شش‌ ماه گذشت:‌ جنگی که دیگر فقط جنگ ایران نیست

یک بیلبرد در ایران که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی به ناو آمریکایی حمله کرده و در حال انهدام آن است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، رویارویی آمریکا و اسرائیل با ایران به تدریج مجموعه‌ای از بحران‌های منطقه را به یکدیگر متصل کرده است؛ از عراق و یمن تا عربستان و اردن، و از تنگه هرمز تا دریای سرخ و نزدیکی کانال سوئز
    • نویسنده, شیدا هوشمندی
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, واشنگتن
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

جنگی که دونالد ترامپ در هفته‌های نخست گفته بود آمریکا می‌تواند ظرف «دو یا سه هفته» از آن خارج شود، حالا وارد ششمین ماه شده است. اما آنچه در این مدت تغییر کرده فقط مدت یا ابعاد جنگ نیست.

رویارویی آمریکا و اسرائیل با ایران به تدریج مجموعه‌ای از بحران‌های منطقه را به یکدیگر متصل کرده است؛ از عراق و یمن تا عربستان و اردن، و از تنگه هرمز تا دریای سرخ و نزدیکی کانال سوئز.

حالا حمله‌ای در یک نقطه می‌تواند صدها کیلومتر دورتر واکنشی دیگر ایجاد کند و خود آغازگر مرحله‌ای تازه از تشدید تنش باشد.

تصویرسازی از تنگه هرمز و بخشی از خلیج فارس که بر آن چند قفل دیده می‌شود، یک ناو جنگی در یک سو است، دو شبکه کره‌وار در بخش تنگه با هم رویاروی شده‌اند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نخستین بحران بزرگ در تنگه هرمز رقم خورد. اختلال در تردد کشتی‌ها و محاصره دریایی بنادر ایران، بازار انرژی و اقتصاد کشورهای خلیج فارس را یکجا در تنگنا گذاشت

تنگه هرمز؛ نخستین و مهم‌ترین اهرم فشار تهران

نهم اسفند ۱۴۰۴، آمریکا و اسرائیل حملات گسترده به ایران را آغاز کردند. در همان ساعات نخست، بخش مهمی از فرماندهی سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، کشته شدند.

اما ساختار حکومت باقی ماند و ایران نیز جنگ را از مرزهای خود فراتر برد. پایگاه‌های آمریکا در منطقه هدف قرار گرفتند و تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار تهران تبدیل شد.

نخستین بحران بزرگ در تنگه هرمز رقم خورد. اختلال در تردد کشتی‌ها و محاصره دریایی بنادر ایران، بازار انرژی و اقتصاد کشورهای خلیج فارس را یکجا در تنگنا گذاشت و هرچه عرصه بر جمهوری اسلامی تنگ‌تر شد، ایران دامنه تنش را گسترده‌تر کرد تا هزینه جنگ را برای آمریکا بالا ببرد.

اردن؛ نقطه عطف در محاسبات تهران

یکی از نخستین نشانه‌های گسترش مرحله‌ای جدید از جنگ در یمن ظاهر شد، جایی که نزدیک به چهار سال آرامش شکننده میان عربستان و حوثی‌ها برقرار بود.

در ۱۲ تیر ۱۴۰۵، حوثی‌ها عربستان را متهم کردند که برای جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی وارد حریم هوایی یمن شده و هشدار دادند در صورت تکرار چنین اقدامی، تاسیسات عربستان را هدف خواهند گرفت.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

ده روز بعد، در ۲۲ تیر، باند فرودگاه بین‌المللی صنعا هدف حمله قرار گرفت تا از فرود یک هواپیمای ایرانی حامل هیئتی از حوثی‌ها که از مراسم علی خامنه‌ای در ایران بازمی‌گشتند، جلوگیری شود. حوثی‌ها ساعاتی بعد با موشک‌های بالستیک و پهپاد به عربستان حمله کردند.

در روزهای بعد، درگیری گسترش یافت. حوثی‌ها حملات بیشتری علیه عربستان انجام دادند و شماری از تاسیسات نفتی، به‌ویژه در جنوب این کشور، هدف قرار گرفت. عربستان نیز مواضعی در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها را بمباران کرد.

هیچ‌ یک از دو طرف ظاهرا خواهان بازگشت به جنگ تمام‌عیار نبودند، اما فضای مصالحه‌ای که از سال ۲۰۲۲ میلادی شکل گرفته بود، به‌شدت کم‌ رنگ شد.

