پیشنهاد روسیه برای میانجیگری؛ پوتین در جنگ ایران به دنبال چیست؟

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

ولادیمیر پوتین در دیدار با مسعود پزشکیان در ترکمنستان از آمادگی روسیه برای کمک به پایان جنگ سخن گفت؛ پیشنهادی از سوی رئیس‌جمهور کشوری که هم روابط نزدیکی با تهران دارد و هم توانسته کانال گفت‌وگوی خود با دونالد ترامپ را حفظ کند. اما مسکو برای نزدیک کردن مواضع دو طرف چه امکاناتی دارد و پایان جنگ تا چه اندازه با منافعش سازگار است؟

کرملین دو روز پس از این دیدار اعلام کرد پوتین با هماهنگی پزشکیان، موضع ایران درباره راه‌حل احتمالی را به ترامپ منتقل کرده است.

این نخستین بار نیست که پوتین برای کمک به حل این بحران اعلام آمادگی می‌کند، اما این بار پیشنهاد او به انتقال پیام تهران به واشنگتن رسیده است. آیا ورود مستقیم رئیس‌جمهور روسیه می‌تواند به تلاش‌های تاکنون بی‌نتیجه سایر میانیجیگران پرتعداد برای نزدیک کردن مواضع ایران و آمریکا کمک کند؟

جنگ ایران و اختلال در صادرات انرژی خلیج فارس، فرصت‌هایی برای روسیه ایجاد کرده است؛ کشوری که از زمان تهاجم به اوکراین با تحریم‌های گسترده غرب روبه‌روست. افزایش قیمت نفت و نیاز بازار به عرضه جایگزین، موقعیت مسکو را تقویت کرده و برخی تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که روسیه از ادامه درگیری در شکل کنونی سود می‌برد.

حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بین‌المللی بحران، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی با اشاره به اینکه روسیه بیش از هر بازیگر دیگری از جنگ ایران و آمریکا سود برده، می‌گوید: «وقتی پوتین از کمک به پایان جنگ حرف می‌زند، بیش از هر چیز با یک ژست دیپلماتیک روبه‌رو هستیم. روسیه می‌خواهد به آمریکا نشان دهد که کانال‌هایی در اختیار دارد و می‌تواند در بحران نقش داشته باشد.»

وقتی در تابستان سال گذشته ولادیمیر پوتین پیشنهاد داده بود که بین ایران و آمریکا میانجیگری کند، دونالد ترامپ واکنش چندان گرمی به این موضوع نشان نداد و از رئيس‌جمهور روسیه خواسته بود ابتدا جنگ اوکراین را حل و فصل کند. حالا هرچند تلاش‌های گسترده‌تر برای پایان جنگ با ایران بی‌نتیجه مانده اما در عین حال نشانه‌های چندانی دیده نمی‌شود که ترامپ از مواضع پیشینش درباره نقش‌آفرینی پوتین برای پایان این مناقشه عقب‌نشینی کرده باشد.

روسیه از جنگ چه به دست آورده است؟

شکل‌گیری جنگ در خاورمیانه و به تبع آن ایجاد اخلال جدی در عبور و مرور کشتی‌ها و نفتکش‌ها در تنگه هرمز به افزایش قیمت انرژی کاهش عرضه نفت در بازار جهانی انجامیده است؛ اتفاقاتی که به فزایش قیمت فروش نفت روسیه و

افزایش درآمدهای انرژی روسیه انجامیده و در عین حال بخشی از توجه دولت آمریکا و منابع نظامی‌اش از جنگ اوکراین به بحران ایران معطوف شده است. به گزارش رویترز، نفت اورال در پایان سپتامبر بیش از ۹۲ دلار در هر بشکه معامله می‌شد؛ حدود دو برابر قیمت آن پیش از جنگ ایران.

