آخرین سرودههای شاعر جوان «پکتیاوال» که در حملات هوایی پاکستان کشته شد

منبع تصویر، Getty Images/Aslam Sail
- نویسنده, نورگل شفق
- شغل, بیبیسی، لندن
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
"بیا مې لیدل اسانه نه دي-که مې ملګري په مزار مات کړي سرونه
قبر سوری کړه حال مې واخله-رټ مې خوږېږي د مرمیو پرهرونه"
ترجمه شعر:
«دیدنم دگر آسان نیست، گر چه دوستان بر مزارم بشکنند سرها
قبر را شکافته حالم بپرس؛ که زخمهای گلوله درد بسیار دارد»
این لندی (شعر کوتاه پشتو) از زبان اسلم خان است که او در یکی از ویدیوهای تیکتاک خود خوانده است.
اسلم خان در آخرین ویدیویی که چند ساعت پیش از حمله هوایی پاکستان منتشر کرد، لباسهای سبزرنگی به تن دارد که یخن و آستینهای آن خامکدوزی شده است. در گوشه ویدیو نوشته شده است: «از این قریه کوچ کردیم... زندگی کوتاه است، من همه را بخشیدهام، شما هم مرا ببخشید.»
اسلم خان که در تیکتاک با نام «پکتیاوال سایل» شناخته میشد، در حمله هوایی دوم پاکستان به روستای مدهخیل (مندهخیل) در ولسوالی سمکنی کشته شد.
پس از حملهای که پریشب رخ داد، این ویدیو و ویدیوهای بسیار دیگر اسلم خان اکنون در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. نکته مشترک میان آنها، «پیشگویی» او درباره مرگ خودش است که به حقیقت پیوست.
تماس آخر

منبع تصویر، Wali Muhammad
محمد ولی محبت، دوست نزدیک اسلم خان (اسلم سایل) است و تنها چند دقیقه پیش از حمله با او صحبت کرده بود.
آقای محبت میگوید زمانی که هواپیماهای جت پاکستان حوالی ساعت یازده و نیم شب حمله کردند، «غبار غلیظی همه جا را فرا گرفته بود، صدای گریه میآمد و اعلام شد که برای کمک به محل بمباران بشتابید.»
او میافزاید: «در همان لحظات به اسلم زنگ زدم و پرسیدم: اسلم! خانه کی را بمباران کردهاند؟ او در حال دویدن بود و به سمت همان خانه میرفت. تنها همینقدر به من گفت که بعدتر خبرت میکنم، مردم اینجا زخمی شدهاند...»
این آخرین گفتوگوی این دو دوست صمیمی بود.
اسلم خان به سمت همان خانهای در روستای مدهخیل میرفت که جتهای پاکستان یکشنبهشب گذشته (۷ سرطان/۲۸ جون) آن را بمباران کرده بودند.
محبت میگوید: «هنوز ۱۵ دقیقه نگذشته بود که هواپیما دوباره بازگشت و بمباران کرد. وقتی دوباره به او زنگ زدم، دیگر تلفونش را پاسخ نمیداد. کمی بعد دوستان دیگری به من گفتند که خودشان اسلم سایل را دیدهاند که آنجا افتاده و شهید شده است.»
«اسلم عاشق خود و زندگیاش بود»

