جنگ ایران؛ از مخالفت پسر ترامپ تا تردید درباره قدرت آمریکا

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, مهرنوش پورضیایی
- شغل, بیبیسی
- در, واشنگتن
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
کمتر از دو هفته مانده به انتخابات میاندورهای آمریکا، نظرسنجیها از شرایط نهچندان مطلوب دونالد ترامپ حکایت دارند. میزان رضایت از عملکرد او، چه در حوزه اقتصاد و چه در مدیریت جنگ با ایران، به پایینترین سطح خود در دو سال گذشته رسیده است. رئیسجمهور هشتادساله آمریکا در تلاش برای افزایش شانس پیروزی نامزدهای حزبش، سفرهای فشردهای به ایالتهای مختلف انجام میدهد و در گردهماییهای انتخاباتی سخنرانیهای طولانی ایراد میکند.
با این حال، بخش قابل توجهی از رسانههای آمریکایی همچنان تمرکز خود را بر جنگ ایران و پیامدهای آن برای سیاست خارجی ایالات متحده، جایگاه این کشور در نظام بینالملل و درسهایی که این جنگ درباره تعریف دوباره قدرت نظامی آمریکا و محدودیتهای آن به همراه داشته، حفظ کردهاند.
در این میان مجله آتلانتیک از بروز شکافهایی در نزدیکترین حلقه سیاسی و خانوادگی ترامپ خبر داده است. این نشریه به نقل از دو منبع آگاه گزارش داده که دونالد ترامپ جونیور، پسر بزرگ رئیسجمهور، از همان آغاز با ورود آمریکا به جنگ با ایران مخالف بوده و مخالفت خود را در گفتوگوهای خصوصی و خانوادگی به پدرش نیز منتقل کرده است.
آتلانتیک مینویسد ترامپ جونیور که از چهرههای نزدیک به جریان «اول آمریکا» محسوب میشود، سالها نسبت به مداخلات نظامی آمریکا در خارج از کشور بدبین بوده و معتقد است واشنگتن نباید وارد جنگی تازه در خاورمیانه میشد.
این گزارش، مخالفت ترامپ جونیور را نشانهای از شکافی عمیقتر در اردوگاه «ماگا» میداند؛ شکافی میان ملیگرایان حامی رئیسجمهور که مداخله در جنگهای خارجی را در تضاد با شعار «اول آمریکا» میبینند و چهرههای تندروتری که خواهان برخوردی سختگیرانهتر با کشورهایی مانند ایران هستند. همزمان، برخی نامزدهای جمهوریخواه نیز در کارزارهای انتخاباتی خود مواضعی انتقادیتر نسبت به جنگ با ایران اتخاذ کردهاند، هرچند این رویکرد را نمیتوان به همه نامزدهای این حزب تعمیم داد.
جنگ ایران و ترکهای سپر امنیتی آمریکا

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images
روزنامه وال استریت ژورنال با گزارشی از کنفرانس امنیتی دوحه، تصویری از ژئوپولتیک منطقه پس از جنگ ایران ترسیم میکند که در آن دولتهای عرب خلیج فارس باید سهم بیشتری از هزینه انسانی، مالی و سیاسی امنیت خود را بر عهده بگیرند. منطقهای که از چتر امنیتی آمریکا مانند گذشته برخوردار نخواهند بود.
این روزنامه با نقل گفتههای تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه آقای ترامپ برای سوریه و عراق، از هشدار او به کشورهای منطقه در جریان مجمع جهانی امنیت در دوحه نوشته است. بر این اساس آقای باراک گفته است «ترتیبات پس از جنگ جهانی دوم، یعنی نوعی معامله متقابل که بر اساس آن آمریکا امنیت را تأمین میکرد و در مقابل به نفت دسترسی داشت، دیگر با اولویتهای واشنگتن همخوانی ندارند.»
به گفته او، آمریکاییها دیگر نمیخواهند جان خود را برای خاورمیانه به خطر بیندازند و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز میدانند که آمریکا نمیتواند امنیت آنها را به طور کامل تضمین کند.
والاستریت ژورنال مینویسد کشورهای حاشیه خلیج فارس با نگرانی تحولات عربستان سعودی را زیر نظر دارند؛ جایی که حملات موشکی و پهپادی حوثیهای مورد حمایت ایران، تأسیسات انرژی و فرودگاه بینالمللی ریاض را هدف قرار داده است. به نوشته این روزنامه، درخواستهای مکرر ریاض برای دریافت حمایت نظامی از آمریکا نیز نتیجهای در پی نداشته و واشنگتن کمکهای خود را عمدتاً به اشتراکگذاری اطلاعات و پشتیبانی اطلاعاتی محدود کرده است.
زمانبندی این هشدار نیز معنادار به نظر میرسد. در حالی که فشار محاصره دریایی آمریکا علیه ایران ادامه دارد و نشانههایی از احتمال بازگشت طرفهای درگیر به میدان نبرد دیده میشود، واشنگتن آشکارا به کشورهای منطقه پیام میدهد که دوران اتکای کامل به چتر امنیتی آمریکا رو به پایان است؛ کشورهایی که به تعبیر مقامهای آمریکایی، باید مانند «نوجوانانی» بیاموزند با اتکای بیشتر به خود از امنیتشان دفاع کنند.
مرزهای قدرت نظامی