تنش خیلی زود به عراق نیز کشیده شد.

در ۴ مرداد ۱۴۰۵، وزارت دفاع عربستان اعلام کرد گروه‌های مورد حمایت ایران از خاک عراق پهپادهایی را به سوی تاسیسات نفتی شرق عربستان پرتاب کرده‌اند.

شب بعد، در ۵ مرداد، جنگنده‌های آمریکا و عربستان تاسیسات حشد شعبی را در چند استان عراق هدف قرار دادند. سنتکام این عملیات را پاسخی به بیش از ۳۰ حمله پهپادی در ۷۲ ساعت توصیف کرد. دست‌کم ۲۰ نفر از جمله چهار عضو سپاه پاسداران کشته شدند.

اهمیت این حملات فقط در ابعاد نظامی آنها نبود؛ این نخستین مشارکت علنی عربستان در حمله به گروه‌های همسو با جمهوری اسلامی در عراق بود.

اما تنها یک روز بعد، در ۶ مرداد ۱۴۰۵، ایران جنگ را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

ایران چند موشک بالستیک به سوی نیروهای آمریکایی در اردن شلیک کرد. آمریکا اعلام کرد موشک‌ها رهگیری شدند و تلفاتی به جا نگذاشتند.

تا آن زمان، بخش بزرگی از حملات مستقیم ایران در واکنش به اقدامات آمریکا انجام شده بود، اما حمله به اردن نشانه‌ای از تغییر این الگو بود: تهران می‌خواست نشان دهد ممکن است به جای انتظار برای حمله بعدی واشنگتن، در صورت مشاهده نشانه‌های آماده شدن آمریکا برای یک کارزار تازه، پیش‌دستانه عمل کند.

آمریکا در واکنش، در حملاتی گسترده ده‌ها مرکز فرماندهی سپاه، تاسیسات موشکی و پهپادی، سامانه‌های پدافند ساحلی و دریایی ایران را هدف گرفت. تهران نیز بار دیگر به سوی اردن موشک شلیک کرد و این بار دامنه حملات به کویت نیز رسید.

نقشه ماهواره‌ای از حمله به پایگاه موفق سلطی، قبل و بعد از حمله
توضیح تصویر، پایگاه هوایی موفق سلطی یکی از مهم‌ترین تاسیسات نظامی اردن است

علی واعظ، مدیر بخش ایران گروه بین‌المللی بحران، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید جمهوری اسلامی پس از حمله آمریکا به این نتیجه رسید که «قابل پیش‌بینی» بودن رفتار ایران، به جای ایجاد بازدارندگی، به نقطه ضعف آن تبدیل شده است.

او می‌گوید: «جمهوری اسلامی فکر می‌کرد چون به یک رقیب قابل پیش‌بینی برای آمریکا تبدیل شده بود، این کشور دست به حمله زد. برای همین مدل رفتارش را تغییر داد تا به آمریکا ثابت کند که شرایط را نمی‌تواند کنترل کند و باید از درگیری با ایران حذر کند. حمله به اردن نقطه عطفی در این داستان بود.»

به گفته آقای واعظ، تفاوت وضعیت امروز با سال‌های گذشته در همین پیوند خوردن جبهه‌های مختلف به یکدیگر است: «در گذشته دشمنی ایران و آمریکا ممکن بود در سرزمین‌های دیگری مثل عراق خودش را نشان بدهد، یا در یمن. اما اینکه ایران و آمریکا مستقیم با هم بجنگند و در نتیجه آن رویارویی به کشورهای دیگر حمله شود، حملاتی ورای منطقه انجام شود، این‌ها باعث می‌شود که حتی اگر جنگ ایران ختم به خیر شود، بحران‌های منطقه‌ای ادامه پیدا کند.»

آقای واعظ این وضعیت را به «سرطانی که متاستاز کرده است» تشبیه می‌کند.

دامنه بحران به خارج از خاورمیانه نیز کشیده شده است. در دوران اوج تنش‌ها در تابستان، یک کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر هدف پهپاد اوکراینی قرار گرفت و چند روز بعد، دو کشتی در بندر دمیاط مصر، نزدیک کانال سوئز، در پی حمله یک پهپاد دچار آتش‌سوزی شدند.

