سایه یوزف منگله بر سوئیس؛ آیا «فرشته مرگ» آشویتس در این کشور پنهان شده بود؟

منبع تصویر، Ullstein Bild / Getty
- نویسنده, ایموجن فولکس
- در, برن
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
سرویس اطلاعات فدرال سوئیس اعلام کرده است که سرانجام پروندههای محرمانه و مهر و مومشده مربوط به یوزف منگله، جنایتکار بدنام جنگی نازی را منتشر خواهد کرد.
منگله پس از جنگ جهانی دوم از اروپا گریخت، اما سالها شایعههایی وجود داشت مبنی بر این که او مدتی را در سوئیس گذرانده است، آن هم در حالی که حکم بازداشت بینالمللی برای او صادر شده بود.
تاریخنگاران بارها درخواست دسترسی به این پروندهها را مطرح کرده بودند، اما مقامهای سوئیسی تا کنون از انتشار این اسناد خودداری کردهاند.
منگله پزشکی بود که در واحد وافن اساس آلمان خدمت میکرد. او به اردوگاه مرگ آشویتس در لهستان تحت اشغال نازیها اعزام شد؛ جایی که افرادی را برای فرستادن به اتاقهای گاز انتخاب میکرد. برآورد میشود حدود یک میلیون و یکصد هزار نفر در آن اردوگاه جان باختند که نزدیک به یک میلیون نفر از آنها یهودی بودند.
او که به «فرشته مرگ» معروف شده بود، زندانیان، بهویژه کودکان و دوقلوها را نیز برای آزمایشهای پزشکی سادیستی انتخاب میکرد و سپس آنها را به سوی مرگ میفرستاد.
پس از جنگ، منگله مانند بسیاری از مقامهای بلندپایه نازی، بهسرعت هم از لباس و هویت نظامی خود فاصله گرفت و هم نامش را تغییر داد.
او با کمک هویت جعلی خود توانست در کنسولگری سوئیس در شهر جنووا در شمال ایتالیا مدرک هویتی صلیب سرخ دریافت کند و از آن برای فرار به آمریکای جنوبی استفاده کند.
صلیب سرخ این مدارک را برای هزاران نفری در سراسر اروپا در نظر گرفته بود که جنگ آنها را آواره یا بیتابعیت کرده بود، اما نازیهایی که قصد فرار از پیگرد قضایی داشتند نیز توانستند به این مدارک دست پیدا کنند؛ موضوعی که صلیب سرخ بعدها بابت آن عذرخواهی کرد.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
ارتباط منگله با سوئیس چه بود؟
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
اگرچه او در سال ۱۹۴۹ از اروپا گریخت، اما در سال ۱۹۵۶ همراه پسرش رولف برای تعطیلات اسکی به آلپ سوئیس رفت. این موضوع در دهه ۱۹۸۰ علنی شد.
او بعد از این سفر به شکل رسمی، بقیه عمرش را در آمریکای جنوبی گذراند.
اما رگولا بوخسلر، تاریخنگار سوئیسی، همیشه این پرسش را مطرح میکرد که آیا منگله دوباره به سوئیس بازگشته بود یا نه؟ به ویژه پس از آن که در سال ۱۹۵۹ حکم بازداشت بینالمللی برای او صادر شد.
خانم بوخسلر هنگام تحقیق درباره نقش احتمالی سوئیس به عنوان مسیر ترانزیتی برای نازیهای فراری، کشف کرد که در ژوئن ۱۹۶۱، سرویس اطلاعاتی اتریش به مقامهای سوئیسی هشدار داده بود که منگله با نامی جعلی سفر میکند و ممکن است در خاک سوئیس باشد.
در همین حال، همسر منگله آپارتمانی در زوریخ اجاره کرده و برای اقامت دائم درخواست داده بود.
خانم بوخسلر به بیبیسی گفت: «به نظر میرسد شواهدی وجود دارد که منگله در سال ۱۹۵۹ قصد سفر به اروپا را داشته است. چرا خانم منگله در زوریخ آپارتمان اجاره کرده بود؟»
این آپارتمان در یکی از حومههای معمولی شهر قرار داشت و خانواده منگله توان مالی زندگی در جایی بسیار مجللتر را داشتند. اما این آپارتمان به فرودگاه بینالمللی نزدیک بود.
