اجاره نشینها پس از چهل سال؛ از قتل داریوش مهرجویی تا مرگ اکبر عبدی

منبع تصویر، Pakhshiran
- نویسنده, شهاب میرزایی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
«اینجا ایرانه، مملکت قانونه. مگه شهر هرته؟!»
این یکی از دیالوگهای ماندگار فیلم سینمایی «اجارهنشینها»ی داریوش مهرجویی، کارگردان صاحب سبک و صاحبنام ایرانی است. کارگردانی که اگرچه داستان بیشتر فیلمهایش، روایتی از زندگی مردم معمولی با تمام زیر و بمها و شادی و غمهایشان است اما زندگی خود او نه با مرگی طبیعی، که با قتلی خشن پایان یافت.
بامداد یکشنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۲، بسیاری از ایرانیها از کشف جنازههای داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر، نویسنده و همسر او، در خانهشان خبردار شدند. قتلی که جامعه را دچار بهت و حیرت کرد و برخی کاربران شبکههای اجتماعی آن را به قتلهای زنجیرهای دهه هفتاد ایران تشبیه کردند؛ قتلهایی که بعدها مشخص شد شماری از عاملان آن از نیروهای وزارت اطلاعات بودهاند. اگرچه دادگاه در رای نهایی، حکم به قصاص متهم ردیف اول و مجازات سایر متهمان داد، اما گروهی از هنرمندان داخل و خارج ایران، دادگاه رسیدگی به قتل داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر را «نمایشی» و در امتداد «سرکوب حکومتی دگراندیشان» دانستند.
اخیرا، در پی مرگ اکبر عبدی هنرپیشه شناخته شده، سکانسهایی از اجارهنشینها مانند سکانس دعوای عباسآقا سوپرگوشت با بازی عزتالله انتظامی و خواننده اپرا با بازی حسین سرشار دست به دست میشد؛ با زیرنویسی که اشاره به مرگ تمام بازیگران آن از فریماه فرجامی و حمیده خیرآبادی تا رضا رویگری و اکبر عبدی داشت.
اجارهنشینها با همه اتفاقات ریز و درشتی که بعدها بر سر جامعه و سینمای ایران و عوامل این فیلم آمد، هنوز و پس از چهل سال تماشاگران را میخنداند و گواهی است بر زندگی طبقه متوسط شهری ایران در دهه طوفانی شصت و نگرانی از محقق شدن پایان فیلم، که بسیاری آن را نمادی از ویرانی ایران (خانه) قلمداد کرده بودند.
نگاهی دوباره به این فیلم پس از چهل سال، اهمیت آن را بیش از پیش آشکار میکند؛ بهخصوص در سالهایی که کمدیهای عامهپسند به جریان غالب اکران در سینمای ایران تبدیل شدهاند.
این فیلمها، با وجود موفقیت تجاری و بهرهمندی از حمایتهای دولتی، از دید بعضی از منتقدان بیش از آنکه نشانهای از رونق سینما باشند، نماینده روند فزاینده «افت کیفی» و «ابتذال» در سینمای ایراناند.

منبع تصویر، Aksonline ATPImages/Getty Images
آغاز دوباره مهرجویی و «رضایت از کبوتر سفید»
داریوش مهرجویی پیش از انقلاب با ساخت فیلمهای مطرح و شناخته شدهای چون «گاو»، «پستچی» و «آقای هالو» در کنار سینماگرانی چون ناصر تقوایی و بهرام بیضایی از پیشگامان سینمای موج نوی ایران بود.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
«دایره مینا» و «مدرسهای که میرفتیم» دو فیلم توقیفی او در سالهای پیش و پس از انقلاب بودند. او نیز مانند بسیاری از دیگر هنرمندان و نویسندگان، در سالهای آغازین جمهوری اسلامی، ایران را ترک کرد.
او پس از مدتی اقامت در اروپا به ایران بازگشت و با فیلم نه چندان موفق «شیرک» کار سینمایی خود را دوباره کلید زد.
