سفر پوتین به پکن بلافاصله بعد از ترامپ؛ آیا روسیه میتواند گاز بیشتری به چین بفروشد؟

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, الکسی کالمیکوف
- شغل, بیبیسی روسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در سفری کوتاه و بلافاصله پس از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، راهی دیدار با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، میشود.
آقای پوتین که رئیسجمهور چین او را «دوست عزیز» خود میخواند، نهتنها میتواند روی استقبال گرم پکن حساب کند، بلکه امیدوار است در این سفر قرارداد سودآوری برای فروش گاز به دست آورد؛ قراردادی که به دلیل جنگی که دونالد ترامپ با ایران آغاز کرده، حالا شانس بیشتری برای نهایی شدن پیدا کرده است.
ولادیمیر پوتین مدتها بود قصد سفر به چین را داشت، اما کرملین اعلام تاریخ آن را به تعویق انداخت تا زمانی که روشن شد دونالد ترامپ، پس از تاخیر ناشی از جنگ ایران، سرانجام به پکن سفر خواهد کرد. شی جینپینگ برای نخستین بار از رئیسجمهور آمریکا به عنوان همتراز خود استقبال کرد و همزمان او را تهدید کرد. و درست پس از آنکه آقای ترامپ دست خالی پکن را ترک کرد، شی جینپینگ بلافاصله آقای پوتین را به چین فراخواند.
رهبران دو قدرت هستهای شباهتهای زیادی با هم دارند. آقای پوتین ۷۳ سال دارد و آقای شی نیز ماه آینده به همین سن میرسد. هر دو در فضای کمونیسم شورویمحور رشد کردهاند، سالهاست قدرت را در دست دارند و قصد دارند تا پایان عمر حکومت کنند. هر دو ساختارهای اقتدارگرایانهای ایجاد کردهاند، مخالفان را تحمل نمیکنند و خود را احیاکنندگان سرزمینهای تاریخی میدانند. آقای شی بیش از هر رهبر دیگری در جهان با آقای پوتین دیدار کرده و شمار ملاقاتهای آنها از ۴۰ بار گذشته است.
با این حال، رئیسجمهور چین از موضع قدرت با ولادیمیر پوتین سخن میگوید. روسیه پس از حمله به اوکراین، اروپا را به عنوان شریک برابر از دست داد و به شریک کوچکتر چین تبدیل شد. مسکو اکنون به فناوریهای چینی وابسته شده و عملا به تامینکننده مواد خام برای چین، دومین اقتصاد بزرگ جهان بعد از آمریکا، بدل شده است.
اما برخلاف اروپای قبل از جنگ اوکراین، چین برای ساخت کارخانه در روسیه، انتقال فناوری یا امضای قراردادهای بلندمدت جدید برای خرید انرژی از این کشور عجلهای ندارد.
جنگ آمریکا و اختلال در تردد کشتیها در خلیج فارس، جایی که چین بخش مهمی از نفت و گاز خود را تامین میکرد، آقای پوتین را به موفقیت مذاکرات در پکن امیدوار کرده است. برای نخستین بار طی دهههای اخیر، روسیه فرصتی یافته تا بر سر قیمت به توافق برسد و سرانجام قرارداد صادرات گاز از طریق خط لوله آینده «قدرت سیبری ۲» را امضا کند.
کدام طرف دست بالا را دارد؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
نخست به این دلیل که چین چندان به گاز نیاز ندارد و همچنان به زغالسنگ و منابع انرژی تجدیدپذیر متکی است. دوم اینکه سیاست رسمی حزب کمونیست اجازه نمیدهد چین به یک تامینکننده واحد انرژی وابسته شود. در صورت اجرای همه پروژههای اعلامشده، سهم روسیه در تامین انرژی چین تا سال ۲۰۳۰ از مرز ۴۰ درصد عبور خواهد کرد؛ سطحی که برای رهبری چین نگرانکننده تلقی میشود.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
تاتیانا میترووا و فئودور دمیترنکو، کارشناسان حوزه انرژی روسیه، نوشتهاند: «تا امروز، پروژه قدرت سیبری ۲ برای چین بیشتر ابزاری برای بیمه کردن خود در برابر کمبود احتمالی گاز در آینده بوده، نه منبعی برای تامین نیاز فعلی. شوک ناشی از جنگ در خلیج فارس ممکن است علاقه چین به این پروژه روسی را افزایش دهد.»