این افزایش قیمت، بخشی از فشار مالی بر مسکو را کاهش داده، هرچند برای جبران مشکلات تولید و صادرات و اثر تقویت روبل کافی نبوده است. درآمد نفت‌وگاز دولت روسیه در ۹ ماه نخست سال، با حدود ۱۷ درصد کاهش نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۵٫۴۷ تریلیون روبل رسیده است.

در همین شرایط، ترامپ ۹ اکتبر اعلام کرد روسیه بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به بازار آمریکا و دیگر کشورها عرضه خواهد کرد. واشنگتن برای اجرای این توافق بخشی از تحریم‌های سوخت روسیه را موقتا تعلیق کرد؛ اقدامی که با انتقاد ولودیمیر زلنسکی روبه‌رو شد.

نیکیتا اسمگین، پژوهشگر سیاست خارجی ایران و روسیه در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی در این خصوص می‌گوید: «روسیه بی‌تردید یکی از اصلی‌ترین بهره‌مندان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است؛ عمدتا به‌دلیل افزایش قیمت نفت و کاهش عرضه در بازار جهانی. این وضعیت اهمیت روسیه را در بازار انرژی بالا برده و جایگزین کردن آن را برای خریداران دشوارتر کرده است.»

حمیدرضا عزیزی اهمیت این توافق را بیشتر در امتیاز سیاسی آن می‌بیند: «حجم گازوئیلی که روسیه قرار است بفرستد، موضوع فرعی است. مهم این است که روسیه توانست آمریکا را به برداشتن تحریم‌ها مجاب کند و حتی زمینه فروش گازوئیل به خود آمریکا فراهم شود. این توافق همچنین به شکاف موجود میان دولت ترامپ و اوکراین دامن می‌زند.»

علاوه بر این موضوع، این جنگ رقابت ایران و روسیه در بازار نفت چین را هم با تغییراتی رو به رو کرده است؛ چرا که حالا با محدودیت‌های اعمال شده بر فروش نفت ایران، روسیه جای بازتری در بازار چین پیدا کرده و می‌تواند به منافع قابل توجهی دست یابد. آقای اسمگین در این رابطه می‌گوید: «محاصره دریایی ایران یکی از بزرگ‌ترین موهبت‌ها برای کرملین بوده است. روسیه و ایران تا همین اواخر برای فروش به یک بازار رقابت می‌کردند و با تخفیف بیشتر سعی داشتند سهم بیشتری بگیرند. حالا ایران عملا از بازار کنار زده شده و چین ناچار است نفت روسیه را گران‌تر بخرد.»

با این حال برخی ناظران بر این باورند که نمی‌توان روسیه را به سادگی برنده این وضعیت دانست و شدت‌گیری این تنش‌ها در خلیج فارس برای مسکو هم هزینه‌هایی به همراه داشته است.

یولیا رکنی‌فرد پژوهشگر روابط بین‌الملل و مدرس ارشد دانشگاه تیلرز مالزی در این خصوص به بی‌بی‌سی می‌گوید: «این تصور رایج است که روسیه از جنگ خاورمیانه سود برده، چون توجه آمریکا را از اوکراین دور کرده و منابع نظامی آن را درگیر کرده است. اما این وضعیت دو لبه دارد. هیچ‌کس در جهان، از جمله روسیه، برای اختلال اقتصادی، به‌هم‌خوردن زنجیره‌های تامین و تورمی که جنگ ایجاد کرده آماده نبود.»

این کارشناس روس‌تبار در ادامه می‌افزاید: «این ثبات تنها زمانی بازمی‌گردد که آمریکا و اسرائیل عملیات علیه ایران را متوقف کنند و مهم‌ترین گلوگاه‌های کشتیرانی برای عبور باز باشند. ایجاد مسیرهای جایگزین، از خط لوله‌های بیشتر تا مسیرهای قطبی، زمان زیادی می‌برد.»

