جهانی که میلیاردرهای فناوری می‌خواهند بسازند؛ جایی که پول به رای تبدیل می‌شود

مردی مقابل یک مانیتور برزگ ایستاده و به نقشه جزیره‌ای که اشاره می‌کند و طرحی از شهر مجازی دیجبتالی برای آن در نظر گرفته شده است

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, مت شی
    • در, لیبرلند
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

جمهوری آزاد لیبرلند از روی قایق چندان دیدنی به نظر نمی‌رسد.

با دیدن این دشت سیلابی هموار و گل‌آلود در کنار رود دانوب، با درختان توسکا، چادرها و خانه‌های درختی پراکنده در آن، هرگز تصور نمی‌کنید که این مکان با برخی از ثروتمندترین مردان جهان ارتباط داشته باشد؛ از جمله بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار اولیه کسب‌وکار رمزارزی خانواده ترامپ.

مدل واقعیت مجازی لیبرلند که به من نشان می‌دهند و شرکت معماری متعلق به زاها حدید، آن را طراحی کرده است، دارای برج‌های درخشان، پارک‌های عمومی شناور و آب‌نماهایی است که گویی قوانین جاذبه را به چالش می‌کشند.

این طرح را ویت یدلیچکا، رئیس‌جمهور لیبرلند، به من نشان می‌دهد. او این ریزکشور را در بخشی از سرزمین مورد مناقشه میان صربستان و کرواسی بنیان گذاشته است، با این هدف که کشوری واقعا لیبرتارین و دیجیتال ایجاد کند که اداره آن بر پایه همان فناوری مورد استفاده در رمزارزها باشد.

در یک سال گذشته، برای ساخت مستندی با عنوان «تصاحب قدرت به دست میلیاردرهای فناوری» برای بی‌بی‌سی، بارها به لیبرلند سفر کرده‌ام. شاید لیبرلند در نگاه اول بیشتر به یک شوخی شبیه باشد، اما برخی از ثروتمندترین چهره‌های دنیای رمزارز هزینه آن را تامین می‌کنند. این ریزکشور بر پایه ایده‌ای شکل گرفته که حامیانش می‌کوشند آن را به جاهای دیگر هم گسترش دهند: اینکه می‌توان خود حکومت را کنار گذاشت و ساختاری دیگر را جایگزین آن کرد.

زنی با کلاه بیسبالی و عینک دودی، گیلاس شراب بر قایق، به جزیره آنسوی رودخانه نگاه می‌کند
توضیح تصویر، لیبرلند، ریزکشوری در دشت‌های سیلابی رود دانوب

با قایق وارد این کشور می‌شویم، چون مقام‌های کرواسی مانع ورود افراد از راه خشکی شده‌اند. چند تن از ساکنان، که بادگیر پوشیده‌اند، به ساحل می‌آیند و برای ما دست تکان می‌دهند. یدلیچکا نیز از طریق بلندگو با حاضران ارتباط برقرار می‌کند و به یکی از ساکنان مدالی رسمی اهدا می‌کند.

در بیشتر دموکراسی‌های امروزی، همه از حق رای برابر برخوردارند. اما در لیبرلند، به لطف یک توکن رمزارز قابل خرید به نام «لیبرلند مریتس»، اوضاع متفاوت است. رئیس‌جمهور یدلیچکا به من می‌گوید افراد بر اساس مریتس انتخاب می‌شوند. او می‌گوید: «بنابراین کسانی که مریتس بیشتری دارند، در تعیین اینکه چه کسانی رهبری کشور را بر عهده بگیرند، نفوذ بیشتری خواهند داشت.» در عمل، این یعنی هرچه پول بیشتری داشته باشید، قدرت رای بیشتری هم خواهید داشت.

لیبرلند هیچ مالیاتی هم ندارد. ایوان پرنار، وزیر کشور این ریزکشور، این موضوع را برایم توضیح می‌دهد. او نماینده جنجالی پیشین پارلمان کرواسی است که به دلیل ترویج نظریه‌های توطئه از پارلمان اخراج شد.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

آقای پرنار می‌گوید: «معمولا کسانی که به آزادی، نظام مالی غیرمتمرکز و چیزهایی از این دست باور دارند، به طبقات بالای جامعه تعلق دارند. اگر هیچ شرطی برای ورود نگذاریم و بگوییم هرکس سوار قایق شد، قدمش روی چشم، آخرش به وضعیتی شبیه بریتانیا دچار می‌شویم. ما چنین چیزی نمی‌خواهیم.»

