبقه کم درآمد سفیدپوست ارائه کرد. آقای ونس در آن کتاب از خانوادهاش در اوهایو نوشت، از فقر، اعتیاد، خشونت خانگی و کسانی که حس میکردند آمریکا آنها را فراموش کرده است. انتشار این کتاب در سال ۲۰۱۶ درست در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی دونالد ترامپ برای ریاست جمهوری بود. زمانی که آقای ترامپ از جمله با وعده دیدن همین بخش از جامعه آمریکا و بلند کردن صدای آن در واشنگتن به کاخ سفید رسید. «مرثیه هیلبیلی» چنان پرفروش شد که ونس را از یک شخصیت گمنام به چهرهای ملی تبدیل کرد.
آقای ونس در سال ۲۰۲۲، بعد از پس گرفتن انتقاداتش علیه دونالد ترامپ و با حمایت او به عنوان سناتور جمهوریخواه از ایالت اوهایو وارد سنا شد. با شعار حمایت از کارگران صنعتی، بازگرداندن تولید به داخل آمریکا و سختگیری در قبال مهاجرت جایگاه خود را در جنبش «آمریکا اول» تثبیت کرد.
آقای ونس تنها گرایش سیاسیاش را از مخالف ترامپ به همراه او تغییر نداده است و نشان داده که از تغییر دادن راه و منش خود ابایی ندارد. او ابتدا نام زمان تولدش را از جیمز دونالد باومن به جیمز دیوید همل و سرانجام به جیدی ونس تغییر داد. در عین حال او در مقالهای نوشته است که علیرغم تربیت در فضایی پروتستان مسیحی بعد از بازگشت از عراق «ملحد» شده است، و نهایتا در سال ۲۰۱۹ با غسل تعمید در ۳۵ سالگی به مسیحیان کاتولیک پیوسته است.
در تمامی این سالها اما او بر سر مخالفتش با درگیر شدن آمریکا در جنگهای خارجی محکم ایستاده است. او از مخالفان سرسخت کمک نظامی آمریکا به اوکراین است و برخورد تند او با ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین، در واشنگتن به یاد بسیاری مانده است. در جریان عملیات نظامی آمریکا علیه حوثیان یمن، که مکاتبات مقامهای آمریکایی به «سیگنال گیت» مشهور شد، مشخص شد که آقای ونس در گفتگوهای خصوصی نیز به وضوح با این حملات مخالفت کرده است.
بر اساس گزارش نیویورک تایمز در جریان تصمیمگیری درباره آغاز جنگ آمریکا و اسرائيل علیه ایران در ۲۸ فوریه نیز آقای ونس به صراحت با آغاز جنگ مخالفت کرده و آن را مخالف منافع آمریکا خوانده، اما با اصرار دونالد ترامپ تصمیم گرفته از رئيس جمهور حمایت کند.
او چهرهای تازه در مذاکرات میان ایران و آمریکاست که چندین سال است بین دو کشور گاه و بیگاه در جریان بوده است.
عباس عراقچی
عباس عراقچی سالها در مذاکرات ایران و غرب نقش ایفا کرده است.
آقای عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، ۶۳ ساله و متولد تهران است. همسر اول او بهاره عبداللهیان، فرزند علیعبداللهیان است که از چهرههای نزدیک به حزب موتلفه اسلامی محسوب میشود و زمانی از او به عنوان یکی از چهرههای قدرتمند اتاق بازرگانی نام برده میشد. خود آقای عراقچی میگوید تنها پسر خانواده خود بوده که سمت تجارت نرفته و سیاست را انتخاب کرده است.
او در هفده سالگی، در سال ۱۳۵۸ به سپاه پاسداران پیوسته و در جنگ ایران و عراق شرکت کرده اما اواسط دهه شصت چند سال پیش از پایان جنگ با پذیرش در دانشکده وزارت خارجه عملا مسیر سیاست را پیش میگیرد.
بعد از پایان دوره خود در این دانشگاه از سپاه رسما خارج میشود، اگر چه خود او گفته است «قلبش همیشه با سپاه است» و «لباسهای مقدس آن زمان» را خوب نگاه داشته است.
آقای عراقچی مانند معاونش کاظم غریبآبادی، کارش را به عنوان کارشناس بخش بینالملل وزارت خارجه آغاز کرد و مدتی سرپرستی نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی در شهر جده را بر عهده داشته است. اما دوره اصلی کاری او به عنوان دیپلمات در سال ۱۳۷۸بود، زمانی که محمد خاتمی رئيس جمهور وقت او را به عنوان سفیر ایران در فنلاند انتخاب کرد.
