پای برهنه، هاله نور و «پنهان شدن در دستشویی»؛ پنج دهه حاشیههای حضور ایران در سازمان ملل

منبع تصویر، Getty Images
وقتی ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت، پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل قرار گرفت، تنها هشت ماه از انقلاب ایران گذشته بود. یک ماه بعد سفارت آمریکا در تهران اشغال شد و مسیری آغاز شد که طی پنج دهه، حضور مقامهای ایرانی در نیویورک را به رویدادی بیش از یک سفر دیپلماتیک عادی تبدیل کرد.
از آن زمان، تریبون سبزرنگ مجمع عمومی و راهروها، اتاقها و هتلهای اطراف مقر سازمان ملل صحنه سخنرانیهای تند، خروج هیئتها، تلاشهای نافرجام برای دست دادن و تماسهای تلفنی غیرمنتظره بوده است.
مرور رویدادها و حواشی مربوط به حضور نمایندگان جمهوری اسلامی در سازمان ملل، بیش از هر چیز تصویری از فراز و فرود روابط ایران و آمریکا را ترسیم میکند که پس از انقلاب، خیلی زود با بحران گروگانگیری روبهرو شد، چهار دهه با تنش و تحریم و مذاکره ادامه یافت و سرانجام به رویارویی نظامی مستقیم رسید.
ابراهیم یزدی؛ یک ماه پیش از بحران
ابراهیم یزدی نخستین نماینده دولت پس از انقلاب بود که روز چهارم اکتبر ۱۹۷۹ (۱۲ مهر ۱۳۵۸) در نشست سالانه مجمع عمومی سخنرانی کرد.
آقای یزدی سخنانش را با آیهای از قرآن آغاز کرد و گفت که از جانب «مردم ایران، مهدی بازرگان، نخستوزیر و آیتالله روحالله خمینی، رهبر انقلاب» با نمایندگان حاضر در مجمع سخن میگوید. او درباره ماهیت انقلاب جدید، تاکید بر استقلال ایران از قدرتهای بزرگ و تغییر جهت سیاست خارجی ایران سخن گفت.
یک روز پیش از سخنرانی، در نخستین دیدار ثبتشده وزرای خارجه ایران و آمریکا پس از انقلاب، ابراهیم یزدی در نیویورک با سایروس ونس، وزیر خارجه آمریکا، ملاقات کرد؛ دیداری که به نوشته واشنگتنپست حدود یک ساعت طول کشید. هرچند سخنگوی وزارت خارجه آمریکا این دیدار را «صمیمانه و صریح» توصیف کرد، وزیر خارجه ایران در مصاحبهای روابط دو کشور را «بسیار سرد» توصیف کرد.
دقیقا یک ماه بعد، در چهارم نوامبر، سفارت آمریکا در تهران اشغال شد و دولت موقت بازرگان یک روز بعد استعفا کرد. بحران گروگانگیری ۴۴۴ روز طول کشید اما پیامدهای آن تا ۴۷ سال بعد ادامه یافت.
محمدعلی رجایی؛ پای برهنه مقابل خبرنگاران

منبع تصویر، Circa Images/GHI/Universal History Archive/Universal Images Group via Getty Images
سخنرانیهای سالانه سی و پنجمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل، روز ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد. دقیقا همان روز عراق به ایران حمله کرد و جنگی شروع شد که هشت سال طول کشید .
در آن دوره علی شمس اردکانی، سفیر ایران در کویت و رئیس هیئت جمهوری اسلامی، روز ۱۰ اکتبر در مجمع عمومی سخنرانی کرد.
یک هفته بعد، محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت، برای حضور در شورای امنیت به نیویورک رفت تا درباره حمله عراق صحبت کند. او بلندپایهترین مقام جمهوری اسلامی بود که از زمان اشغال سفارت آمریکا و آغاز گروگانگیری وارد ایالات متحده میشد.
دولت جیمی کارتر امیدوار بود این سفر فرصتی برای گفتوگو درباره ۵۲ گروگان آمریکایی فراهم شود، اما رجایی در پاسخ به این پرسش که آیا با مقامهای آمریکایی دیدار خواهد کرد، گفت: «نه، هرگز.»
صحنهای که در این سفر خبرساز شد، نه در جلسه شورای امنیت، بلکه در نشست خبری روز بعد از آن شکل گرفت. محمدعلی رجایی هنگام صحبت از دوران زندان خود در حکومت شاه، کفش و جورابش را درآورد، پای برهنهاش را روی میز گذاشت و به خبرنگاران گفت آثار زخمهای روی آن نتیجه شکنجههای دوره زندان است. این صحنه به تصویری نمادین در روایت رسمی جمهوری اسلامی از مقاومت و پایداری تبدیل شد.