اما با ساخت اجارهنشینها که برخی آن را پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران میدانند، بار دیگر جایگاه خود را در نگاه منتقدان سینمایی و همچنین تماشاگران ایرانی تثبیت کرد.
ساخت فیلم «اجارهنشینها» در سالهای پس از انقلاب و در میانه جنگ ایران و عراق، کاری کمریسک نبود. این فیلم نشان داد داریوش مهرجویی که پیش از آن عمدتا با آثار فرهنگی، اجتماعی و فلسفی شناخته میشد، در عرصه کمدی اجتماعی نیز میتواند اثری موفق و تاثیرگذار خلق کند.
بهروز تورانی منتقد و مترجم سینمایی درباره فضای دورانی که این فیلم در آن ساخته شده به بیبیسی فارسی گفت: «کمدی مبتنی بر روابط انسانی مهرجویی عصر تازهای را آغاز کرد که به سیاستپردازان صنعت فیلم این جسارت را داد که برای احیا کردن و رونق بخشیدن به صنعتی که ازدست رفته بود به سراغ نوعی از سینما بروند که جمهوری اسلامی آن موقع همه نوعش را دون شان خود میدانست. و در عین حال به مهرجویی امکان داد که چند فیلم خوب دیگر بسازد که بدون آنها سینمای ایران و کارنامه خود او ابتر میماند.»
یکی از خوششانسیهای داریوش مهرجویی، تایید فیلم سینمایی گاو از سوی روحالله خمینی بود. آیتالله خمینی در اردیبهشت ۱۳۵۹ گفته بود: «غالبا فیلمهایی که خود ایرانیها درست میکنند به نظرم بهتر از دیگران است، مثلا فیلم گاو آموزنده بود.»
این جمله تا حدودی هم به کمک مهرجویی آمد و هم راهگشایی برای نجات سینمای ایران شد که انقلابیون مسلمان به کارنامه آن نگاهی توام با سوءظن و بدبینی داشتند.
هادی چپردار، منتقد سینمایی درباره موفقیت مهرجویی در آن سالها به بیبیسی فارسی گفت: «الان که پس از چهل سال به گذشته نگاه میکنیم، این که داریوش مهرجویی در آن دهه خاکستری شصت، اجارهنشینها را ساخت باید از آن خوشبختیهای کماحتمال بعد از انقلاب به حساب آورد که از دست انقلابیون دوآتشه در رفت. 'مدرسهای که میرفتیم' از ۱۳۵۹ توقیف بود و داریوش مهرجویی که از فرانسه برگشته بود، همچنان با ترازوی سینمای انقلابی، هنرمندی 'طاغوتی' محسوب میشد. این خوششانسی آقای مهرجویی که آیتالله خمینی یک بار از گاو نام برده بود هم، آنقدر پر زور نبود که او را به جرگه هنرمندان بیخطر وارد کند.»
به گفته هادی چپردار، داریوش مهرجویی «رندانه و هوشمندانه توانست فصل مشترکی میان دغدغههای فلسفی و اجتماعی خود و آنچه از منظر سانسورگران پرخطر نبود پیدا کند.»
به گفته او، «اجارهنشینها در واقع شروع این استراتژی بود، فیلمی که میشد نقد سیاستهای گسترش شهرنشینی در زمان شاه تلقیاش کرد که در دستور کار انقلابیهای آغازین هم بود. پایانش را هم که در آن ماموران شهرداری با وعدههای شیرین سر میرسند میشد با خاماندیشی به بهبود اوضاع تعبیر کرد. ولی اگر مهرجویی را بشناسی، میدانی که آن وعدهها چیزی نیست جز طعنههای دوپهلویی که تنها به سکه سادهلوحی و در ازای مجوز اکران میتوان فروخت. خوشبختانه اجارهنشینها در این استراتژی موفق بود.»