بعد از بازگشت به ایران در سال ۸۲، حدود یک سال رئیس اداره اول اروپای غربی وزارت خارجه و بعد از آن رئیس دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه شده که زمانی خود دانشجوی آن بود.
بعد از پیروزی محمود احمدینژاد مدتی سفیر دولت او در ژاپن شد. پس از آن همراه با سعید جلیلی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و مسئول مذاکرات هستهای، در بعضی از جلسات این مذاکرات حضور داشت و چهار ماه نیز سخنگوی وزارت خارجه آقای احمدینژاد بود.
گفته میشود در این مقام رابطه نزدیکتری با رسانهها برقرار کرد که به گفته خبرنگاران بعدها در جریان مذاکرات هستهای منجر به برجام، به ارتباط او با رسانهها کمک بسیاری نمود.
در دولت حسن روحانی پرونده دیپلماتیک او به عنوان معاون حقوق و بینالملل جواد ظریف وزیر خارجه وقت اهمیت بیشتری پیدا کرد. در این دوره داستانها و روایتهای سیاسی و شخصی زیادی از تیم مذاکرات منتشر شد که در آنها عباس عراقچی، از نگاه غربیها به عنوان چهرهای آرام، اما سختگیر معرفی میشد.
او در میان دیپلماتهای غربی با وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا که همسطحش بود، رابطه نزدیکی برقرار کرد و بعدها، خانم شرمن در مصاحبههای گوناگون از این روابط صحبت کرد و از جمله گفت دو طرف عکس نوههای خود را به هم نشان دادهاند.
با روی کار آمدن دولت ابراهیم رئیسی، عباس عراقچی از معاونت وزارت امور خارجه کنار رفت و جای خود را به علی باقری کنی داد که در حلقه نزدیکان سعید جلیلی بود.
او درجریان کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ از جمله مشاوران سیاست خارجی مسعود پزشکیان بود و نهایتا با پیروزی آقای پزشکیان وزیر خارجه ایران و مسئول مذاکرات این کشور با آمریکا شد.
عباس عراقچی با وجود آن که تلاش میکند از حاشیه دور بماند، اما نامش تاکنون چند بار به سرخط خبرهای جنجالی راه پیدا کرده است.
کمتر از یک ماه بعد از امضای برجام، انتشار صحبتهای او در یک جلسه «خصوصی و کاری» با مدیران خبر صدا و سیما با انتقاد و حملات زیادی از سوی مخالفان برجام روبرو شد.
خبرگزاری صدا و سیما در گزارشی از آن جلسه - که به سرعت حذف شد - نوشت آقای عراقچی برنامه هستهای ایران را از نظر اقتصادی «خسرانی بزرگ» توصیف کرده و گفته است: «ما این هزینهها را برای عزت، استقلال و پیشرفتمان دادهایم.»
استیو ویتکاف
استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، وکیل میلیاردر و سرمایهدار حوزه املاکی است که بدون تجربه دیپلماتیک به یکی از مهرههای کلیدی در سیاست خارجی کاخ سفید و مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شده است.
او رفاقتی قدیمی با رئيس جمهوری آمریکا دارد. اولین برخورد او با دونالد ترامپ بر سر حساب کردن اتفاقی یک ساندویچ در نیویورک بوده است. زمانی که آقای ترامپ پول نقد همراه خود نداشته است. او از معدود نزدیکان دونالد ترامپ است که در بعد از شکست انتخاباتی در سال ۲۰۲۰ و پروندههای حقوقی متعددش، در کنار او مانده و در فلوریدا همراه و پشتیبان او بوده است. موضوعی که اعتماد میان دو نفر را ریشهدار تر از پیش کرده است. آقای ویتکاف هیچ تلاشی برای پنهان کردن علاقهاش به رئيس جمهوری آمریکا نمیکند، او را قویترین مردی که در زندگی خود دیده میخواند و میگوید به خاطر همین شیفتگی وارد کار املاک شده است.
او رهبری مذاکرات دولت دوم ترامپ با ایران را، از همان ابتدا در مسقط و رم تا گفتگوهای ژنو بر عهده داشت. با آغاز جنگ آمریکا و اسرائيل با ایران درست در جریان مذاکرات ژنو، انتقادات زیادی در رسانهها از عملکرد غیرحرفهای او در این مذاکرات مطرح شد و عباس عراقچی وزیر خارجه ایران گفت که دیگر هیچ اعتمادی به طرف آمریکایی وجود ندارد.