از او می‌پرسم: «پس آزادی هست، اما بعضی‌ها از دیگران آزادترند؟» و اضافه می‌کنم که ظاهرا در لیبرلند، پول یکی از مهم‌ترین راه‌های رسیدن به قدرت و نفوذ است.

آقای پرنار می‌گوید: «البته» و می‌افزاید اگر در کشوری «عده‌ای ولگرد و بی‌چیز» زندگی کنند، دیگران ناچار می‌شوند از پول خود کمک‌هزینه‌های دولتی آن‌ها را تامین کنند. سپس فقرا را به حیوانات تشبیه می‌کند و می‌گوید: «به حیوانات غذا ندهید، چون اگر این کار را بکنید، به آن عادت می‌کنند و توانایی پیدا کردن غذای خود را از دست می‌دهند. درباره انسان‌ها هم همین‌طور است.»

حامیان ثروتمند لیبرلند بر این باورند که کمک به فقرا، گرفتن مالیات و بازتوزیع ثروت از طریق نهادهای متمرکز، آزادی فردی آن‌ها را نقض می‌کند. بنابراین تعجبی ندارد که افراد دیگری در این محافل که از پرنار بسیار ثروتمندتر و بانفوذترند نیز همین طرز فکر را داشته باشند.

میلیاردر موز

در یک سال گذشته، مدتی را با جاستین سان، چهره سرشناس چینی در دنیای رمزارز و نخست‌وزیر لیبرلند، گذرانده‌ام. لیبرلندی‌ها می‌گویند با پشتیبانی آقای سان و حدود ۳۰ میلیاردر دیگر حوزه فناوری، اکنون شاید واقعاً به منابع مالی لازم برای آغاز ساخت نسخه‌ای از ریزکشور خود با آن برج‌های درخشان دسترسی داشته باشند.

ثروت آقای سان حدود ۸/۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود. شاید مشهورترین ماجرای مربوط به او، خرید یک اثر هنری ۶/۲ میلیون دلاری باشد که چیزی جز یک موز نبود که با نوارچسب به دیوار چسبانده شده بود. آقای سان بعدتر همان موز را خورد. نهادهای نظارتی آمریکا او را به کلاهبرداری و دستکاری بازار نیز متهم کرده‌اند. آقای سان این اتهام‌ها را رد کرده و به‌تازگی با پرداخت ۱۰ میلیون دلار بر سر مختومه شدن پرونده به توافق رسیده است.

شرکت او، ترون، یک شبکه بلاک‌چین است، یعنی شبکه‌ای نرم‌افزاری و جهانی که کاربران می‌توانند در آن رمزارز خرید و فروش کنند. برخلاف بانک‌ها، این شبکه زیر نظر یک نهاد مرکزی اداره نمی‌شود، بلکه به‌صورت غیرمتمرکز روی شمار زیادی کامپیوتر در سراسر جهان فعالیت می‌کند. به همین دلیل، وضع مالیات بر فعالیت‌های آن و نظارت بر این شبکه دشوارتر است.

همین فناوری بلاک‌چین برای اداره لیبرلند نیز به کار می‌رود و اگر آقای سان به هدفش برسد، ممکن است روزی از همین فناوری برای اداره دیگر کشورها هم استفاده شود. شهروندان با استفاده از توکن‌های دیجیتال درباره قوانین و همه‌پرسی‌ها رای می‌دهند و به جای آنکه مقام‌ها آرا را بشمارند، کدهای رایانه‌ای به طور خودکار آرا را محاسبه و نتایج را اعمال می‌کنند. این فناوری در عمل هنوز در مراحل ابتدایی است و اجرای قوانین همچنان به دخالت انسان نیاز دارد.

جاستین سان در حال خوردن موز، در حالیکه به سمت دوربین نگاه می‌کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جاستین سان و موز ۶/۲ میلیون دلاری او

شرکت تحلیل بلاک‌چین تی‌آر‌ام لبز می‌گوید ترون یکی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های انتقال رمزارزهای غیرقانونی است. گزارش‌ها نشان می‌دهد از این پلتفرم برای جابه‌جایی پول‌های مرتبط با حماس و حزب‌الله و همچنین کارتل‌های مواد مخدر و شبکه‌های مافیایی استفاده شده است. آقای سان می‌گوید ترون برای مقابله با تراکنش‌های غیرقانونی در شبکه بلاک‌چین، راه‌های تازه‌ای برای همکاری با نهادهای مجری قانون ایجاد کرده و این همکاری‌ها حجم فعالیت‌های غیرقانونی در این پلتفرم را به‌شدت کاهش داده است.