در ارزیابی انگیزه مسکو برای پایان دادن به درگیری، نیکیتا اسمگین وزن بیشتری به منافع وضعیت کنونی می‌دهد. او با وجود اشاره به خطرهای گسترش جنگ می‌گوید: «هیچ مبنای عقلانی نمی‌بینم که تصور کنیم روسیه واقعا خواهان پایان جنگ است. بله مسکو احتمالا نمی‌خواهد جنگ گسترش پیدا کند یا شدت بگیرد، چون پیامدهایش غیرقابل‌پیش‌بینی است؛ اما در شکل کنونی، این درگیری به سود روسیه است.»

در نتیجه چنین وضعیتی تردیدها درباره جدی‌ بودن عزم و علاقه ولادیمیر پوتین برای پایان دادن به درگیری ایران و ایالات متحده جدی‌تر هم می‌شود.

تهران برای مسکو شریک مطمئن‌تری شده است؟

در طول سالهای اخیر، بسیاری از منتقدان داخلی رویکرد شرق‌گرایانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی با عنایت به آنچه «بدقولی‌های مسکودر قبال تعهداتش به ایران» می‌خوانند، استدلال می‌کردند که مسکو نمی‌تواند متحدی قابل اعتماد برای تهران به شمار بیاید و جمهوری اسلامی باید رویکردهای متنوع‌تری در سیاست خارجی خود اتخاذ کند.

رای روسیه به قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت پیش از حصول برجام، تاخیر در راه‌اندازی نیروگاه بوشهر و تعویق تحویل سامانه اس‌۳۰۰ از جمله مواردی است که منتقدان در تردید نسبت به قابل اتکا بودن مسکو مطرح می‌کنند. حمایت ایران از روسیه در جنگ اوکراین نیز این بحث را دوباره مطرح کرد که تهران در برابر هزینه‌های این همکاری چه چیزی به دست می‌آورد.

اما به نظر می‌رسد شرایط در سال‌های اخیر قدری متفاوت شده باشد؛ مسکو با بازگشت تحریم‌های سازمان ملل از طریق سازوکار موسوم به اسنپ‌بک مخالفت کرد. روسیه و چین همچنین در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ پیش‌نویس تمدید ماموریت هیات کارشناسان ناظر بر تحریم‌های ایران را وتو کردند؛ اقدامی که از حمایت دیپلماتیک آن‌ها از تهران حکایت داشت، هرچند خود تحریم‌ها را لغو نکرد.

آقای عزیزی معتقد است این رویکرد تازه به تغییر در محاسبات بلندمدت روسیه در قبال ایران مرتبط است.

به باور این کارشناس روابط ایران و روسیه، در سال‌های پایانی زندگی علی خامنه‌ای، یکی از نگرانی‌های مسکو جهت‌گیری سیاست خارجی ایران پس از جانشینی او بود. اما عزیزی معتقد است آن نگرانی، دست‌کم در افق کوتاه‌مدت برای روس‌ها از بین رفته است: «آن نگرانی تا حدی به این برمی‌گشت که ما به سال‌های پایانی عمر علی خامنه‌ای رسیده بودیم و معلوم نبود پس از او چه کسی قدرت را به دست می‌گیرد. اگر یک چهره میانه‌رو به قدرت می‌رسید، این احتمال وجود داشت که روابط ایران و غرب عادی‌تر شود.»

حمیدرضا عزیزی می‌افزاید که جنگ و تغییرات پس از آن، این محاسبه را برای روسیه دگرگون کرده است: «آنچه از روندها می‌توان انتظار داشت، ادامه حکومتی است که رویکرد مساعدی به روسیه و چین دارد و قرار نیست رابطه‌اش با آمریکا به سمت عادی‌سازی برود. حتی اگر توافقی با آمریکا شکل بگیرد، به احتمال زیاد توافقی تاکتیکی و محدود خواهد بود. بنابراین، نگرانی روسیه از اینکه ایران با یک توافق جامع به سمت غرب برود، دیگر مثل گذشته موضوعیت ندارد.»