آقای ویتکاف که نقش مذاکره کننده در جریان جنگ اوکراین و روسیه، و نیز آتشبس میان حماس و اسرائيل را هم بر عهده داشته میگوید از معدود مذاکرهکنندگان آمریکایی است که لزوما به دنبال اثبات یک ایدئولوژی نیست و «هدف رئيس جمهور آمریکا» برایش در اولویت است.»
آقای ویتکاف در یکی از مصاحبههای خود درباره رویکرد خود در مذاکرات گفته است: «من سعی میکنم خودم را به جای طرف مقابل بگذارم و ببینم که چه میخواهد. بعد باید مشخص کنیم که ما چه چیزی میتوانیم به او بدهیم که بتواند (با دست پر) از مذاکره خارج شود.» او تاکید دارد که اصولی که بر مذاکرات آتش بس حماس حاکم بود در قبال گفتگوها با ایران نیز حاکم است. «من به رئيس جمهور گفتم به نظر من آنها خیلی در یک ایدئولوژی قفل نشدهاند. آنها هم به دنبال راه جایگزین میگردند. وقتی متوجه شوید که آنها هم میخواهند زندگی کنند میتوانید با آنها به شیوهای موثرتر گفتگو کنید.»
آقای ویتکاف در عین حال رابطه بسیار خوبی با اسرائيل و جامعه یهودیان آمریکا دارد. آقای ویتکاف گفته است در زمان ریاست جمهوری جو بایدن و زمانی که در جریان جنگ غزه، دولت او ارسال بمب به اسرائيل را به حالت تعلیق درآورد به یکباره یهودیان ثروتمند آمریکایی با او تماس گرفتهاند تا به کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ کمک کنند. او گفته است شخصا مسئولیت جمعآوری کمکهای مالی «شش هفت رقمی» از سوی حامیان یهودی آمریکایی را بر عهده گرفته است.
ویتکاف در طول سالها میلیونها دلار به اهداف سیاسی ترامپ کمک مالی کرده است. اگرچه حمایت مالی او از جمهوریخواهان منحصر به آقای ترامپ نبوده است. رابطه مالی او با خانواده ترامپ نیز بسیار جدی و البته جنجالی است و از جمله در پروژه رمزارز خانوادگی رئیسجمهور به نام «ورلد لیبرتی فایننشال» همکاری دارد.
جارد کوشنر
جارد کوشنر، داماد ۴۵ ساله دونالد ترامپ مانند استیو ویتکاف تجربه دیپلماتیک ندارد با این حال نقش مهمی به ویژه در سیاستهای مهم مرتبط با خاورمیانه ایفا میکند. او در دوره اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ مشاور ارشد رئيس جمهور بود و نقش مهمی در مذاکرات منجر به امضای پیمان ابراهیم ایفا کرد. او در دوره دوم دونالد ترامپ هم در جریان مذاکرات آتش بس میان حماس و اسرائيل، روسیه و اوکراین، و مذاکرات با ایران در کنار و همراه استیو ویتکاف بوده است.
رئيس جمهوری آمریکا هفته گذشته در جریان اولین جلسه رسمی هیات صلح خود اعلام کرد میخواهد آقای کوشنر را به عنوان نماینده صلح در دولت خود انتخاب کند.
آقای کوشنر در همین اجلاس گفت: «گذشته را نمیتوانیم تغییر بدهیم اما فکر میکنم چیزی که امروز شاهدیم نشان میدهد که اگر متمرکز شویم و درست عمل کنیم میتوانیم آینده را عوض کنیم.»
او رابطه خوبی با برخی متحدان دونالد ترامپ از جمله محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان دارد. رابطهای که به گزارش روزنامه نیویورک تایمز در نوامبر ۲۰۱۶ و پیش از ورود آقای ترامپ به کاخ سفید، با دیدار بن سلمان و جرد کوشنر در نیویورک آغاز شد. بر همین اساس در زمانی که بن سلمان وزیر دفاع و معاون ولیعهد بود جرد کوشنر عامل دعوت او به کاخ سفید و دیدارش با دونالد ترامپ شد. یک ماه بعد از این دیدار محمد بن نایف از ولیعهدی در عربستان کنار گذاشته شد و بن سلمان جای او را گرفت.
منافع مالی عظیم جرد کوشنر در خاورمیانه پرسشهایی را درباره ایفای نقش او در خاورمیانه ایجاد کرده است.
از زمان امضای پیمان ابراهیم چندین کشور منطقه میلیاردها دلار در شرکت افینیتی پارتنرز سرمایهگذاری کردهاند که آقای کوشنر راهاندازی کرده است. اما حامیان آقای کوشنر میگویند همین رابطه راه او را برای رسیدن به توافق در مذاکرات دشوار خاورمیانه هموارتر میکند.
