شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آتشبس آمریکا و ایران؛ فرصتی برای غیرنظامیان که ممکن است دوام نیاورد
- نویسنده, جرمی بوئن
- شغل, سردبیر بینالملل، بیبیسی
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
دونالد ترامپ در عرض یک روز، از تهدید به اینکه تمدن ایران «امشب نابود خواهد شد» به جایی رسید که اعلام کرد طرح ده مادهای ایران مبنایی «عملی» برای مذاکرات در پاکستان است.
آتشبس، پیش از هر چیز، فرصتی برای تنفس همه غیرنظامیانی در سراسر خاورمیانه است که از ۲۸ فوریه، زمانی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد جنگ شدند، زیر آتش بودهاند.
اما این فرصت شامل مردم لبنان نمیشود. اسرائیل پس از آن که تاکید کرد آتشبس ارتباطی با لبنان ندارد، موجی گسترده و مرگبار از حملات هوایی را علیه این کشور آغاز کرد.
آرامش در نقاط دیگر نیز ممکن است چندان دوام نیاورد. هر دو کشور ایران و آمریکا دلایل محکمی برای پایان دادن به جنگ دارند، اما مواضع علنی آنها فرسنگها با هم فاصله دارد. فرصتی دو هفتهای پیش روست تا برای دستیابی به توافق میان دو طرفی که هیچ اعتمادی به هم ندارند، تلاش شود.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، آتشبس را «شکننده» توصیف کرد که میتوان گفت یک ارزیابی واقعبینانه است.
در حالی که هر دو طرف ادعای پیروزی دارند، ادعاهای کمتر واقعبینانهای نیز از سوی هر دو طرف مطرح میشود.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، به خبرنگاران در پنتاگون گفت که این یک «پیروزی نظامی بزرگ» برای ایالات متحده بوده، «تاریخی و قاطع». او گفت: «بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان کاملا ناتوان از دفاع از خود، مردمش یا قلمرویش بود.»
از تهران نیز ادعاهایی به همان اندازه اغراقآمیز شنیده میشود، جایی که حکومت مدعی پیروزی قاطع است.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور ایران، در شبکههای اجتماعی گفت: «جهان از یک مرکز جدید قدرت استقبال کرده است و عصر ایران آغاز شده است.»
حامیان آقای ترامپ میگویند ویرانی شدید و انکارناپذیری که آمریکا و اسرائیل به ایران تحمیل کردهاند، این کشور را مجبور به مذاکره کرده است. طرفداران رئیسجمهور آمریکا اظهارات او را تاکتیکهایی قاطع برای پیشبرد مذاکرات میدانند؛ تهدیدهایی که البته مواردی را در بر میگرفت که به وضوح مصداق جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت به نظر میرسیدند.
ایرانیها معتقدند که تابآوری حکومت و مقاومت در برابر قدرت آمریکا و اسرائیل، و این واقعیت که همچنان میتوانند موشکهای بالستیک و پهپاد شلیک کنند و تنگه هرمز را کنترل کنند، آمریکا را وادار کرده است بر اساس طرح ۱۰ مادهای آنها وارد مذاکره شود.
این طرح شامل مواردی است که پذیرش آنها برای آمریکاییها به همان اندازه دشوار خواهد بود که پذیرش مواضع آمریکا برای ایران.
این موارد شامل به رسمیت شناختن کنترل نظامی ایران بر تنگه هرمز، درخواست غرامت، لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده است.
صرف نظر از این که پاکستانیها در جریان سفر دو طرف به اسلامآباد بتوانند میانجیگری برای یک توافق پایدار را به سرانجام برسانند یا نه، این جنگ و پیامدهایش در حال دگرگون کردن چهره خاورمیانه است.
زمانی که دستور حمله به ایران داده شد، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو هر دو گفتند که تغییر رژیم در ایران در دسترس است. اما با وجود تلاشهای رئیسجمهور آمریکا برای آنکه کشته شدن رهبران ارشد جمهوری اسلامی را به منزله آغاز به کار حکومتی جدید جلوه دهد، این پیشبینی محقق نشده است.