روسیه عملا مشتری دیگری برای این گاز ندارد. این گاز پیشتر به اروپا صادر میشد، اما جنگ اوکراین و جنگ گازی کرملین با اتحادیه اروپا، روسیه را از نزدیکترین و سودآورترین بازار خود محروم کرد. از سوی دیگر، چین برای خرید این گاز رقیب دیگری ندارد و بنابراین میتواند در مورد قیمت، حجم صادرات و حتی اینکه چه کسی هزینه ساخت خط لوله از سیبری غربی را پرداخت کند، با دست بالا مذاکره کند.
اما حتی اگر قراردادی امضا شود، ساخت خط لوله «قدرت سیبری ۲» پنج تا شش سال زمان خواهد برد و رسیدن آن به ظرفیت کامل نیز حدود یک دهه طول میکشد.
میترووا و دمیترنکو مینویسند: «تمام برگهای برنده در دست چین است و در هیچ سناریویی این خط لوله به روسیه اجازه نخواهد داد از جنگ فعلی آمریکا با ایران سود کلانی به دست آورد. اهمیت روسیه برای چین ممکن است افزایش یابد، اما تنها بر اساس شرایط پکن.»

تاثیر ترامپ
دونالد ترامپ پیش از سفر ولادیمیر پوتین به چین، موقعیت هر دو کشور، یعنی روسیه و چین، را تقویت کرده است.
جنگ او در ایران قیمت نفت را بالا برده و به کرملین کمک کرده بخشی از کسری بودجه خود را جبران و هزینه جنگ اوکراین را تامین کند. این جنگ همچنین نشان داده که آمریکا در نتیجه سیاستهای دونالد ترامپ به سرعت در حال از دست دادن متحدان خود است و ارتش آمریکا برای جنگ مدرن، حتی در برابر رقیبی که به شدت تضعیف شده، آمادگی کامل ندارد.
علاوه بر جنگ ایران، سفر هفته گذشته دونالد ترامپ به پکن نیز به اعتبار آمریکا در نگاه چین و متحدانش آسیب بیشتری وارد کرد.
آقای ترامپ بدون هیچ دستاورد قابل توجهی پکن را ترک کرد؛ نه موفق شد از چین وعدهای برای کمک به پایان جنگ ایران بگیرد و نه حتی یکی از مشکلات دوجانبه، از تجارت گرفته تا بازدارندگی هستهای، حل شد.
فراتر از آن، شی جینپینگ به خود اجازه داد در مقابل رئیسجمهور آمریکا رفتاری کند که تا پیش از آن بیسابقه بود. او آشکارا آمریکا را بر سر تایوان به جنگ تهدید کرد و صریحا ایالات متحده را قدرتی رو به افول خواند.
دونالد ترامپ در واکنش به این تهدید، لحن خود را نرمتر کرد و از احتمال بازنگری در حمایت آمریکا از تایوان سخن گفت؛ موضوعی که دههها برای روسایجمهور آمریکا خط قرمز محسوب میشد.
او حتی کنایه آشکار شی جینپینگ درباره افول آمریکا و احتمال درگیری با چین در حال قدرت گرفتن را هم ابتدا نادیده گرفت و سپس در شبکههای اجتماعی آن را حملهای به جو بایدن، رئیسجمهور پیشین آمریکا، تعبیر کرد. آقای ترامپ مدعی شد منظور رهبر چین این بوده که آمریکا در دوران جو بایدن به سمت افول میرفت، اما او «عظمت» را دوباره به کشورش بازگردانده است.
برای ولادیمیر پوتین، سفر دونالد ترامپ حتی از این هم بهتر پیش رفت؛ زیرا رئیسجمهور آمریکا اساسا موضوع حمایت از اوکراین در جنگ علیه روسیه را مطرح نکرد.
آقای پوتین دو روز در چین خواهد ماند. کرملین طبق معمول اطلاعات اندکی درباره این سفر منتشر کرده است.
یوری اوشاکوف، دستیار ولادیمیر پوتین در امور بینالملل، به خبرگزاریهای دولتی روسیه گفت: «رهبر ما شامگاه ۱۹ مه وارد پکن خواهد شد و صبح ۲۰ مه، ساعت ۱۱ به وقت محلی، مراسم استقبال رسمی از سوی رهبر چین در تیانآنمن، میدان مرکزی پکن، آغاز میشود.»
دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، نیز اعلام کرد محور این سفر «روابط دوجانبه و مسائل بینالمللی» خواهد بود.

































