از این ستون به آن ستون به دنبال فرج؛ راهبرد جنگ ترامپ در رسانه‌های آمریکا

دونالد ترامپ در حالی که خسته به نظر می‌رسد پشت میز کار نشسته است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یکی از یادداشت نویسان واشنگتن پست دونالد ترامپ را بزرگترین دشمن خودش در قبال جنگ با ایران خوانده است
    • نویسنده, مهرنوش پورضیایی
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, واشنگتن
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

یک هفته بعد از آنکه دونالد ترامپ هشدار داد این آخرین فرصت ایرانی‌ها برای توافق است وگرنه با شدیدترین حملات از جنگ جهانی دوم تا کنون روبرو خواهند شد، رئیس جمهور آمریکا یک بار دیگر تغییر مسیر داده و این بار می‌گوید راهبرد تازه‌اش این است که کم سر و صدا پیش برود و بگذارد فشار اقتصادی روی ایران کار خودش را بکند.

این موضع‌گیری، بسیاری از تحلیلگران و ناظران رسانه‌ای آمریکا را با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده و بر ابهام‌های استراتژی واشنگتن در قبال ایران افزوده است. آنها می‌پرسند آمریکا تا چه زمانی می‌تواند منتظر نتیجه این سیاست فشار بماند و در نهایت کدام‌یک زودتر فرسوده خواهد شد: اقتصاد ایران یا سیاست داخلی آمریکا؟ اگر تنگه هرمز باز نشود، کشورهای منطقه چه گزینه‌هایی در اختیار خواهند داشت؟ و اگر تهران واقعاً به دنبال توافق است، چرا در آستانه یک توافق احتمالی شش فرمانده جدید نظامی منصوب می‌کند و همزمان مطالبات تازه‌ای را به چارچوب مذاکرات می‌افزاید؟

آنچه در ادامه می‌خوانید مرور این بحث‌ها در رسانه‌های آمریکاست.

«خاورمیانه ترامپ را رها نخواهد کرد»

کولاژ پرچم ایران و اسرائیل

منبع تصویر، Getty Images

نیویورک تایمز جنگ ایران و جنگ در غزه را در کنار هم نشانه ناکامی دونالد ترامپ در خاورمیانه دانسته است. از نظر نیویورک تایمز دورتر شدن رویای بازشدن تنگه هرمز با خواسته‌های تازه و حداکثری ایران از یک سو و مخالفت بنیامین نتانیاهو با طرح صلح غزه از سوی دیگر بیش از هرچیز نشان می‌دهد که ترامپ با وجود نیروی نظامی عظیمی که به منطقه برده نه می‌تواند اراده‌اش را به دشمنش تحمیل کند و نه به متحدش.

برایان کاتولیس، از مقام‌های سابق وزارت خارجه و دفاع آمریکا در گفتگو با این روزنامه از این هم فراتر رفته و گفته رئيس جمهور آمریکا به دنبال راهی برای آٰرام کردن اوضاع پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای است اما «واقعیت به او سیلی زده است.»

روزنامه واشنگتن پست در یادداشتی تحلیلی به قلم مکس بوت مشکل اصلی را «زیگ‌زاگ رفتن» دونالد ترامپ دانسته است.

آقای ترامپ بارها تغییر مواضع مرتب خود را که به جنگ با ایران نیز محدود نمی‌شود از شگردهای خود برای مذاکره خوانده است. مکس بوت نوشته است رئيس جمهور آمریکا به جای انتخاب یکی از دو مسیر تقابل یا مصالحه، مرتب بین این دو در رفت و آمد است، در حالی که باید دست کم «چند ماه بی‌وقفه به یکی از آن‌ها پایبند بماند.»

از نظر نویسنده این یادداشت، در شرایط کنونی، مسیر مصالحه بر پایه همان تفاهم‌نامه پیشین عاقلانه‌تر به نظر می‌رسد، «هرچند رسیدن به توافق هم با ساختار رهبری چندپاره ایران دشوار است و هم احتمالا مستلزم پذیرش تحقیرآمیز نوعی کنترل ایران بر تنگه هرمز خواهد بود.»

