مریم مهدوی؛ طراحی که لباس‌های سنتی را وارد کمد زنان تهرانی کرد

مریم مهدوی

منبع تصویر، @maryammahdavidesign

    • نویسنده, پریسا خوشنامی
    • شغل, روزنامه‌نگار مد و لباس
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

مریم مهدوی، از نخستین طراحان لباس معاصر ایران، ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ به دلیل ابتلا به سرطان، در ۷۶ سالگی درگذشت. بخش بزرگی از مجموعه کارهای او همچنان در خانه‌ها و کمدهای لباس افرادی پراکنده است که زمانی مشتری یا دوست او بودند.

نبود مجموعه‌ای منسجم از آثار او، تا حدی سرگذشت همان دوره‌ای را بازتاب می‌دهد که مریم مهدوی در آن کار می‌کرد: دوره‌ای که طراحی لباس وجود داشت، اما نهادی برای ثبت و نگهداری تاریخ آن در کار نبود.

مریم مهدوی چندین دهه، از سال‌های سرکوب سیاسی و کنترل اجتماعی دهه شصت تا سال‌های اخیر، لباس طراحی کرد؛ دورانی که مد در ایران نه بازار رسمی داشت، نه مجله‌ای که آن را ثبت کند، نه نمایشگاهی و نه آرشیوی که رد کار طراحان را نگه دارد.

بخش مهمی از لباس‌های او در خانه‌های شخصی شهروندان تهرانی دیده می‌شد و سفارش می‌گرفت؛ لباس‌هایی که برای زنان شهری طراحی شده بودند، اما زبان بصری خود را از سنت‌های پوشش و هنرهای دستی ایران می‌گرفتند.

خانم مهدوی فروردین ۱۳۲۹ در خانواده‌ای مرفه از خاندان شناخته شده مهدوی در مشهد به دنیا آمد و از نوادگان رئیس‌التجار مشهد بود. در کودکی پدرش را از دست داد و بعدا همراه با خانواده راهی تهران شد و در جوانی چند سالی برای تحصیل به یکی از مدارس کاتولیک لندن رفت.

سال ۱۳۵۹، خانواده به خانه‌ای بزرگ‌تر در تهران نقل مکان کردند؛ خانه‌ای که به گفته پسرش، یکی از منابع الهام مریم مهدوی بود؛ خانه‌ای رنگارنگ با پرده‌های درخشان که رو به باغی سبز در حیاط باز می‌شد و هنگام غروب و طلوع خورشید فضایی سرشار از رنگ و بافت داشت.

چندی بعد، سفرش به ترکمن‌صحرا همراه با دوست هلندی‌اش، لوئیزا، نقطه عطف دیگری در زندگی‌اش شد. خانم مهدوی در این سفر با پارچه‌ها و لباس‌های ترکمن از نزدیک روبه‌رو شد و مجذوب رنگ‌ها، نقش‌ها و بافت‌های آنها شد.

به گفته پسرش، نادر سرآمد، این خانه و این سفر از جمله تجربه‌هایی بودند که در همان سال‌ها او را به سمت طراحی لباس کشاندند و نگاهش به پارچه، رنگ و پوشش مناطق مختلف ایران را شکل دادند؛ عناصری که بعدها یکی از پایه‌های اصلی زبان طراحی‌اش شدند.

لباس‌هایی که شبیه لباس محلی نیستند

در نگاه اول، لباس‌های مریم مهدوی ممکن است شبیه مد «بوهمین» به نظر برسند: پیراهن‌های بلند و آزاد، دامن‌های چندلایه، بالاپوش‌های بلند، رنگ‌های اشباع‌شده و ترکیب پارچه‌ها و نقش‌ها.

اما مسیری که او برای رسیدن به این ظاهر پیموده است، مسیر مد بوهمین غربی نبود.

گشادی لباس‌هایش از الگوی پیراهن‌های محلی ایران می‌آمد، نه از لباس‌ هیپی‌های کالیفرنیا. چندلایه‌پوشی در لباس‌های او، پیش از آن که یک انتخاب مد روز باشد، ادامه منطقی شیوه پوشش در میان اقوام مختلف ایران بود؛ از ترکمن و قشقایی تا دیگر مناطق کشور. شباهت لباس‌های او به چیزی که بعدها در مد جهانی «بوهمین» نام گرفت، بیشتر یک هم‌زمانی بصری است تا وام‌گیری.

