شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پیامدهای جهانی جنگ در ایران؛ آغاز عصر تازهای از رقابت هستهای؟
- نویسنده, آلساندرا کورئا
- شغل, بیبیسی برزیل
- در, واشنگتن
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
از زمان حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، یکی از توجیههای مطرحشده این بوده است که باید از توسعه سلاحهای هستهای توسط جمهوری اسلامی جلوگیری شود.
این نگرانی رو به افزایش است که یکی از پیامدهای این درگیری دقیقا آغاز یک رقابت هستهای در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان باشد.
به گفته کارشناسان منع گسترش سلاحهای هستهای که با بیبیسی برزیل گفتوگو کردهاند، با توجه به وضعیت کنونی، نه تنها حکومت ایران بلکه دیگر دولتها نیز ممکن است به این جمعبندی برسند که بهترین تضمین در برابر هرگونه حمله احتمالی، نه دیپلماسی است و نه سلاحهای متعارف، بلکه در اختیار داشتن بمب اتمی به عنوان ابزاری بازدارنده در برابر حملات رقبای قدرتمند است.
در شرایطی که کشورهایی در خاورمیانه، از امارات متحده عربی تا عربستان سعودی، هدف حملات تلافیجویانه قرار گرفتند، این جنگ تردیدهایی را نسبت به توانایی ایالات متحده برای تضمین امنیت متحدانش برانگیخت.
در چنین شرایطی، این تصور میتواند تقویت شود که اتکا به حمایت آمریکا پرخطر است و کشورها برای ایجاد بازدارندگی ناگزیرند به توان هستهای بومی دست یابند.
رید پاولی، کارشناس علوم سیاسی و استاد امنیت و سیاست هستهای در دانشگاه براون در آمریکا، به بیبیسی برزیل میگوید: «این که یکی از توجیههای جنگ، جلوگیری از دستیابی ایران به بمب بوده است، طنزی تلخ و تراژیک است».
او میگوید: «هر دولتی در ایران که از این جنگ جان سالم به در ببرد، قطعا ارزیابی خواهد کرد که چگونه میتواند خود را در برابر حملات آینده بهتر محافظت کند و ممکن است به این نتیجه برسد که سلاحهای هستهای یکی از گزینههاست».
پاولی که نویسنده کتاب «هنر اجبار: تهدیدهای معتبر و معمای تضمین» است، ادامه میدهد: «این جنگ احتمالا حکومتی در ایران را در قدرت باقی خواهد گذاشت که هم ابزار لازم و هم انگیزه لازم برای دستیابی به بمب را در اختیار دارد».
جان ایراث، مدیر ارشد موسسه آمریکایی «مرکز کنترل تسلیحات و منع گسترش»، نسبت به آنچه «ادامه مجموعهای از تصمیمهای اشتباه رهبران کشورهای مختلف» توصیف میکند، ابراز نگرانی میکند.
جان ایراث یادآوری میکند که در زمان حمله اسرائیل و ایالات متحده به ایران در تابستان سال گذشته، مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران همچنان در جریان بود و امسال نیز حملات بار دیگر در میانه مذاکرات آغاز شد.
آقای ایراث به بیبیسی برزیل میگوید: «ایالات متحده و اسرائیل به جای آنکه همه راههای مذاکره را تا پایان دنبال کنند، سال گذشته تصمیم گرفتند به برنامه هستهای ایران حمله کنند.»
جان ایراث میگوید: «اگر این زنجیره تصمیمهای اشتباه ادامه پیدا کند، ممکن است ایران به این نتیجه برسد که با در اختیار داشتن سلاح هستهای امنیت بیشتری خواهد داشت و در نتیجه تصمیم به ساخت آن بگیرد». سازمان او که در واشنگتن مستقر است، تحلیلها و پژوهشهایی درباره کنترل تسلیحات و منع گسترش سلاحهای هستهای گردآوری میکند.
آقای ایراث میافزاید: «و عربستان سعودی پیشتر گفته است که اگر ایران به سلاح هستهای دست یابد، این کشور نیز همان مسیر را در پیش خواهد گرفت و شاید برخی دیگر از کشورهای منطقه هم به همین راه بروند.»
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، پیشتر بارها گفته است که اگر ایران به بمب اتمی دست یابد، عربستان نیز همان مسیر را در پیش خواهد گرفت.
تاسیسات هستهای و دانش علمی
برنامه هستهای ایران از سالها پیش یکی از نگرانیهای ایالات متحده، اسرائیل و دیگر متحدان آنها بوده است.