اگر ارزیابی مسکو از آینده رابطه با تهران چنین باشد، توافقی محدود میان ایران و آمریکا لزوما به معنای از دست رفتن شراکت با روسیه نخواهد بود. این برداشت می‌تواند زمینه همکاری مسکو با توافقی مورد قبول تهران را فراهم کند، بدون آنکه روسیه برای تغییر محاسبات رهبران ایران و پذیرش شروط واشنگتن فشار بیاورد.

نگاه‌های درون روسیه چه می‌گوید؟

در تحلیل‌های منتشرشده در داخل روسیه نیز بر فرصت‌هایی تاکید می‌شود که جنگ برای مسکو ایجاد کرده است. ایوان تیمافیف، مدیر برنامه‌های باشگاه والدای، در تحلیلی در ماه مارس نوشت افزایش نیاز کشورهای خاورمیانه به مهمات و سامانه‌های پدافندی می‌تواند تامین تسلیحات اوکراین را دشوارتر کند و طولانی شدن درگیری آمریکا، موقعیت روسیه را در مذاکرات اوکراین تقویت کند. او در عین حال هشدار داد افزایش قیمت نفت مشکلات ساختاری اقتصاد روسیه را برطرف نمی‌کند.

ایگور ماتویف و قاسم اصولی اودلو نیز در مقاله‌ای منتشرشده در ۱۲ اکتبر در شورای امور بین‌الملل روسیه استدلال می‌کنند که مقاومت ایران در برابر فشار آمریکا به تقویت موقعیت مسکو در گفت‌وگو با واشنگتن کمک می‌کند. آن‌ها ضمن اشاره به خودداری روسیه از حمایت نظامی آشکار، امکان گسترش همکاری دفاعی با ایران، از جمله در زمینه تجهیزات پیشرفته و اطلاعات شناسایی، را مطرح می‌کنند. این نوشته پیشنهاد و ارزیابی نویسندگان است و از تصمیم اعلام‌شده کرملین برای اجرای چنین همکاری‌هایی خبر نمی‌دهد.

در خصوص همکاری نظامی دو کشور نیز گزارش‌هایی منتشر شده که از کمک‌های اطلاعاتی و نظامی روسیه به ایران حکایت دارد. یولیا رکنی‌فرد در این خصوص می‌گوید: «گزارش‌هایی منتشر شده که روسیه در توسعه برنامه موشکی ایران نقش داشته است. نمی‌توان این احتمال را کنار گذاشت؛ کارآمدی حملات موشکی و پهپادی ایران نشان می‌دهد ممکن است تهران به توان اطلاعاتی، شناسایی و مراقبتی دسترسی داشته باشد که فراتر از سامانه‌های در دسترس عموم است.»

خانم رکنی‌فرد احتمال کمک روسیه و چین به بازسازی ذخایر موشکی و پهپادی ایران را نیز مطرح می‌کند، اما درباره حدود چنین حمایتی می‌گوید: «بعید است روسیه یا چین بخواهند ایران را به توان موشک‌های قاره‌پیما مجهز کنند. چنین سلاح‌هایی ممکن است در آینده خود آن‌ها را تهدید کند. حمایت این دو کشور، اگر وجود داشته باشد، احتمالا در حدی خواهد بود که ایران بتواند رقبایش را در خاورمیانه تهدید کند.»

وابستگی بیشتر ایران به مسیرهای شمالی تجارت هم می‌تواند به نفوذ مسکو بیفزاید. آقای اسمگین می‌گوید اگر دریای خزر زیر فشار محاصره به مسیر حیاتی تامین غذای ایران تبدیل شود، نقش روسیه در تامین غلات و ورود کشتی‌های بیشتر به خزر از مسیر ولگا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به باور او، این وضعیت به مسکو امکان می‌دهد در بلندمدت بر تصمیم‌های تهران اثر بگذارد؛ هرچند چنین نفوذی لزوما برای تغییر شروط ایران در مذاکرات کنونی کافی نیست.