درک این تفاوت در فهم کار مهدوی مهم است. او لباس محلی را به همان شکل وارد کمد زنان شهری نمی‌کرد. آنچه از سنت می‌گرفت، فقط نقش و تزئین لباس‌های سنتی نبود؛ در واقع، یکی از مهم‌ترین تاثیرهای لباس‌های سنتی بر کارش، منطق ساخت لباس بود.

لباس با طراحی مریم مهدوی

منبع تصویر، @maryammahdavidesign

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

سیلوئت‌های او اغلب بلند و تا مچ پا هستند و کمر در آنها با درز و ساسون شکل نمی‌گیرد و با شال یا کمربند بسته می‌شود. برش‌ها تخت و مستقیم‌اند، نزدیک به منطق الگو در بسیاری از لباس‌های محلی ایران، نه الگوی اندامی لباس اروپایی. روی پیراهن، ردای بلند یا بالاپوش دیگری می‌آید و لباس در چند لایه شکل می‌گیرد.

در دامن‌ها هم می‌توان ردی از همین ساختار را دید: چین‌های چندطبقه و لایه‌لایه که در سنت پوشش ترکمن، قشقایی و کرد سابقه دارند، در لباس‌های او به فرم تازه‌ای درمی‌آیند.

حتی سوزن‌دوزی‌ها هم تصادفی روی لباس پخش نشده‌اند. اغلب در همان نقاطی قرار می‌گیرند که در لباس‌های محلی ایران محل اصلی تزئین‌اند: پیش‌سینه، حاشیه دامن و سرآستین.

خانم مهدوی درواقع نقش‌ها را کپی نمی‌کرد بلکه دستور زبان آن را نگه می‌داشت و در لباسی دیگر به کار می‌گرفت.

رنگ‌ها هم بخشی از همین زبان‌اند: قرمز لاکی، سرمه‌ای، مشکی، زیتونی، سرخابی و کرم. ترکیب قرمز و مشکی بارها تکرار می‌شود. قلمکار، پارچه‌های راه‌راه و سوزن‌دوزی گاهی در یک لباس کنار هم قرار می‌گیرند؛ ترکیبی که به جای بازسازی یک لباس سنتی، مواد و قواعد آن را وارد زندگی شهری می‌کند.

این شاید مهم‌ترین ویژگی کار مریم مهدوی باشد: او به‌جای بازسازی لباس محلی، آن را برای زن شهری ترجمه می‌کرد.

در سال ۱۹۹۹، روزنامه ایندیپندنت مریم مهدوی را در میان طراحانی قرار داد که در تهران پس از انقلاب، مسیر متفاوتی از مد غربی دنبال می‌کردند.

در حالی که بسیاری طراحان ایرانی برای پاسخ به تقاضای مشتریان به مدل‌های روز پاریس نگاه می‌کردند، مهدوی برای لباس‌هایش به سراغ منابعی در داخل ایران می‌رفت: منابعی مانند تصاویر کتاب‌های شعر کلاسیک فارسی و فرهنگ روستایی ایران.

او حتی شلوارهایی یک‌اندازه با الهام از پوشش کردی طراحی کرده بود و آنها را جایگزینی برای شلوار جین می‌دانست. خودش به ایندیپندنت می‌گوید که بسیاری لباس‌هایش را قدیمی می‌دانستند، چون بیشتر مردم دنبال مدهای غربی بودند.

ادامه یک پروژه ناتمام

نگاه مریم مهدوی به لباس ریشه در گذشته داشت. در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، گروهی از طراحان، معماران و پژوهشگران ایرانی به مناطق مختلف کشور می‌رفتند تا تکنیک‌های بومی معماری، صنایع دستی، نساجی و غیره را ثبت و احیا کنند.

در حوزه طراحی لباس، مهرمنیر جهانبانی از پیشگامان این عرصه بود. او با زنان هنرمند مناطق مختلف، از جمله سوزن‌دوزان بلوچستان، زری‌دوزان و قلمکاران اصفهان و چاپ‌کاران باتیک اسکو و دیگر هنرمندان این حوزه ارتباط داشت.

کیوان خسروانی، معمار و طراح، این تکنیک‌ها را به لباس معاصر ترجمه می‌کرد و پری ذوالفقاری دوخت لباس‌ها را بر عهده داشت. نتیجه، لباس‌هایی بود که فرح پهلوی، شهبانوی ایران، می‌پوشید و بخشی از آنها امروز در مجموعه‌های کاخ سعدآباد و نیاوران نگهداری می‌شود.