بهروز تورانی هم درباره راز موفقیت مهرجویی درباره ساخته شدن چنین فیلمی در آن سالها که با نظارت و کنترل مسئولان سینمایی همراه بود گفت: «ناظران و مجریان فرهنگی با نوعی رضایت از خود، کبوتر سفیدی را که روی بلندترین نقطه ساختمان نشست و در نهایت موجب ویرانی آن شد، نمادی از حکومت تازه تصور میکردند. حال آنکه موقعی که فیلمنامه نوشته میشد، نویسندگان آن، اضافهبار فرهنگ مدرن، یعنی اپرا و زرق و برق مدرنیسم را عامل فروپاشی در نظرگرفته بودند و حضور زنده یاد حسین سرشار هم به ناگزیر و هم تعمدا، یادآور تالار رودکی تصور میشد که در تصور برخی روشنفکران دهه پنجاه از سر جامعه سنتی آن روزگار زیادی بود. این روایت هیولاسازی شده از مدرنیزم هم طبیعتا باید به مذاق سیاستپردازان تازه به دوران رسیده آن روزگار خوش میآمد.»

منبع تصویر، Pakhshiran
«باید ایرانی باشی تا منطق آن شلکن سفتکنها را بفهمی»
بیشتر فیلمهای داریوش مهرجویی آینهای است که با تماشای آن میتوان به شناختی عمیق و دقیق از چگونگی زیست مردم و به خصوص طبقه متوسط شهری دست یافت.
از زندگی و زنان، تا آشپزی و سفره رنگارنگ غذا، از جشن و رقص تا قهر و آشتی مردان که یادآور مناسبات و روابط پیچیده جامعه است. این فیلم در زمان خود با بخشی از سیاستهای فرهنگی و سینمایی رایج تفاوت داشت؛ سیاستهایی که توجه ویژهای به تولید آثار مرتبط با انقلاب و جنگ داشت و همچنین برخی مضامین اسلامی و عرفانی را تشویق میکرد.
هادی چپردار درباره رویکرد آقای مهرجویی در ساخت این فیلم گفت: «اجارهنشینها روندی را شروع کرد که در آن سینمای مهرجویی، بیآنکه خود را تقلیل دهد، به پسند مردم عادی نزدیکتر شد. این هنر ناب مهرجویی بود که تیپهایی شناخته شده را از سینمای مردمپسند بردارد و با پرداخت ظریف به شخصیتهایی تازه تبدیل کند، مثل شخصیت جاهلمنش انتظامی، مادر سنتی که حمیده خیرآبادی آن را بازی کرد، خردهلات نوچهمسلکی که اکبر عبدی آفرید، و حتی آن هنرمند فرنگیمنش با بازی حسین سرشار که اپرا خواندنش با فرو ریختن خانه همزمان شد. حاصل مجموعه ارگانیکی بود که عمیقا ایرانی بود. باید ایرانی باشی تا منطق آن قهر و آشتیها و شلکن سفتکنها را بفهمی.»
امیرمهدی جولایی، منتقد سینمایی، درباره راز ماندگاری اجاره نشینها به بیبیسی فارسی گفت: «فیلم را حالا میتوان مثل یک جور پیشآگاهی از فردای جامعهای دید که افسارگسیخته به سمت توسعه میرود و جایی برای تنفس و آرامش و مداقه در آن باقی نمانده است. همه در آن، در کار زیرآبزنی و دسیسهچینی و دورنگیاند و ناراستی سکه روز است. خوب است از الگوهای همیشگی رایج در سینمایمان یاد کنیم که یا مثل مجموعه فیلمهای هدفمند اما اغلب سطحی صمد، شیوههای امتحان پس داده در نمایشهای روحوضی را به شکلی نازل بازسازی میکنند، یا به بیراهه مزهپرانیهای دوبله و تمسخر لهجه و نقص عضو و پر کردن فیلمها با شوخیهای جنسی و بداهه میرسند. اما اجارهنشینها از بنیان، روشهای متفاوتی برای خلق کمدی در آستین دارد.»