میرحسین موسوی؛ وزیر خارجه ایران در مجمعی به ریاست یک عراقی
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
پنجم اکتبر ۱۹۸۱، میرحسین موسوی در مقام وزیر خارجه جمهوری اسلامی پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل رفت؛ کمتر از یک ماه پیش از آنکه به مقام نخستوزیری برسد و تنها چند هفته بعد از کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رئیسجمهور و نخستوزیر وقت، در بمبگذاری دفتر نخستوزیری در تهران.
نکته قابل توجه آن دوره این بود که ریاست مجمع عمومی بر عهده عصمت کتانی، دیپلمات عراقی بود؛ در حالی که حدود یک سال از آغاز جنگ ایران و عراق میگذشت و تهران پیشتر به انتخاب یک عراقی برای این سمت اعتراض کرده بود.
میرحسین موسوی در تنها سخنرانی خود در مجمع عمومی، بخش عمدهای از سخنانش را به جنگ اختصاص داد و عراق را مسئول آغاز آن دانست. نماینده عراق بلافاصله از حق پاسخگویی استفاده کرد و در سخنان خود حتی به سرنوشت ابوالحسن بنیصدر نیز اشاره کرد که نماینده ایران یک سال پیش در مجمع از انتخاب او سخن گفته بود، اما در آن زمان برکنار شده و از ایران گریخته بود.
آقای موسوی در پایان سخنرانی، آمریکا را به محدود کردن فعالیت هیئت ایرانی متهم کرد و گفت به هیئت ایران هشدار داده شده بود که در صورت سفر با هواپیمای ایرانی، امکان توقیف آن وجود دارد. او پیشنهاد کرد که مقر سازمان ملل از آمریکا به یک «کشور بیطرف» منتقل شود.
علیاکبر ولایتی؛ معترضی که متن سخنرانی را قاپید

منبع تصویر، AFP via Getty Images
هشتم ژوئن ۱۹۸۲، علیاکبر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت ایران، برای سخنرانی در نشست ویژه مجمع عمومی سازمان ملل درباره خلع سلاح پشت تریبون رفت. هنوز سخنرانیاش را آغاز نکرده بود که مردی از میان حاضران به سوی او دوید.
این فرد که خود را دانشجوی ایرانی مقیم آمریکا معرفی کرده بود، فریادزنان شعارهایی علیه آیتالله خمینی داد، کاغذهای سخنرانی را از دست ولایتی قاپید، پاره و مچاله کرد و روی زمین انداخت. بلافاصله چند مامور امنیتی در سالن او را مهار کردند و از سالن خارج کردند. سازمان ملل بعدا گفت این مرد مسلح نبوده و جز یک شانه و عینک چیزی همراه نداشته است. در آن زمان گزارشی درباره این که او چگونه توانسته بود وارد سالن مجمع عمومی شود، منتشر نشد.
علیاکبر ولایتی آسیبی ندید و یکی از اعضای هیئت ایرانی نسخه دیگری از متن را به او داد تا سخنرانیاش را ادامه دهد. خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل که شاهد ماجرا بود، پس از پایان سخنرانی، ولایتی را تا صندلیاش همراهی کرد و بابت اتفاقی که افتاده بود عذر خواست.
چند ماه بعد، در اکتبر همان سال، آقای ولایتی برای نخستین بار سخنران اصلی ایران در نشست سالانه مجمع عمومی بود. این آغاز حضوری طولانی در این جایگاه بود: او در فاصله سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۶، به جز سال ۱۹۸۷، هر سال در مجمع عمومی حضور پیدا کرد و با ۱۴ سخنرانی بیش از هر مقام ایرانی دیگری پس از انقلاب در این رویداد حاضر شد.
علی خامنهای؛ حمله به کشتی ایرانی در خلیج فارس

منبع تصویر، AFP via Getty Images
سفر علی خامنهای، رئیسجمهور وقت ایران، به نیویورک در سپتامبر ۱۹۸۷ با یکی از پرتنشترین مراحل جنگ ایران و عراق همزمان شد. آمریکا حضور نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داده بود و در فضایی که یادآور بحران جاری بر سر تنگه هرمز است، امنیت کشتیرانی و خطر رویارویی مستقیم ایران و آمریکا به یکی از محورهای اصلی تنش تبدیل شده بود.