ایران از امضاکنندگان پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای «انپیتی» است، توافقی بینالمللی که از سال ۱۹۷۰ لازمالاجرا شده است و ۱۹۰ کشور به آن پیوستهاند و متعهد شدهاند از گسترش این سلاحها جلوگیری کنند و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز را ترویج دهند.
ایران همواره این ادعا را رد کرده است که در پی توسعه سلاحهای هستهای بوده و گفته است برنامه غنیسازی اورانیوم این کشور اهدافی صلحآمیز داشته است، از جمله در حوزه انرژی، پزشکی و کشاورزی.
اما مذاکرات درباره این برنامه همواره با بیاعتمادی و اختلافنظر بر سر موضوعاتی مانند سطح غنیسازی و سازوکارهای نظارتی و مسائل دیگر همراه بوده است.
در سال ۲۰۱۸ و در نخستین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، ایالات متحده از توافق هستهای با ایران که در زمان ریاستجمهوری باراک اوباما امضا شده بود، خارج شد.
ارزیابیهای گوناگون، از جمله ارزیابیهای مقامهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نشان میداد که هیچ شواهدی دال بر نزدیک بودن ایران به ساخت بمب وجود ندارد.
اما از زمان حملات سال گذشته، و به ویژه پس از درگیری امسال، برخی چهرههای حکومت خواستار خروج کشور از «انپیتی» شدهاند.
جان ایراث میگوید: «تاسیسات مرتبط با برنامه هستهای قطعا آسیب دیدهاند. اما دانش علمی لازم برای تولید سلاح هستهای همچنان وجود دارد. ایران میتواند با گذشت زمان تاسیسات خود را بازسازی کند و این دانش را به کار بگیرد.»
گمان میرود ایران همچنان مقداری اورانیوم با غنای بالا در زیر آوارهای ناشی از بمبارانها داشته باشد. همچنین درباره سرنوشت این مواد هستهای در صورت بروز بیثباتی داخلی در کشور نگرانیهایی وجود دارد.
آلیسیا سندرز-زاکره، مدیر سیاستگذاری کارزار بینالمللی نابودی سلاحهای هستهای «آیکن»، به بیبیسی برزیل میگوید: «مشاهده حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران نگرانکننده است، زیرا این اقدام آشکارا در تضاد با هر هدفی در زمینه منع گسترش سلاحهای هستهای است».
مدیر سیاستگذاری «آیکن» تاکید میکند: «در پی این حملات، بازرسان بینالمللی دیگر به مواد و تاسیسات هستهای ایران دسترسی ندارند و این موضوع بیتردید خطرناک است». «آیکن» ائتلافی جهانی است که در سال ۲۰۱۷ جایزه نوبل صلح را دریافت کرد.
خانم سندرز-زاکره میگوید: «نگرانی دیگر این است که حملات در بحبوحه مذاکرات جاری، این خطر واقعی را به همراه داشته باشد که ایران دیگر نخواهد به میز مذاکره بازگردد و نتواند به شرکای بینالمللی برای مذاکره با حسن نیت اعتماد کند».
«زنجیره گسترش»
به گفته آقای پاولی، از دانشگاه براون، اگر ایران روزی به سلاح هستهای دست یابد، این خطر وجود دارد که «زنجیرهای از گسترش سلاحهای هستهای در منطقه» آغاز شود.
در حال حاضر، عموما اینطور در نظر گرفته میشود که ۹ کشور دارای سلاح هستهای هستند: ایالات متحده، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا، پاکستان، هند، اسرائیل و کره شمالی. اما دولت اسرائیل هرگز به طور رسمی تائید نکرده است که این تسلیحات را در اختیار دارد.
اما نظرسنجیها در کشورهایی از مناطق مختلف، از کره جنوبی تا ترکیه و لهستان، نشان میدهد حمایت از دستیابی به توان هستهای بومی رو به افزایش است.
بسیاری معتقدند نظام منع گسترش سلاحهای هستهای در مقطعی شکننده قرار دارد و برای تائید این ارزیابی، از جمله به تلاشهای چین برای گسترش و نوسازی زرادخانه هستهای خود و نیز اعلام اخیر فرانسه درباره قصد این کشور برای افزایش توان هستهایاش اشاره میکنند.
خانم سندرز-زاکره تاکید میکند: «اقدامهای ۹ کشور دارای سلاح هستهای که به نوسازی، گسترش زرادخانههای خود و توسعه انواع جدیدی از سلاحهای هستهای روی آوردهاند، نظام منع گسترش سلاحهای هستهای را به شدت تضعیف کرده است».