محمدباقر قالیباف
محمد باقر قالیباف متولد ۱۳۴۰ در منطقه طرقبه مشهد است و از نوجوانی با عضویت در «نهادهای انقلابی» و سپس پیوستن به سپاه پاسداران در سالهای جنگ ایران و عراق، مسیر خود را تا ردههای بالای نظامی طی کرده است.
همین مسیر در سالهای بعد از جنگ او را به قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا رساند . قرارگاهی که سالها اسلحه و اقتصاد را توامان در اختیار داشته است. او در سالهای پایانی دهه ۷۰ فرماندهی نیروی هوایی سپاه را به دست گرفت و در سال ۱۳۷۹، یک سال پس از اعتراضات کوی دانشگاه تهران، برای پنج سال فرمانده نیروی انتظامی شد.
آقای قالیباف گفته است در جریان این اعتراضات، نامه تند فرماندهان سپاه را به رئيس جمهوری وقت، همراه با قاسم سلیمانی، فرمانده وقت سپاه قدس، نوشته و در آن نسبت به وجود «ردپای دشمن» در اعتراضات دانشجویی هشدار داده بود. یک فایل صوتی افشا شده از آقای قالیباف موضع او را در قبال برخورد با معترضان در تاریخ سیاسی ایران ثبت کرده است. او در این فایل با صدایی آرام و صریح میگوید در جریان اعتراضات دانشجویان در کوی دانشگاه تهران جزء «چوب به دستان» بوده است و با افتخار میگوید «وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زنها هستیم. افتخار هم میکنیم.»
آقای قالیباف در سال ۱۳۸۴ پس از نخستین شکست در انتخابات ریاست جمهوری، شهردار تهران شد و رکورد طولانیترین دوره مدیریت شهرداری پایتخت را به نام خود زد.
در این دوره نام او هم با پروژههای بزرگ عمرانی پیوند خورد و هم با پروندههای فساد. دوران ۱۲ ساله شهرداری، قالیباف را بعضی دوران گذار تهران به مدرنیسم تعبیر میکنند. برخی نیز آن را ماجراجوییهای پرهزینه و کمفایده یک سیاستمدار جاهطلب میدانند و به خاطر بلندپروازیها، توسعه شتابزده و هزینهای که روی دست تهران گذاشته سرزنشش میکنند. «املاک نجومی»، آوار پلاسکو روی سر ماموران آتشنشانی، فساد مالی در لایههای مدیریت شهرداری و بدهیهای میلیاردی شهرداری هم در دوران مدیریت او اتفاق افتاد اما هیچکدام به استیضاح و برکناری او منجر نشد. در عوض آقای قالیباف این دوازده سال مدیریت شهرداری تهران را، با تمام پروندههای باز و نیمهبازش، سرمایه ورود به انتخابات مجلس دوازدهم کرد. او بعد از اینکه علی لاریجانی کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی را در پایان دوره دهم خالی کرد، به نمایندگی تهران و ریاست مجلس شورای اسلامی رسید.
او از این جایگاه، قوانین محدودسازی اینترنت را پیش برد، اختیارات نهادهای امنیتی را گسترش داد و هرگز برای آنچه نهادهای حقوقبشری «مصونیت از مجازات» مینامند، پاسخگو نشد.
محمدباقر قالیباف، رویای ریاستجمهوریاش را بارها آزمود و ناکام ماند. اما حالا در بحرانیترین دوره تاریخ جمهوری اسلامی و بعد از کشته شدن چهرههای کلیدی کشوری و نظامی از جمله علی لاریجانی توسط آمریکا و اسرائيل، به یکی از مهمترین چهرههای تصمیمساز در اسلامآباد تبدیل شده است. آقای لاریجانی، پس از کشته شدن علی خامنهای و پیش از تعیین رهبر جدید، در عمل نقش تعیینکننده در اداره امور در جریان حملات آمریکا و اسرائيل علیه سران حکومت جمهوری اسلامی را داشت اما او هم به فاصله چند روز بعد از علی خامنهای در حمله هدفمند اسرائيل کشته شد.
محمدباقر قالیباف قرار است پس از جنگی ۳۹ روزه در مذاکرات اسلامآباد هیات ایرانی را رهبری کند. او به عنوان چهرهای اصولگرا که در میان اصلاحطلبان هم دوستان نزدیکی دارد، کار دشواری در این مذاکره پیش رو خواهد داشت.