شب پیش از سخنرانی علی خامنهای، بالگردهای آمریکایی در نزدیکی بحرین به کشتی «ایران اجر» حمله کردند. واشنگتن گفت کشتی را در حال مینگذاری در آبهای بینالمللی دیده است. نیروهای آمریکایی صبح روز بعد وارد کشتی شدند و مینهایی را روی عرشه پیدا کردند. بنا بر گزارش آمریکا، سه ایرانی کشته و دو نفر مفقود شدند و ۲۶ نفر دیگر به دست نیروهای آمریکایی افتادند. ایران اتهام مینگذاری را رد کرد، هر چند اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود نوشته است: «در کشتی باری ما چند مین دریایی بوده و ظاهرا به طرف بوشهر میرفته.»
علی خامنهای روز ۲۲ سپتامبر پشت تریبون مجمع عمومی رفت، روایت آمریکا را «دروغ» خواند و درباره پیامدهای آن حمله هشدار داد. با شدت گرفتن انتقادهای او از آمریکا، اعضای هیئت ایالات متحده سالن را ترک کردند.
واشنگتنپست نوشت متن سخنرانی حدود ۸۰ دقیقهای او از پیش به شکل کتابچهای با حاشیههای طلایی میان دیپلماتها توزیع شده بود و هنگام ورودش شماری از ایرانیان حاضر در سالن «اللهاکبر» گفتند. بیرون ساختمان سازمان ملل نیز صدها مخالف جمهوری اسلامی علیه حضور او تظاهرات میکردند.
علی خامنهای روز بعد در هتل والدورف آستوریا در برابر خبرنگاران آمریکایی گفت ایران قصد آغاز یک جنگ تمامعیار با آمریکا را ندارد، اما حق پاسخ به حمله را برای خود محفوظ میداند. او گفت کاسپار واینبرگر، وزیر دفاع آمریکا، را در تلویزیون دیده که پس از حمله به کشتی لبخند میزند و آن لبخند را به «لبخند یک اسکلت» تشبیه کرد که «بوی مرگ» میدهد.
این تنها حضور علی خامنهای در مقام رئیسجمهور در مجمع عمومی بود. پس از او نیز حدود یک دهه رئیسجمهور ایران به عنوان سخنران اصلی در نشستهای مجمع شرکت نکرد. اکبر هاشمی رفسنجانی در تمام هشت سال ریاستجمهوری خود برای سخنرانی به مجمع عمومی نرفت و علیاکبر ولایتی، وزیر خارجه، هر سال این مسئولیت را بر عهده داشت.
محمد خاتمی؛ از گفتوگوی تمدنها تا «پنهان شدن در دستشویی»

منبع تصویر، AFP via Getty Images
بازگشت رئیسجمهور ایران به تریبون مجمع عمومی با محمد خاتمی بود. او در سال ۱۹۹۸ پیشنهاد کرد سال ۲۰۰۱ «سال گفتوگوی تمدنها» نامیده شود؛ پیشنهادی که بعدا مجمع عمومی سازمان ملل آن را تصویب کرد.
اما مشهورترین داستان نیویورکی خاتمی مربوط به دو سال بعد است. در اجلاس هزاره سال ۲۰۰۰، دفتر کوفی عنان، دبیرکل وقت، تلاش کرد زمینه یک برخورد غیررسمی میان خاتمی و بیل کلینتون را فراهم کند. گزارشهای بعدی نشان میداد هماهنگیهای جدی برای چنین برخوردی انجام شده بود: بیل کلینتون برنامهاش را تغییر داد تا سخنرانی خاتمی را بشنود و خاتمی هم چند ساعت زودتر به سازمان ملل رفت تا هنگام سخنرانی کلینتون در سالن باشد. با این حال، دو رئیسجمهور رودررو نشدند.
سالها بعد، روایت «پنهان شدن در دستشویی» به این ماجرا اضافه شد. از جمله مجله تایم بعدها گزارش داد که قرار بود کلینتون و خاتمی در راهرو به شکلی ظاهرا اتفاقی به هم برخورد کنند، اما خاتمی در آخرین لحظه وارد دستشویی شده و تا رفتن کلینتون بیرون نیامده است.