مخالفان داخلی حکومت ایران که به سقوط آن امید بسته بودند، از نحوه احتمالی پایان یافتن این جنگ، قوت قلب نخواهند گرفت.
حکومتی که آمریکا و اسرائیل میگفتند سقوط خواهد کرد، اکنون قرار است یکی از طرفهای اصلی مذاکرات باشد. در این میان ایران به دنبال تثبیت و تقویت موقعیت خود خواهد بود؛ آن هم در حالی که همین چند هفته پیش، دونالد ترامپ خواهان تسلیم بیقیدوشرط جمهوری اسلامی شده بود.
مشخص نیست که مذاکرات اسلامآباد چه تفاوتی با مذاکرات ژنو خواهد داشت که به نظر میرسید در حال پیشرفت است، اما همزمان با آن آمریکا و اسرائیل جنگ خود علیه ایران را از سر گرفتند.
آنها در ژنو درباره توافقی جدید در پرونده هستهای گفتوگو میکردند، از جمله سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران که میتواند برای ساخت سلاح هستهای استفاده شود.
عامل دیگری نیز در اسلامآباد در صدر دستور کار خواهد بود: تنگه هرمز. این تنگه به منبع جدیدی از بازدارندگی برای ایران تبدیل شده است؛ چرا که ایران نشان داده در صورت از سرگیری جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل، میتواند به آسانی آن را مسدود کند و خسارات اقتصادی جهانی به بار آورد.
پیش از آغاز جنگ، تردد کشتیهای بینالمللی در این تنگه آزادانه در جریان بود.
اکنون ایران میگوید در دوران آتشبس، بار دیگر به کشتیها اجازه خواهد داد از تنگه استفاده کنند، به شرط آن که حرکت آنها با نیروهای نظامی ایران هماهنگ شود. ایران خواهان تداوم این سازوکار خواهد بود و ممکن است از کشتیها بخواهد عوارض پرداخت کنند؛ مشابه آنچه برای عبور از کانال سوئز پرداخت میکنند.
اسرائیل در روند دیپلماتیکی که به آتشبس منجر شد، نقشی نداشت. آقای نتانیاهو میخواست آسیب بیشتری به جمهوری اسلامی وارد کند. در سال انتخابات در اسرائیل، رقبای سیاسی او، از جمله یائیر لاپید، رهبر مخالفان، او را متهم کردهاند که امنیت اسرائیل را به خطر انداخته است. آنها از این احتمال نگراناند که پیروزیهای تاکتیکیشان بر ایران به پیشرفتی راهبردی منجر نشود.
چین در مقدمات برقراری آتشبس نقشآفرینی کرد و این یعنی در مذاکرات اسلامآباد نیز نفوذ چشمگیری خواهد داشت. این موضوع نفوذ چین را در خاورمیانه بیش از پیش تقویت خواهد کرد.
لحن و ادبیات آقای ترامپ نیز پیامدهایی خواهد داشت. این لحن به روابط با متحدان، به ویژه در ناتو آسیب زده است. برای سیاستمداران بریتانیایی دشوار خواهد بود که توهین او به کییر استارمر، نخستوزیر، و تمسخر نیروی دریایی سلطنتی را فراموش کنند.
کشورهای عرب خلیج فارس پیوند خود با آمریکا را قطع نخواهند کرد، اما در روابط امنیتی خود با واشنگتن بازنگری خواهند کرد.
و تصویر و صدای رئیسجمهور آمریکا که تهدید به اقداماتی میکند که میتواند مصداق جنایات جنگی باشد، از جمله حملهای بالقوه با ابعاد نسلکشی علیه یک تمدن کامل، پرسشهای جدی و نگرانکنندهای را در سراسر جهان درباره نگرش دونالد ترامپ به قانون و اخلاق برانگیخته است.