خانم بوخسلر توانست پروندههای پلیس زوریخ را ببیند؛ پروندههایی که نشان میداد در سال ۱۹۶۱ این آپارتمان تحت مراقبت قرار گرفته بود. پلیس حتی ثبت کرده بود که خانم منگله با خودروی فولکسواگن خود رانندگی میکرده و مردی ناشناس همراه او بوده است.
آیا آن مرد همسرش بود؟

منبع تصویر، Universal History Archive
در سال ۱۹۶۱، منگله یک جنایتکار جنگی تحت تعقیب محسوب میشد و بازداشت چنین مجرمی در حوزه مسئولیت پلیس فدرال سوئیس قرار میگرفت. خانم بوخسلر در سال ۲۰۱۹ درخواست کرد پروندههای آن نهاد را در آرشیو فدرال سوئیس ببیند.
اما درخواست او رد شد. این پروندهها به دلایل امنیت ملی و برای حفاظت از دیگر اعضای خانواده، تا سال ۲۰۷۱ مهر و موم شده بودند.
خانم بوخسلر نه نخستین و نه آخرین کسی بود که درخواستش رد شد. در سال ۲۰۲۵ تاریخنگار دیگر به نام ژرار وتشتاین، یک بار دیگر تلاش کرد. درخواست او نیز رد شد.
آقای وتشتاین به بیبیسی گفت: «این موضوع مضحک به نظر میرسید. وقتی پروندهها تا سال ۲۰۷۱ بسته بمانند، فقط به نظریههای توطئه دامن میزند و همه میگویند حتما چیزی برای پنهان کردن وجود دارد.»
او با شکایت از مقامهای سوئیسی به دادگاه، تصمیم آنها را به چالش کشید؛ روندی پرهزینه که برای آن درخواست کمک مالی عمومی کرد. او گفت: «فقط در چند روز، ۱۸ هزار فرانک سوئیس جمعآوری کردیم.»

منبع تصویر، Robert Nickelsberg / Getty Images
و همین زمان بود که سرویس اطلاعات فدرال سوئیس سرانجام نظر خود را تغییر داد. این نهاد در بیانیهای که نشان میدهد شفافیت کامل شاید هنوز زمانبر باشد، اعلام کرد: «به درخواستکننده اجازه دسترسی به پرونده داده خواهد شد، مشروط به شرایط و الزاماتی که هنوز تعریف نشدهاند.»
همه مطمئن نیستند که این پروندهها اطلاعات زیادی درباره خود منگله فاش کنند.
ساشا زالا، رئیس انجمن تاریخ سوئیس میگوید «کاملا مطمئن» است که «هیچ چیز مهمی درباره منگله» در پروندهها وجود ندارد، اما احتمال میدهد اشارههایی به یک سرویس اطلاعاتی خارجی یا منابع خارجی در آنها دیده شود.
تا اواخر دهه ۱۹۵۰، سازمان اسرائیلی موساد به شکل فعال در تعقیب جنایتکاران جنگی نازی فراری بود و آقای زالا گمان میکند آنها ممکن است با مقامهای سوئیسی در تماس بوده باشند. همین موضوع میتواند دلیلی برای محرمانه ماندن پروندهها باشد، زیرا اطلاعات حساس مرتبط با نهادهای اطلاعاتی خارجی معمولا حذف یا پوشانده میشوند.
اما آیا صرف اشاره به موساد، در ارتباط با تعقیب شناختهشده نازیها در ۷۰ سال پیش، واقعا تا این حد حساس است؟
آقای زالا معتقد است: «این موضوع حماقت روند خارجسازی اسناد از طبقهبندی محرمانه بدون دانش تاریخی را نشان میدهد. به این شکل، دستگاه اداری خودش به نظریههای توطئه دامن زد.»
تاریخنگاران دیگری مانند یاکوب تانر میگویند محرمانه ماندن این پروندهها بیشتر از آن که درباره منگله چیزی بگوید، درباره خود سوئیس سخن میگوید. او میگوید: «این یک تعارض میان امنیت ملی و شفافیت تاریخی است و در سوئیس معمولا امنیت ملی برنده میشود.»