روسیه چه کمکی می‌تواند بکند؟

با وجود تحلیل منافع و اولویت‌های روسیه، این بازیگر همچنان می‌تواند در یکی از نقاط اختلافی میان ایران و ایالات متحده نقش ایفا کند؛ حوزه‌ای که البته برای مسکو و همچنین تهران و واشنگتن ناآشنا نیست؛ «باز کردن برخی گره‌های پرونده هسته‌ای».

ایران در دسامبر ۲۰۱۵ و در چارچوب توافق هسته‌ای موسوم به برجام محموله بزرگی از مواد اورانیومی با غنای پایین را به روسیه فرستاد تا ذخایرش را مطابق توافق کاهش دهد. اکنون، در صورت توافق تهران و واشنگتن بر سر سرنوشت ذخایر فعلی، مسکو می‌تواند بار دیگر گزینه‌ای برای دریافت این مواد باشد.

اما اختلاف‌های اصلی در شرایط فعلی به موضوعاتی مربوط می‌شود که به نظر می‌رسد امکان اثرگذاری روسیه بر آن‌ها محدودتر باشد. مذاکرات کنونی موضوعاتی چون پایان عملیات نظامی، وضعیت تنگه هرمز، تحریم‌ها و دسترسی ایران به منابع مالی را نیز در بر می‌گیرد؛ اختلاف‌هایی که پیشنهاد انتقال اورانیوم به‌تنهایی حلشان نمی‌کند. روابط نزدیک با تهران و امکان گفت‌وگو با واشنگتن، برای روسیه نقشی دیپلماتیک فراهم می‌کند، اما هنوز نشانه‌ای از توان مسکو برای تغییر مواضع دو طرف در این مسائل دیده نمی‌شود.

نیکیتا اسمگین در این خصوص می‌گوید: «اگر توافقی میان آمریکا و ایران اجتناب‌ناپذیر شود، روسیه می‌تواند وارد عمل شود و احتمالا مانع جدی آن نخواهد شد. اما روشن نیست چرا مسکو باید واقعا برای نشاندن دو طرف پای میز مذاکره و آشتی دادن آن‌ها تلاش کند؛ انگیزه‌هایش در شکل کنونی درگیری به جهت دیگری اشاره می‌کنند.»

پوتین به دنبال چیست؟

در شرایطی که اختلال در بازار انرژی و درگیری آمریکا برای مسکو فرصت‌هایی ایجاد کرده، انگیزه محدودی برای فشار آوردن به تهران با هدف پذیرش شروط واشنگتن دیده می‌شود. با این حال، اگر ادامه جنگ بقای حکومت ایران یا منافع گسترده‌تر روسیه را تهدید کند، هزینه‌های تداوم این وضعیت نیز در محاسبات کرملین وزن بیشتری خواهد گرفت.

بعد از اقدام علنی پوتین در ابراز تمایل در نزدیک کردن دیدگاه‌های آمریکا و ایران، روسیه می‌تواند در بخش هسته‌ای توافق احتمالی آتی بین تهران و واشنگتن نقش ایفا کند اما هنوز نشانه‌ای دیده نمی‌شود که مسکو آماده باشد برای نزدیک کردن شروط تهران و واشنگتن هزینه سیاسی قابل توجهی بپردازد. تا زمانی که چنین اقدامی صورت نگیرد، پیشنهاد کرملین را بیشتر می‌توان تلاشی برای حفظ نقش روسیه در دیپلماسی دانست؛ نقشی که هم‌زمان با بهره‌برداری مسکو از فرصت‌های جنگ دنبال می‌شود. ضمن اینکه در خصوص امکان کارگشا بودن هزینه‌های سیاسی مسکو نیز تردیدهای جدی وجود دارد.

با این حساب، در شرایط کنونی بعید به نظر می‌رسد ابتکار پوتین به‌تنهایی راهی برای پایان جنگ باز کند؛ مسکو از ادامه درگیری منافعی می‌برد و هنوز روشن نیست تا چه اندازه بتواند تهران و واشنگتن را به تغییر شروطشان ترغیب کند.