او به نظرسنجی تازه سی‌ان‌ان اشاره کرده که بر پایه آن فقط ۲۸ درصد آمریکایی‌ها از نحوه اداره این جنگ رضایت دارند و پرسیده اگر آمریکا که تا امروز ۱۸ نظامی خود را از دست داده تلفات بیشتری بدهد، این رقم به کجا می‌رسد؟» احتمالا جواب همین سئوال و عینیت یافتن آن پای صندوق‌های رای است که آقای ترامپ و هم حزبی‌هایش را تا کنون از رفتن به سوی «جنگی تمام‌عیار» برحذر داشته است.

فرد کاپلان در مجله «اسلیت» نگاه دیگری به خواسته‌های تازه ایران برای بازگشایی هرمز دارد. او گفته است به جز غرامت جنگی، این خواسته‌ها همان بندهای تفاهم‌نامه چهارده ماده‌ای ژوئن است که خود رئيس جمهور قبلا آن را پذیرفته بود و آن را یک موفقیت بزرگ خوانده بود. اما حالا تهدیدهای پی‌درپی دونالد ترامپ و عقب‌نشینی‌های مکرر او، رهبران ایران را به این نتیجه رسانده که او «تهدیدی وجودی» نیست و لازم نیست به او راه فراری آبرومندانه بدهند. از نظر او ایران حالا به دنبال برد است و نه مصالحه.

«فشار اقتصادی بر چه کسی؟»

دو مشتری در حال بنزین زدن به خودروهای خود درحالی که پشت به دوربین دارند

منبع تصویر، Getty Images

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

وال استریت ژورنال در یادداشت سردبیری خود از حرکت دونالد ترامپ به سوی فشار اقتصادی بر ایران حمایت کرده است و آن را «بهترین پاسخ به خواسته‌های فزاینده ایران» دانسته است. این روزنامه نوشته است رئیس جمهور آمریکا که نه به جنگ تمام‌عیار تمایل دارد و نه به مذاکره اعتماد، ترجیح داده به تحریم‌ و محاصره دریایی بنادر ایران وقت بیشتری بدهد چرا که در حال حاضر «محاصره دریایی روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار به اقتصاد ایران زیان می‌زند.»

با این حال، جزئیاتی که دو روزنامه‌نگار این رسانه در گزارشی دیگر منتشر کرده‌اند، بیش از هر چیز از سردرگمی و تنگنای دونالد ترامپ در مواجهه با این بحران حکایت دارد.

در این گزارش آمده مشاوران رئيس جمهور با نشان دادن آمار تأثیر تحریم‌ها علیه ایران، او را قانع کرده‌اند که یک بار دیگر به سراغ این استراتژی قدیمی برود. در حالی که پیش از آغاز جنگ نیز برخی مشاوران ارشد آقای ترامپ به او گفته بودند که فشار اقتصادی به تنهایی ممکن است برای فروپاشی رژيم ایران کافی باشد اما او در آن زمان ترجیح داد به جنگ با ایران و «متلاشی کردن رژيم» برود. وقتی که عملیات نظامی نتیجه نداد «رئيس جمهور به سراغ مذاکره رفت تا به تفاهم نامه با ایران رسید و با از هم پاشیدن تفاهم‌نامه حالا وادار به بازبینی در استراتژی خود شده است.»

شبکه خبری سی‌ان‌ان به دنبال وارسی «درد اقتصادی» بر پیکر ایران رفته و به نقل از صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده اقتصاد ایران امسال شش درصد کوچک می‌شود و اضافه کرده که تورم مواد غذایی در دوازده ماه گذشته حدود ۱۳۰ درصد بوده است.

این شبکه به گزارش‌های خبرگزاری‌های ایران مثل ایلنا و ایرنا و ایسنا درباره اجاره‌بها، وام‌های خرد و وضعیت کارگران استناد کرده و از قول آلبرت بغزیان، اقتصاددان دانشگاه تهران، درباره شوک حذف یارانه بنزین نوشته است. به نوشته این شبکه، بودجه سال جاری ایران هزینه‌های واقعی را ۳۸ درصد کاهش داده و از پایان ژوئیه هیچ نفتی از جزیره خارک صادر نشده است.

با این حال، ادامه فشار اقتصادی بر ایران به معنای تداوم بن‌بست بر سر تنگه هرمز، محدود ماندن عبور نفتکش‌ها و تشدید اختلال در بازار جهانی انرژی است. نیویورک تایمز می‌نویسد میانگین قیمت بنزین در آمریکا این هفته نیز بالاتر از چهار دلار در هر گالن باقی مانده است. همزمان، ذخایر راهبردی نفت آمریکا به پایین‌ترین سطح خود در بیش از چهار دهه اخیر رسیده و همین موضوع توان واشنگتن برای مهار شوک‌های احتمالی بازار را محدودتر کرده است.