آقای تانر عضو کمیسیون برگیه در دهه ۱۹۹۰ بود؛ کمیسیونی که روابط سوئیس بیطرف با آلمان نازی، به ویژه نقش بانکهای سوئیسی را بررسی میکرد.
او با حساسیت و احساس شرم سوئیس درباره نقش این کشور در جنگ جهانی دوم کاملا آشناست؛ زمانی که پناهجویان یهودی در مرزها بازگردانده میشدند، در حالی که بانکهای سوئیسی پول خانوادههای یهودی را نگه میداشتند. این خانوادهها بعدها در اردوگاههای مرگ نازی جان باختند. او استدلال میکند: «برای یک کشور دموکراتیک، بسته ماندن این پروندهها همچنان یک مشکل است.»
با این حال او معتقد است این احتمال وجود دارد که منگله در سال ۱۹۶۱ در سوئیس بوده باشد.
آدولف آیشمن، جنایتکار جنگی نازی تحت تعقیب، در سال ۱۹۶۰ توسط موساد در آرژانتین بازداشت شد و شواهدی وجود دارد که نشان میدهد نازیهای دیگری که به آمریکای جنوبی گریخته بودند نیز احساس میکردند آنجا دیگر امن نیست و اروپا، جایی که دوستان و بستگانشان هنوز حضور داشتند، ممکن است امنتر باشد.
آقای تانر اشاره میکند که والتر راف، یکی دیگر از جنایتکاران جنگی نازی تحت تعقیب که به شیلی گریخته بود، در سال ۱۹۶۰ مدتی را در آلمان گذراند.
یکی از تاریخنگاران کمیسیون برگیه در سال ۱۹۹۹ برای مدت کوتاهی اجازه یافت بخشی از پروندههای منگله را ببیند و به این نتیجه رسید که اثبات یا رد حضور او در خاک سوئیس ممکن نیست. اما این فقط چند خط در یک گزارش ۲۴ جلدی درباره کل جنگ بود. پروندهها دوباره مهر و موم شدند و آن تاریخنگار هفت سال پیش درگذشت.
در همین حال هنوز تاریخی برای انتشار این پروندهها تعیین نشده و بیانیه سرویس اطلاعات فدرال درباره «شرایط و الزامات» برای آقای وتشتاین نگرانکننده به نظر میرسد. او میگوید: «میترسم پروندهای دریافت کنیم که بیشتر سیاه باشد تا شفاف.»
خانم بوخسلر نیز نگران است که بخشهای زیادی از پروندهها حذف شده باشد. او میگوید: «اصلا به مقامها اعتماد ندارم. میترسم شبیه پروندههای اپستین شود. چرا این پروندههای منگله تا این اندازه طولانی محرمانه ماندهاند؟»
منگله دههها موضوع راز، شایعه و نظریه توطئه بوده است.
او هرگز بازداشت نشد، چه برسد به این که بابت جنایتهای هولناکش محکوم شود. وقتی در سال ۱۹۷۹ در برزیل درگذشت، با نامی جعلی دفن شد.
اما شایعهها همچنان ادامه داشتند. در سال ۱۹۸۵ جسد او نبش قبر شد و سرانجام در سال ۱۹۹۲ آزمایش دیانای تائید کرد که آن جسد متعلق به او بوده است.
پزشک هولناک آشویتس مرده بود.
اما آیا او واقعا زمانی در سوئیس حضور داشت؟ آیا سوئیسیها متوجه حضور او نشدند؟
آیا آنها برای جلوگیری از توجه ناخواستهای که بازداشت او میتوانست ایجاد کند، عمدا چشم خود را بر حضور احتمالی و شرمآورش بستند؟ یا مانند بسیاری از چیزهای مربوط به منگله، همه اینها فقط شایعه است؟
آقای وتشتاین میگوید: «شاید هیچ وقت به حقیقت واقعی نرسیم. شاید هرگز ندانیم او اینجا بوده یا نه ... اما شاید دستکم بتوانیم تصویر روشنتری به دست آوریم.»


