منبع تصویر، Getty Images
اسلم سایل حدودا ۲۳ ساله بود و بهتازگی از رشته حقوق و دیپلماسی دانشگاه پکتیا فارغالتحصیل شده بود. او در مرکز گردیز به تجارت دوا مشغول بود و در شب حمله، شام به خانه رفته بود؛ گفته میشود که خانوادهاش قصد داشتند برای او مراسم نامزدی برگزار کنند.
پدر و برادرش در دبی تجارت کوچکی دارند. مادرش نیز یک روز پس از مرگ «پسر نازدانهاش» از این حادثه باخبر شد.
آقای محبت میگوید: «او به ویدیو و عکسبرداری بسیار علاقهمند بود و هر جا که میرفت، ویدیو تهیه میکرد، اینکه اکنون مردم ویدیوهای او را منتشر کرده و غمگین شدهاند، به همین دلیل است».
او میافزاید که اسلم از روی ناامیدی هم صحبت میکرد، چرا که «وطن ما فقیر است و او بسیار دلتنگ شده بود. میخواست برای کار به خارج از افغانستان برود. ما هر دو نیت کرده بودیم. اما خبر نداشتم که اسلم سایل مرا در این مسیر تنها میگذارد و برای همیشه میرود».
اسلم سایل و محمد ولی محبت، مانند دیگر دوستانشان در تیکتاک و سایر شبکههای اجتماعی ویدیوهای مشترک تهیه میکردند و عکسهای یادگاری میگرفتند. تمامی ویدیوهای اسلم خان پیرامون ناامیدی یا مرگ نبود، بلکه او ویدیوهای بسیاری درباره جنبههای زیبای زندگی نیز در تیکتاک و دیگر شبکههای اجتماعی منتشر کرده بود.
آقای محبت میگوید که او انسانی عاشق وطن و خودش بود. از ویدیوها و عکسها نیز پیداست که او انسانی عاشق زندگی بود؛ لباسهای آراسته میپوشید، معاشرت زیادی با دوستانش داشت، به برخی از مناطق زیبای افغانستان سفر میکرد و آرزوی صلح پایدار در افغانستان را داشت.
این حملات، اگرچه از یک سو افغانها را از نظر جانی و مالی متضرر کرده، اما نگرانیهایی را نیز درباره امنیت افغانستان برانگیخته است.
در یکی از ویدیوهای ماه گذشته اسلم خان، این ترانه پخش میشود که:
"تللي مارغان به الله بیا راولي-زموږ دوران به الله بیا راولي
ستاسې نیتونه موږه ولیدل-خپل تش لاسونه موږه ولیدل"
ترجمه:
«باز گرداند خدا پرندگان رفته را - باز گرداند خدا دوران ما را
دیدیم نیتهای شما را - دیدیم دستان خالی خود را».
حدود ۱۵ روز پیش نیز، اسلم خان در ویدیوی دیگری لندیای (شعر کوتاه پشتو) خوانده بود که گویی به مردم میگوید قدر یکدیگر را در زمان حیات بدانید و منتظر زمانی نباشید که «سیاهی چشم سفید شود»، یعنی فرد بمیرد.
او میگوید: «قدر دیدن کسی داند که سیاهی چشمش در انتظار سفید شود - ای خورشید زرد عصرگاهی! رسان سلام رنجوران به تندرستان».

منبع تصویر، Aslam Sail
حکومت طالبان گفته است که در حملات دو شب پیش پاکستان در مجموع «۶۳ غیرنظامی از جمله زنان و کودکان شهید و ۱۶۳ تن دیگر زخمی شدهاند».
بیشترین تلفات در روستای «مدهخیل» در ولسوالی سمکنی ولایت پکتیا، یعنی محل زندگی اسلم خان و محمد ولی محبت رخ داده است. طبق آمار حکومت طالبان، در آنجا ۲۷ نفر کشته و ۱۵۷ تن دیگر زخمی شدهاند.
حکومت طالبان این اقدام پاکستان را «تجاوز و جنایت» خوانده، اما پاکستان مدعی است که در این حملات «مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان و جماعت الاحرار را هدف قرار داده و ۲۵ فرد مسلح را کشته است».
با این حال، برخی نهادهای بینالمللی مانند ملل متحد نیز تأیید کردهاند که در این حملات به مردم غیرنظامی تلفات وارد شده است.
اکنون بسیاری از مردم سمکنی و در کل افغانستان، مانند آقای محبت، میپرسند که چگونه پاکستان ادعا میکند «افراد مسلح را کشته است» در حالی که در این حملات افراد «بیگناهی» مانند اسلم سایل هدف قرار گرفتهاند؟
به گفته ساکنان محلی، بیشترین تلفات زمانی رخ داد که هواپیماهای پاکستان پس از حمله اول بازگشتند و دوباره بر سر کسانی بمب ریختند که برای نجات قربانیان حمله اول جمع شده بودند. محبت میگوید اسلم خان نیز جزو همین امدادگران بود.
هاشمخیل هاشمی، یک معلم در سمکنی، به من گفت که پسرکاکای اسلم خان نیز در این حمله کشته شده و کاکای او که معلم است نیز «به شدت زخمی شده و اکنون در شفاخانه سردار محمد داوود خان کابل بستری است».
معلم و شاگردانش به «کمک» مردم شتافته بودند.