خانواده ترامپ از آقای سان به‌عنوان بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار توکن در کسب‌وکار رمزارزی خود، «ورلد لیبرتی فایننشال»، استقبال کردند. او بیش از ۷۵ میلیون دلار در این شرکت و چندین میلیون دلار دیگر در میم‌کوین دونالد ترامپ سرمایه‌گذاری کرد و به این ترتیب، امکان حضور در ضیافتی با رئیس‌جمهور آمریکا را به دست آورد.

آقای ترامپ پس از آغاز دوره ریاست‌جمهوری خود، به‌طور رسمی از این شرکت کنار رفت، اما صندوق خانوادگی‌اش همچنان بخشی از آن را در اختیار دارد و از فروش رمزارزی به نام «یواس‌دی۱» سود می‌برد. او در یک سال گذشته بیش از ۱/۴ میلیارد دلار از فعالیت‌های رمزارزی درآمد داشته و ممکن است در آینده بسیار بیشتر از این رقم نیز به دست آورد.

سیاره‌ای بدون مرز؟

با اطمینان می‌توان گفت که خانواده ترامپ از رابطه با آقای سان سود کلانی برده‌اند. اما آقای سان و دیگر کارآفرینان حوزه رمزارز که به خانواده ترامپ نزدیک شده‌اند، در مقابل چه می‌خواهند؟ شاید لیبرلند تا حدی پاسخ این پرسش را روشن کند.

در برخورد حضوری، سان فردی گرم و خوش‌برخورد است. مانند دیگر میلیاردرهایی که با آنها ملاقات کرده بودم، این احساس را داشتم که سان به ندرت فرصت پیدا می‌کند با افرادی معاشرت کند که یا برای او کار نمی‌کنند یا در پی پولش نیستند. بیشتر گفت‌وگوهای ما حول محور داستان‌های علمی‌تخیلی و بازی‌های ویدئویی می‌چرخید.

تابستان گذشته، آقای سان کمی پس از آنکه با پرداخت ۲۹ میلیون دلار سوار بر فضاپیمای شرکت بلو اوریجین جف بزوس به فضا رفت و به زمین بازگشت، با من تماس گرفت تا درباره تجربه‌اش صحبت کند. آنچه بیش از همه توجه او را جلب کرده بود، این بود که «خود سیاره زمین هیچ مرزی ندارد» و «اصلا چیزی به نام کشور وجود ندارد». باور او به اینکه دولت-ملت دیگر کارایی گذشته را ندارد و می‌توان فناوری بلاک‌چین را جایگزین آن کرد، یکی از دلایلی بود که تصمیم گرفت برای نخست‌وزیری لیبرلند نامزد شود.

تعدادی جوان و یک میانسال در مرکز عکس دست جمعی، همگی مقابل دوربین خوشحالی می‌کنند و فریاد می‌کشند
توضیح تصویر، تیم دریپر در دانشگاهی که به نام او نام‌گذاری شده است؛ جایی که آزادی «به هر قیمتی» ترویج می‌شود

لیبرلند تنها نمونه از این دست نیست و یکی از چند طرح آزمایشی برای ایجاد ریزکشورهایی است که خود را مستقل اعلام کرده‌اند، اما از نظر قانونی به رسمیت شناخته نمی‌شوند. پروسپرا در هندوراس، موسسه سی‌استدینگ پیتر تیل و «دریپر نیشن» تیم دریپر، که قرار است کشوری کاملا دیجیتال با بیت‌کوین به‌عنوان واحد پول باشد، همگی دنبال تحقق همین ایده‌اند.

با آقای دریپر، سرمایه‌گذار میلیاردر حوزه فناوری، در دانشگاه دریپر در سیلیکون‌ولی دیدار می‌کنم. این دانشگاه دوره‌ای فشرده برای بنیان‌گذاران جوان شرکت‌های فناوری برگزار می‌کند و دانشجویان در آن متعهد می‌شوند «به هر قیمتی آزادی را گسترش دهند». آقای دریپر می‌گوید دولت «در ازای هزینه‌ای بالا، خدماتی ضعیف ارائه می‌دهد» و بلاک‌چین به‌سادگی جای آن را خواهد گرفت. او می‌گوید: «فقط مسئله زمان است.»

بسیاری از این ایده‌ها از دیدگاه‌های کرتیس یاروین، متفکر و بنیان‌گذار جنجالی حوزه فناوری، سرچشمه می‌گیرند. از او با عنوان «بنیان‌گذار روشنگری تاریک» یاد شده است. برخی چهره‌های راست‌گرای آمریکا، از جمله پیتر تیل، میلیاردر حوزه فناوری، و شماری از اعضای دولت کنونی ترامپ، از جمله جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، از او تمجید کرده‌اند.