آقای ترامپ در ماه مارس دستور داد ۱۷۲ میلیون بشکه از این ذخیره استراتژیک آزاد شود تا به نوعی با افزایش قیمت نفت و انرژی در بازار مقابله کند اما به نظر می‌رسد با شکست این دور تلاش‌ها برای توافق باز بازار به سیر صعودی قیمت انرژی نزدیک می‌شود.

سوزان مالونی، کارشناس ایران در مؤسسه بروکینگز، همین را به نیویورک تایمز گفته است:‌«فشار بر ایران واقعی است، اما قابل تحمل‌تر از فشاری است که به اقتصاد آمریکا و محاسبه راهبردی دولت وارد می‌شود». اریک بروئر، از مقام‌های پیشین کاخ سفید، به وال استریت ژورنال گفته است «ایران ثابت کرده آستانه تحمل دردش از آمریکا بالاتر است. چیزی ندیده‌ام که نشان دهد این تغییر کرده است».

شاید از همه جالب توجه شرایط کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد که به اعتقاد روزنامه وال استریت ژورنال خود را آماده پذیرش وضعیت تازه تنگه هرمز کرده‌اند.

به نوشته این روزنامه تولیدکنندگان انرژی حاشیه خلیج فارس به این نتیجه رسیده‌اند که کنترل ایران بر هرمز به وضعیتی دائمی تبدیل می‌شود و حاضرند آن را بپذیرند تا جنگ از سر گرفته نشود. آنطور که مقام‌های منطقه‌ای به این روزنامه گفته‌اند آسیب‌پذیری تأسیسات انرژی و آب آنها در برابر حملات ایران باعث می‌شود هر توافقی را بر تشدید درگیری ترجیح دهند، حتی توافقی که نظارت ایران بر کشتی‌های عبوری را به رسمیت بشناسد.

دونالد ترامپ از نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را در پیش گرفت. هرچند از یک منظر، پس از ماه‌ها تنش و جنگ، دو طرف بار دیگر به نقطه‌ای بازگشته‌اند که پیش از آغاز درگیری‌ها در آن قرار داشتند، اما این لزوماً به معنای پیروزی ایران نیست. تداوم محاصره دریایی در شرایطی که کشور از پیامدهای جنگ آسیب دیده، بعد تازه‌ای به سیاست فشار حداکثری افزوده است؛ عاملی که می‌تواند محاسبات جمهوری اسلامی درباره تاب‌آوری اقتصاد، کارآمدی الگوی «اقتصاد مقاومتی» و توان کشور برای ادامه این وضعیت در بلندمدت را با چالش مواجه کند.

کشورهای عربی که دهه‌ها امنیت خود را بر پایه حمایت آمریکا بنا کرده بودند، اکنون در موقعیتی قرار گرفته‌اند که نه تنها واشنگتن نتوانسته آنها را در برابر تهدیدهای منطقه‌ای، به ویژه از سوی ایران، مصون نگه دارد، بلکه با آغاز جنگی که بدون شکست ایران ادامه یافته، هزینه‌های سنگینی نیز بر آنها تحمیل کرده است.

پیامدهای این وضعیت، هم در حوزه امنیتی و هم در عرصه اقتصادی، روزبه‌روز آشکارتر می‌شود. تداوم همزمان این دو فشار در بلندمدت می‌تواند ثبات داخلی برخی از این کشورها را تحت تأثیر قرار دهد و چالش‌های سیاسی تازه‌ای برای دولت‌های آنها ایجاد کند.

در این میان، نه کسی می‌داند جامعه ایران تا کجا حاضر به تحمل فشارهای اقتصادی است و نه روشن است رای‌دهنده آمریکایی تا چه زمانی بهای این بحران را در پمپ‌بنزین‌ها خواهد پرداخت. در تهران، بازیگران تازه‌ای سکان سیاست را در دست گرفته‌اند و در واشنگتن، ترامپ تلاش می‌کند تا راهی برای خروج از بن‌بست پیدا کند. با این همه، یک نکته بیش از گذشته برای بسیاری از تحلیلگران آمریکایی روشن شده است: این بحران قرار نیست به این زودی‌ها به پایان برسد.