محمدعلی ابطحی، رئیس دفتر وقت خاتمی و از اعضای هیئت همراه او، بعدها روایت دیگری ارائه کرد. به گفته او، ماجرا در اصل مربوط به نزدیک شدن مادلین آلبرایت، وزیر خارجه آمریکا، بوده است. آقای ابطحی میگوید چون محمد خاتمی اجازه احوالپرسی با او را نداشت، همراه امیر قطر مسیرش را عوض کرد و پشت پردهای ایستاد تا آلبرایت عبور کند؛ اتفاقی که به گفته او بعدها به داستان «دستشویی رفتن خاتمی» تبدیل شد.
محمود احمدینژاد؛ «هاله نور» و دانشگاه کلمبیا
محمود احمدینژاد در هر هشت سال ریاستجمهوری خود شخصا در مجمع عمومی سخنرانی کرد و سفرهایش بارها خبرساز شد.
پس از نخستین سفر در سال ۲۰۰۵، ویدیویی از دیدار او با آیتالله عبدالله جوادی آملی منتشر شد که در آن احمدینژاد تعریف میکرد یکی از همراهانش هنگام سخنرانی در سازمان ملل نوری در اطراف او دیده و خودش هم احساس کرده «حدود بیستوهفت، هشت دقیقه تمام، این سران مژه نزدند. اینکه میگویم مژه نزدند، غلو نمیکنم. اغراق نیست، چون نگاه میکردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار یک دستی همه آنان را گرفته بود، آنجا نشانده بود».
در سال ۲۰۰۷ احمدینژاد میخواست در جریان سفرش از محل برجهای تجارت جهانی که در حملات ۱۱ سپتامبر ویران شده بودند بازدید کند و برای قربانیان تاج گل بگذارد. پلیس نیویورک با اشاره به عملیات ساختمانی و ملاحظات امنیتی با این درخواست موافقت نکرد.
پس از آن نوبت به دانشگاه کلمبیا رسید. رئیس دانشگاه در معرفی احمدینژاد با لحنی بسیار تند او را به دلیل وضعیت حقوق بشر در ایران، اظهاراتش درباره هولوکاست و سیاستهای جمهوری اسلامی به چالش کشید. در بخش پرسش و پاسخ نیز احمدینژاد در پاسخ به سوالی درباره همجنسگرایان گفت: «در ایران مثل کشور شما همجنسگرا نداریم.» جمله او با خنده و اعتراض بخشی از حاضران روبهرو شد.
در سال ۲۰۱۰، حاشیهها این بار به داخل صحن مجمع عمومی کشیده شد. احمدینژاد در سخنرانی خود درباره حملات ۱۱ سپتامبر، یکی از روایتهای مطرحشده را احتمال نقش داشتن «بخشهایی» از دولت آمریکا در طراحی این حملات دانست. در واکنش، هیئت آمریکا و نمایندگان شماری از کشورهای دیگر سالن را ترک کردند.
حسن روحانی؛ ماجرای تماسهای تلفنی

منبع تصویر، AFP via Getty Images
با روی کار آمدن حسن روحانی، سفرهای نیویورک بیش از گذشته به فرصتی برای سنجیدن امکان تماس مستقیم میان تهران و واشنگتن تبدیل شد.
در نخستین سفر او به مجمع عمومی در سال ۲۰۱۳، دولت باراک اوباما به طرف ایرانی پیشنهاد کرد دو رئیسجمهور در حاشیه اجلاس، ولو برای چند دقیقه و در حد یک احوالپرسی، با یکدیگر روبهرو شوند. مقامهای کاخ سفید بعدا گفتند طرف ایرانی چنین برخوردی را با توجه به حساسیت رابطه با آمریکا در داخل ایران، در آن مقطع «بیش از حد پیچیده» میدانست.
اما سه روز بعد، درست پیش از ترک نیویورک، تماس تلفنی بین دو رهبر برقرار شد و روحانی و اوباما حدود ۱۵ دقیقه صحبت کردند؛ گفتوگویی که محور اصلی آن پرونده هستهای بود و کاخ سفید آن را نخستین تماس مستقیم روسای جمهور ایران و آمریکا از سال ۱۹۷۹ توصیف کرد.
یک سال بعد، روحانی در مقر سازمان ملل با دیوید کامرون دیدار کرد؛ نخستین ملاقات در این سطح میان روسای دولت ایران و بریتانیا پس از انقلاب ۱۳۵۷. در سال ۲۰۱۵ نیز باراک اوباما و محمدجواد ظریف در حاشیه مجمع عمومی «به طور اتفاقی» با یکدیگر روبهرو شدند و دست دادند؛ برخوردی که به عنوان نخستین دست دادن یک رئیسجمهور آمریکا با یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در بیش از سه دهه خبرساز شد.