منبع تصویر، AFP via Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
مقالهای درباره درسهای جنگ با ایران در نشریه فارین افرز منتشر شده که به قلم یکی از شناختهشدهترین فرماندهان نظامی معاصر آمریکا، ویلیام مک ریون، دریادار چهارستاره آمریکایی و فرمانده پیشین نیروهای عملیات ویژه این کشور است. آقای مک ریون اگرچه با سخنرانی و کتابی با عنوان «تختت را مرتب کن» شهرت جهانی یافت اما شهرت اصلی او در دنیای جنگ بیش از هر چیز به دلیل طراحی و نظارت بر عملیات کشتن اسامه بنلادن در پاکستان در سال ۲۰۱۱ است.
او در مقاله خود که عنوان آن «محدودیتهای قدرت آمریکا، استراتژی و توهم زور» (استفاده از نیروی نظامی) است جنگ ایران را صرفاً خطای دولت ترامپ نمیداند، بلکه نمونهای از محدودیتهای ذاتی قدرت نظامی آمریکا و جلوهای تازه از یک بیماری دیرپا در سیاست خارجی این کشور خوانده است: ایمانی مبالغهآمیز به اینکه توان نظامی میتواند مسائل ذاتاً سیاسی را حل کند. او هشدار میدهد که برتری نظامی به معنای توانایی دستیابی به هر هدف سیاسی نیست و تجربههای تاریخی نشان دادهاند که مشروعیت اخلاقی یک جنگ و توانایی متقاعد کردن افکار عمومی و متحدان، نقشی تعیینکننده در سرنوشت جنگها دارند.
اما هسته اصلی استدلال او بر فهرستی از محدودیتهای قدرت آمریکا استوار است؛ محدودیتهایی که در جنگ با ایران نیز بار دیگر خود را نشان دادند: مشروعیت اخلاقی، جغرافیا، اراده دشمن، بیمیلی به اعزام نیروی زمینی، عامل زمان و کیفیت رهبری. او مینویسد در هر جامعهای «غول خفتهای» وجود دارد که در برابر حمله خارجی، با انگیزه دفاع از حقانیت یا بقا بیدار میشود؛ واقعیتی که به اعتقاد او آمریکا این بار نیز، همانند جنگهای عراق و افغانستان، از درک آن بازمانده است. از نگاه او، تنگه هرمز همچنان «برگ برنده» ایران محسوب میشود؛ یک مانع ژئوپلیتیک که حتی برتری هوایی و دریایی آمریکا نیز به آسانی قادر به بیاثر کردن آن نیست.
آقای مکریون در نهایت هشدار داده است که بدون رهبری سیاسی و نظامی کارآمد، اهداف روشن، ائتلافسازی مؤثر و تعریف واقعبینانه از پیروزی، حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز نمیتواند به نتایج مطلوب دست پیدا کند.
بسیاری از همین نگرانیها، از هزینه و دوام جنگ تا هدف نهایی و اثرش بر قیمت انرژی و زندگی آمریکاییها بهنوعی ذهن رأیدهندگانی را مشغول کرده که بهزودی پای صندوقهای رأی میروند.
نارضایتی گسترده از نحوه مدیریت جنگ و افزایش نگرانی از اقتصاد و هزینههای انرژی یک بار دیگرسیاست خارجی را به زندگی روزمره آمریکاییها پیوند زده است. انتخابات میاندورهای میتواند نشان دهد که رأیدهندگان تا چه حد پشت سر رهبران خود در جنگ با ایران میایستند.