ایده این پروژه بلندپروازانه اما روشن بود: برای خلق لباس معاصر ایرانی، الزاما نباید به پاریس و میلان نگاه کرد؛ زبان بصری این لباس‌ها را می‌توان در خراسان، بلوچستان، گیلان و ترکمن‌صحرا پیدا کرد.

لباس با طراحی مریم مهدوی

منبع تصویر، @maryammahdavidesign

مهدوی در واقع ادامه‌دهنده همین ایده بود، اما در شرایطی کاملا متفاوت.

نسل پیش از او به دربار، بودجه و نهادهای رسمی دسترسی داشت. مهدوی همان زبان را از فضای رسمی بیرون آورد و به زندگی زنان شهری برد. لباس دیگر برای شرکت در یک مراسم درباری طراحی نمی‌شد؛ برای زنی در تهران ساخته می‌شد که قرار بود آن را بپوشد، در شهر راه برود و بخشی از زندگی روزمره‌اش باشد.

نمایش‌های غیررسمی مد در دهه شصت

مریم مهدوی کار طراحی لباس را در دهه شصت، در همان سال‌هایی آغاز کرد که نمایش مد عملا جایی در فضای عمومی ایران نداشت. او به‌جای تبلیغات و ویترین‌های رسمی، به شبکه‌ای از دوستان و آشنایانش تکیه می‌کرد: به زنان تهرانی زنگ می‌زد و آنها را به خانه یا محل برگزاری نمایش‌هایش دعوت می‌کرد؛ نمایش‌هایی که خودش «نمایش مد» می‌نامید.

گروهی کوچک اما پرنفوذ، مخاطب این نمایش‌ها بود؛ شبکه‌ای از زنان طبقه مرفه و فرهنگی تهران که در آن سال‌ها خانه‌هایشان یکی از معدود فضاهایی بود که امکان تجربه شکل دیگری از پوشش در آن وجود داشت.

به گفته پسرش، نادر، تقریبا هیچ مراسم عروسی در آن دوره در میان این خانواده‌ها سراغ ندارد که دو، سه نفر از زنان حاضر در آن، دست‌کم یکی از لباس‌هایی که مادرش طراحی کرده بود را نپوشیده باشند.

خانم مهدوی تقریبا سالی یک بار نمایش مد برگزار می‌کرد. لباس‌ها برای این نمایش‌ها از پیش آماده می‌شدند و گاهی حتی برای معرفی آنها، طرح لباس‌ها را شبیه نقاشی روی کاغذ تصویر می‌کرد؛ گویی هر لباس بیش از آنکه صرفا یک سفارش یا کالای پوشیدنی باشد، بخشی از یک مجموعه هنری بود.

با شناخته‌تر شدن کارهایش، دایره مهمانان این نمایش‌ها هم گسترده‌تر شد. زنان دیپلمات و همسران سفیران خارجی از مهمانان دائمی بودند و نمایش‌ها به‌تدریج یکی از قرارهای ثابت این شبکه کوچک اجتماعی شدند.

آن‌قدر که گاهی شمار مهمانان از ظرفیت محل نمایش بیشتر می‌شد و برای مثال در خیابان وارسته دروس، جایی برای پارک خودروهای مهمانان پیدا نمی‌شد.

لباس با طراحی مریم مهدوی

منبع تصویر، @maryammahdavidesign

این نمایش‌ها را می‌توان یکی از نمونه‌های زندگی فرهنگی غیررسمی تهران در دهه شصت دانست؛ بخشی از زندگی شهری که نه در خیابان و فضای عمومی، بلکه پشت درهای خانه‌های شخصی جریان داشت.

بیرون از این خانه‌ها، پوشش زنان یکی از موضوعات اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی و نظارت رسمی حکومت بود ولی زیر سقف این خانه‌ها، شبکه‌ای کوچک از زنان شهری به دنبال سلیقه، زیبایی و انتخاب شخصی خود بودند.

مریم مهدوی در همین فاصله کار می‌کرد: در قلمرو خصوصی ولی در ارتباط با جامعه‌ای که هنوز در تلاش بود لباس، رنگ و فرم، زبان و سلیقه خودش را حفظ کند.

آروشا بیتی، بازیگر و از دوستان قدیمی او، می‌گوید در دوره‌ای که زنان برای سفارش لباس مقابل شوروم‌ها صف می‌کشیدند، مهدوی حتی همیشه سفارش قبول نمی‌کرد.