در اوایل فوریه، پیمان موسوم به «نیو استارت» (پیمان جدید کاهش تسلیحات راهبردی)، معاهده کنترل تسلیحات هستهای میان ایالات متحده و روسیه، بدون آنکه جایگزینی برای آن تعیین شود، منقضی شد و به بیش از پنج دهه کنترل دوجانبه پایان داد.
جان ایراث از «مرکز کنترل تسلیحات و منع گسترش» میگوید: «صداهایی که از گسترش سلاحهای هستهای دفاع میکنند، در حال بلندتر شدن هستند» و سپس به سه عاملی اشاره میکند که به گفته او جهان را به این سمت سوق میدهند.
نخستین عامل، تلاشهای چین است. آقای ایراث میگوید: «آنها در دهه گذشته زرادخانه هستهای خود را تقریبا دو برابر کردهاند و هیچ نشانهای هم وجود ندارد که قصد توقف داشته باشند».
دومین عامل، جنگ روسیه علیه اوکراین است. او میگوید: «اگر روسیه بتواند مدعی موفقیت در جنگ تهاجمی خود شود، این پیروزی با اتکا به تهدیدهای هستهای ممکن شده است. این وضعیت یک ابزار تازه در راهبرد سیاسی وارد میکند که کشورهای دیگر نیز خواهان آن خواهند شد.»
به گفته جان ایراث، سومین عامل «غیرقابل پیشبینی دیده شدن ایالات متحده» است؛ عاملی که هم در میان رقیبان و هم در میان متحدان این کشور بیاطمینانی ایجاد میکند.
او میگوید: «در شرایطی که بیاطمینانی و ناامنی وجود دارد، همیشه کسانی خواهند بود که سلاحهای هستهای را منبعی احتمالی برای امنیت بیشتر بدانند.»
اوکراین، لیبی، کره شمالی
یکی از استدلالهایی که در دفاع از توسعه سلاحهای هستهای مطرح میشود این است که اگر ایران از پیش بمب اتمی را به عنوان عامل بازدارنده در اختیار داشت، شاید به آن حمله نمیشد.
پیش از درگیری در ایران، بسیاری از ناظران به نمونه اوکراین اشاره میکردند؛ کشوری که در دهه ۱۹۹۰ در ازای دریافت تضمینهای امنیتی در چارچوب تعهدی با روسیه، ایالات متحده و بریتانیا، از سومین زرادخانه بزرگ هستهای جهان که میراث دوران شوروی بود، چشمپوشی کرد.
سه دهه بعد، اوکراین که دیگر بمب اتم را به عنوان عامل بازدارنده در اختیار نداشت، از سوی روسیه، یک قدرت هستهای، مورد تهاجم قرار گرفت. لیبی نیز نمونه دیگری است که گاه به آن اشاره میشود، چرا که از برنامه تسلیحات هستهای خود صرفنظر کرد و در نهایت با تغییر رژیم روبهرو شد. در مقابل، بسیاری به کره شمالی اشاره میکنند که از امضاکنندگان «انپیتی» بود اما در سال ۲۰۰۳ به طور رسمی از آن خارج شد. این کشور امروز یکی از ۹ دارنده سلاح هستهای است و همچنان از تعرض نظامی در امان مانده است.
اما با وجود نگرانیها و نشانههای کنونی، تحلیلگران تاکید میکنند که موج تازهای از گسترش سلاحهای هستهای اجتنابناپذیر نیست. آقای پاولی میگوید: «زرادخانههای هستهای برای بازدارندگی موثرند، اما مسیر دستیابی به این سلاحها مملو از خطر است. بنابراین ممکن است برای یک کشور منطقی باشد که برای تامین امنیت خود تنها به سلاحهای متعارف تکیه کند. سلاحهای هستهای شاید ارزش این دردسر را نداشته باشند.»
افزون بر چالشهای فنی، هزینههای سنگینی نیز در این مسیر وجود دارد، از جمله تحریمها و انزوا. جان ایراث میگوید: «سلاحهای هستهای بسیار پرهزینهاند، ساخت و نگهداری آنها بسیار دشوار است و در عین حال خطرناکاند. هیچ کشوری از سر هوس به سراغ آنها نمیرود و باید تهدیدی وجودی در میان باشد تا کشوری احساس کند ناگزیر به ساخت سلاح هستهای است. رقابت تسلیحاتی هستهای به سود هیچکس نیست.»
خانم سندرز-زاکره تاکید میکند که ایستادگی جامعه بینالمللی در برابر سلاحهای هستهای ضروری است. او میگوید: «تا زمانی که برخی کشورها اجازه داشته باشند سلاح هستهای در اختیار داشته باشند، دیگران نیز به فکر دستیابی به آن خواهند افتاد. به همین دلیل باید برای حذف کامل این سلاحها تلاش کنیم.»