به گفته این منتقد سینمایی، «مهرجویی خود در دستکم دو مصاحبه، فیلم را به صراحت یک اثر جدی میداند که در فرازهایی، ناخواسته به کمدی بدل شده است. البته استناد به اقوال خود فیلمساز در توضیح اثر، پذیرفتنی نیست، اما مهرجویی این را در شرایطی گفته که فیلم در همان دقایق ابتدایی و با فرم معرفی شخصیتها و پیشبرد قصه، قرارداد اغراقآمیز متن و پرداخت را جا میاندازد. چیزی نمیگذرد که با ورود شخصیت اسد قندی (اکبر عبدی)، کارگردان به بیشترین میزان از رویکرد ناصحانه سینمای روز فاصله میگیرد. همین رویکرد با کمترین تردید و تغییر مسیر تا پایان و در احساسیترین موقعیتها هم ادامه مییابد. حالا و با این پیشزمینه، از رندی مهرجویی نیست که ادعا کرده فیلم را اساسا به هدف کمدی نساخته بود؟ اما با قتل خوفناک مهرجویی، گویی اجارهنشینها ریشخندآمیز، پرسشی جدی و عمیق را تا همین امروز هم زنده نگاه داشته است: جدی جدی چه بر سر سینما و کمدی و جامعه ایران آمد؟»

منبع تصویر، Pakhshiran
نادیده در جشنواره فجر جمهوری اسلامی، ماندگار در تاریخ سینمای ایران
فیلم در سال ۱۳۶۵ساخته و یکسال بعد اکران شد و با استقبال تماشاگران و منتقدان روبرو شد. اما با وجود درخشش و کاندیدا شدن در رشتههای نویسندگی، کارگردانی، فیلمبرداری، بازیگری و تدوین، تنها برنده جایزه بهترین صدابرداری شد.
اجارهنشینها از معدود فیلمهایی بود که با وجود تعدد بازیگران و مکانهای فیلمبرداری و به رغم اینکه بیشتر فیلمهای سینمای ایران دوبله میشدند، صدابرداری سر صحنه داشت.
در آن دوره جشنواره فجر، دیگر سینماگر شناخته شده ایرانی، ناصر تقوایی هم برای کارگردانی «ناخدا خورشید» جایزهای نگرفت. ناخدا خورشید هم از ماندگارترین آثار تاریخ سینمای ایران شد.
با توجه به سیاستهای فرهنگی حاکم بر جمهوری اسلامی در آن سالها، اگرچه برخی کارگردانان پیش از انقلاب امکان ساخت فیلم پیدا میکردند، اما جوایز اصلی جشنواره فیلم فجر اغلب به آثاری تعلق میگرفت که با رویکردهای مورد حمایت نهادهای فرهنگی رسمی همخوانی بیشتری داشتند.
در همین دوره، جایزه بهترین فیلم به «پرواز در شب» ساخته رسول ملاقلیپور رسید. هرچند عباس کیارستمی نیز برای «خانه دوست کجاست» جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد، اما برخلاف ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی، او بیش از آنکه با سینمای تجاری و جریان اصلی پیش از انقلاب شناخته شود، با فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و فیلمهای متفاوتش شناخته میشد.
بهروز تورانی درباره ماندگاری فیلم اجاره نشینها در خاطره سینمایی ایرانیها با اشاره به «کمدیهایی که همزمان با اجارهنشینها ساخته شدند و همگی ناموفق بودند و همچنین موج کمدی که در یک دهه اخیر پرده سینماهای ایران را قرق کردهاند»، گفت: «بعدها، هنگامی که تندروها زمام امور را در دست گرفتند، حاصل سیاستهای فرهنگیشان موجب رواج کمدیهای سخیفی شد که فعالان صنعت فیلم ایران، آنها را به درستی توهین به شعور بینندگان تلقی میکنند.»
این منتقد سینمایی بر این نکته تاکید میکند که «در گذر سالها اما اجارهنشینها از قلههای احترامبرانگیز کارنامه سینمای ایران و مهرجویی از آب درآمد.»



