فلسفه او به دشوارفهم بودن شهرت دارد، اما در اساس انتقادی به دموکراسی است. او مدعی است دموکراسی شکست خورده، چون مهاجرت همچنان بیش از حد بالاست. نتیجه‌ای که می‌گیرد این است که دموکراسی باید جای خود را به ساختاری اقتدارگرا بدهد؛ ساختاری میان یک شرکت، یک پادشاهی و یک ریزکشورِ مبتنی بر بلاک‌چین.

کرتیس یاروین روی تپه‌ای ایستاده، در حال صحبت و خندیدن است و دست راستش را بالا برده
توضیح تصویر، کرتیس یاروین جهانی را تصور می‌کند که در آن «پادشاهی‌های شرکت‌محور» حکومت می‌کنند

با وجود اینکه یاروین رسانه‌ها را بخشی از «کلیسای جامع» می‌داند، با من در برکلیِ کالیفرنیا دیدار می‌کند. «کلیسای جامع» اصطلاحی است که او برای توصیف آنچه به باورش شبکه‌ای از روزنامه‌نگاران و دانشگاهیان است به کار می‌برد؛ شبکه‌ای که از نظر او قدرتی ایدئولوژیک و سرکوبگر دارد و در خفا جامعه غربی را اداره می‌کند.

در یک پیاده‌روی کوتاه، یاروین که ظاهری شبیه یک موزیسین سالخورده پانک‌راک دارد، برای اثبات دیدگاه‌هایش روایت‌هایی طولانی و پرپیچ‌وخم بیان می‌کند و به متون کمتر شناخته‌شده و دوره‌های گوناگون تاریخ ارجاع می‌دهد.

او در گفت‌وگوی ما، مفهوم «پچ‌ورک» را تشریح می‌کند؛ طرحی که در آن دولت‌ملت‌های سنتی جای خود را به شبکه‌ای جهانی از کشورهای کوچک و مستقل می‌دهند که سهامداران مالک آنها هستند و برای جذب شهروندان با یکدیگر رقابت می‌کنند، همان‌گونه که شرکت‌ها برای جذب مشتری رقابت می‌کنند.

او معتقد است بلاک‌چین می‌تواند به تحقق چنین جهانی کمک کند و نتیجه آن «پادشاهی‌های شرکت‌محور» خواهد بود که پادشاهانی که کشور را مانند یک شرکت اداره می‌کنند، بر آنها حکومت می‌کنند.

به گفته او، این فرمانروایان شرکت‌محور در برابر هیات‌مدیره‌ای پنهان از سهامداران پاسخگو خواهند بود؛ هیات‌مدیره‌ای که حتی ممکن است از طریق چیزی که یاروین آن را «کریپتو دینگس» می‌نامد، کنترل نیروهای نظامی و پلیس را نیز در دست داشته باشد. او می‌گوید این سامانه به آنها امکان می‌دهد عملاً همه سلاح‌ها را از کار بیندازند.

بسیاری از این میلیاردرهای حوزه فناوری معتقدند دوران ترامپ و حتی دوران ریاست‌جمهوری به سر آمده و سرانجام فناوری آن‌ها جای هر دو را خواهد گرفت. هرچه بیشتر با این افراد وقت گذراندم، بیشتر احساس کردم که خودشان را صاحبان واقعی قدرت می‌دانند.

لابی رمزارزها اکنون از صنعت سوخت‌های فسیلی پیشی گرفته و به قدرتمندترین لابی در ایالات متحده تبدیل شده است. بر اساس تحلیلی از فاکس بیزنس، این صنعت در آخرین چرخه انتخاباتی ۲۳۸ میلیون دلار کمک مالی کرده است. یاروین، سان، دریپر و لیبرلند، همگی تصویری از آینده‌ای را به نمایش می‌گذارند که برخی از آنها برای ما در نظر دارند.

از جاستین سان و لیبرلند گرفته تا تیم دریپر، همه به من می‌گفتند که فناوری بلاک‌چین و رمزارزها چگونه می‌توانند ما و پولمان را از کنترل دولت رها کنند. اما در آن صورت، کنترل را به دست چه کسانی خواهیم سپرد؟ هر نمونه‌ای که دیده‌ام در نهایت به اینجا ختم می‌شود که ثروت و قدرت به سوی کسانی سرازیر می‌شود که کنترل این فناوری را در دست دارند.