در دوره دوم ریاستجمهوری حسن روحانی، آخرین تلاش جدی برای برقراری تماس دو کشور در نیویورک در سال ۲۰۱۹، یک سال پس از خروج دولت دونالد ترامپ از برجام، انجام شد. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، که میکوشید تنش میان ایران و آمریکا را کاهش دهد، به هتل محل اقامت روحانی رفت. فرانسویها در اتاقی در همان طبقه یک خط تلفن امن نصب کرده بودند و دونالد ترامپ آماده گفتوگو بود. اما روحانی حاضر نشد در این گفتوگو شرکت کند و تماس انجام نشد.
ابراهیم رئیسی؛ تصویر سلیمانی و صندلی خالی

منبع تصویر، Getty Images
نخستین سفر حضوری ابراهیم رئیسی به مجمع عمومی در سپتامبر ۲۰۲۲، تنها چند روز پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد و همزمان با گسترش اعتراضها در ایران انجام شد. رئیسی در سخنرانیاش نامی از مهسا امینی نبرد، اما تصویری از قاسم سلیمانی را در برابر مجمع بالا گرفت و خواهان محاکمه دونالد ترامپ به دلیل صدور دستور حملهای شد که به کشته شدن فرمانده نیروی قدس سپاه انجامید.
خبرسازترین حاشیه سفر، مصاحبهای بود که هرگز انجام نشد. قرار بود کریستین امانپور، مجری شبکه سیانان، در نیویورک با رئیسی گفتوگو کند، اما حدود ۴۰ دقیقه پس از زمان تعیینشده، یکی از دستیاران او گفت رئیسجمهور ایران درخواست کرده امانپور برای مصاحبه روسری به سر کند. امانپور نپذیرفت و مصاحبه لغو شد. عکسی که خانم امانپور بعدتر منتشر کرد - خودش در یک سوی میز و صندلی خالی رئیسی در سوی دیگر - به یکی از تصاویر ماندگار آن سفر تبدیل شد.
رئیسی یک سال بعد دوباره به نیویورک رفت. این بار سخنرانیاش را با در دست گرفتن و بوسیدن قرآن آغاز کرد. همزمان، گیلاد اردان، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، هنگام سخنرانی او تابلویی با تصویر مهسا امینی در دست گرفت و سالن را ترک کرد.
مسعود پزشکیان؛ زیر سایه جنگ

منبع تصویر، Getty Images
نخستین حضور مسعود پزشکیان در مجمع عمومی، در سپتامبر ۲۰۲۴، هنوز با پیام مذاکره همراه بود. او گفت ایران آماده است برای حل اختلاف هستهای با قدرتهای جهانی همکاری کند. اما دو سفر بعدی او به نیویورک، هر دو زیر سایه جنگ انجام شد.
پزشکیان در سپتامبر ۲۰۲۵، چند ماه پس از جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل، به مجمع عمومی بازگشت و در جریان سخنرانی خود کتابی شامل تصاویر و نام شماری از کشتهشدگان را در دست گرفت.
یک سال بعد، صحنه به مراتب غیرعادیتر بود. پزشکیان این بار در حالی وارد نیویورک شد که ایران جنگ رودرروی بیسابقهای را با آمریکا پشت سر گذاشته بود و رایزنیها برای پایان دادن به آن ادامه داشت.
یک روز پیش از سخنرانی او، دونالد ترامپ از همان تریبون تهدید کرد که اگر توافقی برای پایان جنگ حاصل نشود، ممکن است ایران را «نابود» کند. همزمان، در پشت صحنه مجمع، نخستین تماسهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن پس از ماهها برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز در جریان بود.
پزشکیان روز بعد با تصاویری از علی خامنهای و کودکانی که در حملات روزهای نخست جنگ کشته شده بودند پشت تریبون رفت. ۳۹ سال پیش، علی خامنهای خود در مقام رئیسجمهور ایران پشت همین تریبون و در اوج تنش نظامی با آمریکا سخنرانی کرده بود و اکنون پزشکیان تصویر او را پس از کشتهشدنش در جنگ با آمریکا و اسرائیل به حاضران نشان میداد. در جریان انتقادهای پزشکیان از آمریکا، تنها نماینده آمریکا که در جایگاه هیئت این کشور نشسته بود نیز سالن را ترک کرد.



