این تحولات نشان می‌دهد دامنه ناآرامی‌ها ممکن است به مسیرهای مهم جایگزین انتقال انرژی و تجارت نیز کشیده شود و هزینه‌های اقتصادی آن برای کشورهای بیشتری افزایش یابد.

پیمان مکه؛ سپر دفاعی بی‌نیاز از آمریکا

سران سه کشور ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در کنار هم ایستاده، در حالیکه قراردادنامه‌ها را رو به دوربین گرفته‌اند

منبع تصویر، Getty Images

جنگ فقط جغرافیای درگیری را تغییر نداده است، معادلات ژئوپلیتیک منطقه را هم دستخوش تحول کرده است.

۱۶ مردادماه، در ماه ششم جنگ، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان «پیمان دفاع مشترک مکه» را امضا کردند، توافقی که بر اساس آن حمله به یکی از این سه کشور، حمله به هر سه تلقی می‌شود.

برخی این توافق را نشانه‌ای از تلاش کشورهای منطقه برای تقویت توان بازدارندگی خود و کاهش وابستگی به چتر امنیتی آمریکا می‌دانند؛ کشوری که در شش ماه گذشته نه توانسته تنگه هرمز را باز نگه دارد و نه پایتخت‌های کشورهای خلیج فارس را از حملات موشکی و پهپادی ایران مصون نگه دارد.

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، پس از امضا گفت: «چشم‌انداز ما محدود شدن به این سه کشور نیست؛ بلکه می‌خواهیم این روند گسترش یابد و اگر ممکن باشد روزی همه کشورهای منطقه زیر این چتر گرد هم آیند.»

وزیر خارجه ایران از پیمان استقبال کرد و آن را نشانه اتکای کشورهای مسلمان به توان خود خواند. اواخر ماه گذشته هم یکی از مقام‌های مجلس ایران گفت تهران برای پیوستن به این پیمان دعوت شده و موضوع در دست بررسی است؛ ادعایی که نه وزارت خارجه ایران آن را تائید کرده و نه هیچ‌ یک از سه کشور امضا کننده.

جنگ ایران؛ رقابت بر سر زمان

شش ماه پس از آغاز جنگ، زمان بخش مهمی از محاسبات طرفین شده است.

علی واعظ می‌گوید ایران ممکن است تصور کند طولانی شدن جنگ، افزایش هزینه‌های اقتصادی و فشار بر قیمت انرژی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، موقعیت آقای ترامپ را دشوارتر می‌کند. اما این محاسبه تاریخ انقضا دارد و آن انتخابات نوامبر است.

آقای واعظ می‌گوید اگر تا آن زمان توافقی جدی شکل نگیرد، پس از انتخابات ممکن است انگیزه سیاسی ترامپ برای پرهیز از یک درگیری گسترده‌تر کمتر شود. به تحلیل او «چه ترامپ کنترل کنگره را از دست داده باشد چه نداده باشد، استفاده از یک جنگ خارجی برای او مفید خواهد بود و دیگر محاسبات انتخاباتی جدی ندارد. خطر درگیری نظامی بعد از انتخابات نوامبر بیشتر هم خواهد شد.»

این در حالی‌ است که زمان برای رسیدن به یک توافق جامع دیپلماتیک به سرعت سپری می‌شود و توافقی محدود درباره تنگه هرمز نیز به تنهایی نمی‌تواند اختلاف‌های بنیادی ایران و آمریکا را حل کند.

به باور آقای واعظ، بهترین راهکار این است که بعد از حل مساله تنگه هرمز، طرفین به یادداشت تفاهم اسلام‌آباد برگردند. نکات مبهم تفاهم‌نامه را رفع کنند و با استفاده از آن چارچوب، مذاکرات را برای رسیدن گام به گام به یک توافق هسته‌ای آغاز کنند.

شش ماه از آغاز جنگ گذشته و تنگه هرمز همچنان کلید هر توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن است، اما همه ماجرا نیست.

جنگی که قرار بود تنها چند هفته طول بکشد، بحران‌هایی را که زمانی از یکدیگر جدا بودند به هم پیوند زده و نظم امنیتی‌ را که آمریکا دهه‌ها بر آن در منطقه تکیه داشت، با آزمونی جدی روبه‌رو کرده است.

اما حتی اگر تهران و واشنگتن بتوانند از رویارویی مستقیم فاصله بگیرند، مهار بحران‌هایی که در شش ماه گذشته در نقاط مختلف منطقه شعله‌ور شده‌اند، ممکن است به‌مراتب دشوارتر باشد.