مهدوی لباس را صرفا یک کالای فروشی نمی‌دید. هر لباس برایش یک اثر منحصربه‌فرد بود و حاضر نبود برای جلب مشتری یا فروش بیشتر، آن را برخلاف سلیقه و نگاه خودش تغییر دهد. او به گفته خانم بیتی، به معنای واقعی «آرتیست» بود، رنگ را می‌شناخت و از زمان خودش جلوتر بود.

آنچه از او باقی ماند

سال ۲۰۰۴، موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، یکی از مهم‌ترین موزه‌های جهان در زمینه هنر، طراحی و مد، در برنامه‌ای با عنوان «شب ایرانی» میزبان آثار پنج طراح معاصر ایرانی از جمله مریم مهدوی در قالب مجموعه « مد در حرکت» بود.

این برنامه بیش از ۴۲۰۰ بازدیدکننده داشت و از موفق‌ترین برنامه‌های شبانه موزه در آن دوره بود. موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، مجموعه‌ای گسترده از آثار نساجی و لباس، از جمله یکی از غنی‌ترین مجموعه‌های منسوجات ایرانی، را در خود جای داده است.

از نگاه بیرونی، نمایش کارهای او در یکی از مهم‌ترین موزه‌های جهان می‌تواند نقطه اوج کارنامه‌اش به نظر برسد اما برای کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، ماجرا چیز دیگری بود.

نمایش لباس‌های طراحی شده توسط مریم مهدوی در لندن

منبع تصویر، @maryammahdavidesign

توضیح تصویر، نمایش لباس‌های طراحی شده توسط مریم مهدوی در لندن

آروشا بیتی می‌گوید: «اهمیت مریم مهدوی برای خودش در این نبود که کارش در کجا نمایش داده شده یا نامش تا چه اندازه شناخته شده است. برای او، هر لباس به خودی خود اهمیت داشت؛ حتی لباسی که سی سال بعد، برای نسل دیگری تبدیل به چیزی شد که داشتنش آرزو بود.»

شاید همین بی‌اعتنایی به شهرت یکی از دلایل دیگری باشد که نام مهدوی امروز تا این اندازه کم‌رنگ است. او برای بین‌المللی‌شدن کار نکرد.

اگر می‌خواست، شاید می‌توانست در عرصه زیبایی‌شناسی در کنار طراحانی مانند کیوان خسروانی قرار بگیرد یا از نظر تجاری مسیری شبیه بیژن پاکزاد طی کند اما، به گفته خانم بیتی، این چیزها برایش اهمیت چندانی نداشت؛ آنچه اهمیت داشت، خود لباس بود.

میراث مریم مهدوی

اگر پروژه‌ای که در دهه‌های پیش از انقلاب آغاز شده بود در نهادها و موزه‌ها ادامه پیدا می‌کرد، بخشی از تاریخ طراحی لباس معاصر ایران امروز احتمالا شکل دیگری داشت.

نه دانشگاهی این مسیر را به شکل منسجم آموزش داد، نه موزه‌ای آرشیو آن را جمع کرد و نه صنعتی رسمی برای ادامه‌اش شکل گرفت. آنچه باقی ماند، در خانه طراحانی مثل مهدوی باقی ماند.

سال‌ها بعد، طراحان جوانی مانند ساناز نتاج، همچنان با همان ایده کار کردند: آوردن صنایع دستی و عناصر پوشش مناطق مختلف ایران به لباس معاصر. خانم نتاج یک بار مجموعه‌ای را در خانه مریم مهدوی نمایش داد. آنچه از آن دیدار به یاد دارد، نه یک درس نظری، بلکه کمک مهدوی در جزئیات ظریف کار است.

خانه مهدوی، دهه‌ها بعد از آن نمایش‌های خانگی، هنوز می‌توانست جایی باشد که یک طراح جوان کارش را نشان دهد.

مریم مهدوی

منبع تصویر، @maryammahdavidesign

نتاج می‌گوید: «اگر چیزی از سلیقه و زیبایی‌شناسی در طراحی امروز ایران باقی مانده، بخشی از آن مدیون مریم مهدوی و هم‌نسلان اوست.»

این شاید سرنوشت عجیب کار مریم مهدوی باشد: طراح زنی که بخش بزرگی از عمرش را صرف دوختن لباس کرد، در زمانی که تقریبا هیچ سازوکاری برای ثبت آن وجود نداشت و در نهایت، آرشیو کارهایش بیش از آنکه در موزه‌ها باشد، در کمد خانه‌ها باقی ماند.