شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
«سیارهای که در آن متولد شدیم دیگر وجود ندارد»؛ هشدار یک اقلیمشناس درباره موج فزاینده پدیدههای شدید آبوهوایی
- نویسنده, آلخاندرا مارتینس
- شغل, بیبیسی موندو
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
رائول کوردرو، اقلیمشناس اکوادوری، میگوید بشر دستکم در آیندهای که بتوان تصورش کرد، قادر نخواهد بود اقلیم و شرایط جوی از دسترفته را بازگرداند. با این حال، او هشدار میدهد که این به معنای تسلیم شدن نیست، چون هنوز میتوان از شدیدتر شدن بحران اقلیمی جلوگیری کرد.
کوردرو که سالها در شیلی فعالیت کرده و پژوهشهای متعددی در جنوبگان انجام داده است، میگوید از موجهای گرما و آتشسوزی گرفته تا سیلهای ویرانگر، جهان با افزایش رویدادهای حدی آبوهوایی مواجه است؛ پدیدههایی که هم شدیدتر شدهاند و هم با فراوانی بیشتری رخ میدهند. به گفته او، با وجود روند نگرانکننده گرمایش جهانی، هنوز دلایلی برای امیدواری و کاهش آثار تغییرات اقلیمی وجود دارد.
کوردرو که اکنون استاد دانشگاه خرونینگن هلند است میگوید «هنوز هم چیزهای بیشتری برای از دست دادن داریم.»
او گفت از آتشسوزی و موج گرما گرفته تا سیل، «نوعی همهگیری رویدادهای شدید در سراسر جهان جریان دارد که روزبهروز شدیدتر و پرتکرارتر میشوند».
براساس گزارش ماه مارس سازمان جهانی هواشناسی، ۱۱ سال بین ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، گرمترین سالهایی بودهاند که تاکنون ثبت شدهاند.
کوردرو توضیح داد چرا نیمکره شمالی تقریبا دو برابر سریعتر از نیمکره جنوبی گرم میشود، از تاثیر همزمان تغییرات اقلیمی و النینو چه انتظاری میتوان داشت و چگونه با وجود همه اینها، همچنان دلایلی برای امیدواری پیدا میکند.
هنگام ارائه گزارش سالانه وضعیت اقلیم در بریتانیا، سازمان هواشناسی این کشور اعلام کرد که «اقلیم قرن بیستم دیگر وجود ندارد». آیا شما با این ارزیابی موافق هستید؟
بله، کاملا با این ارزیابی موافقم. اقلیم در نهایت به جو زمین وابسته است و جوی که من و شما در آن متولد شدیم، دیگر وجود ندارد. سیارهای که ما در آن به دنیا آمدیم نیز دیگر وجود ندارد. ما با انتشار گازهای گلخانهای، ترکیب جو زمین را تغییر دادهایم. ما فقط تغییر کوچکی در آن ایجاد نکردهایم. غلظت دیاکسید کربن، مهمترین گاز گلخانهای، اکنون ۵۰ درصد بیشتر از سطح آن در اندکی بیش از یک قرن پیش است.
اگر ترکیب جو زمین را تا این حد چشمگیر تغییر دهیم، اقلیم نیز تغییر خواهد کرد. و تا زمانی که این ۵۰ درصد اضافه دیاکسید کربن در جو کاهش نیابد، اقلیم هرگز به وضعیت گذشته بازنخواهد گشت.
بنابراین فقط این نیست که اقلیم امروز با گذشته متفاوت شده است. خود جو زمین نیز تغییر کرده و بدتر از آن اینکه دستکم در آیندهای که بتوان تصورش کرد، قادر نخواهیم بود آن را به وضعیت پیشین بازگردانیم.
منظورتان از اینکه میگویید دستکم در هیچ آینده قابل پیشبینی امکان بازگشت به شرایط گذشته وجود ندارد، چیست؟
آینده قابلپیشبینی معمولا با محدوده عمر انسان ارتباط دارد. بسیار دشوار است که بتوانیم در کمتر از ۱۰۰ سال غلظت گازهای گلخانهای را کاهش دهیم.
این بدان معنا نیست که باید دست روی دست بگذاریم یا همه چیز از دست رفته است چون هنوز میتوانیم چیزهای بیشتری از دست بدهیم. اگر انتشار گازهای گلخانهای را متوقف نکنیم، همچنان اقلیم را تغییر خواهیم داد و وضعیت بدتر خواهد شد.
مشکل تغییرات اقلیمی این است که دفعات وقوع رویدادهای شدید را افزایش میدهد. نوعی همهگیری حوادث شدید در سراسر جهان جریان دارد که روزبهروز شدیدتر و پرتکرارتر میشوند.
اگر با همین روند ادامه دهیم، دفعات وقوع این حوادث شدید همچنان افزایش خواهد یافت.
چرا باید مدت زیادی صبر کرد تا نتایج کاهش انتشار دیاکسید کربن نمایان شود؟
مشکل دیاکسیدکربن این است که دستکم یک قرن در جو باقی میماند. دیاکسیدکربنی که امروز در جو وجود دارد و اقلیم را تغییر میدهد، فقط حاصل انتشار ما نیست بلکه پدران و پدربزرگهایمان نیز آن را منتشر کردهاند.
در نتیجه، دیاکسیدکربنی که امروز منتشر میکنیم فقط اقلیم کنونی را تغییر نمیدهد بلکه تا ۱۰۰ سال دیگر نیز بر آن تاثیر خواهد گذاشت. این گاز مدتها پس از مرگ کسانی که آن را منتشر کردهاند، همچنان اقلیم را تغییر خواهد داد.
به همین دلیل، تغییرات اقلیمی مشکلی بین نسلی است. متاسفانه تغییراتی که در اقلیم ایجاد میکنیم، تاثیراتی خواهند داشت که پس از ما نیز باقی میمانند.
اجازه دهید درباره پدیدههای شدید آبوهوایی که به آنها اشاره کردید صحبت کنیم. این اواخر شاهد آتشسوزیهایی بودیم که در اروپا و دیگر نقاط جهان مهارنشدنی به نظر میرسیدند. همچنین از اَبَرآتشسوزیهایی سخن گفته میشود که اقلیم خاص خود را ایجاد میکنند و با تولید تخلیههای الکتریکی، کانونهای جدید آتش به وجود میآورند. آیا این پدیدهها نشانهای آشکار از تغییرات اقلیمی هستند؟
نسبت دادن یک آتشسوزی مشخص به تغییرات اقلیمی دشوار است اما میتوانیم روند افزایش شدت آتشسوزیها را به تغییرات اقلیمی نسبت دهیم. به بیان دیگر، تغییرات اقلیمی احتمال وقوع آنها را روز به روز بیشتر میکند.
آنچه به تازگی در اروپا رخ داد، در ژانویه ۲۰۲۵ در کالیفرنیا، ثروتمندترین ایالت ثروتمندترین کشور جهان، اتفاق افتاد، جایی که تمام امکانات مادی قابل تصور را در اختیار داشت. با وجود این، آتشی که نزدیک به دو هفته ادامه یافت، حومههای لسآنجلس را سوزاند. رویدادهای مشابهی در سال ۲۰۲۰ در استرالیا و در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۲۳ در شیلی رخ دادند. در سال ۲۰۲۴ نیز بیش از ۱۰۰ نفر در آتشسوزی جان باختند که مانند آتش کالیفرنیا، با چنان سرعتی وارد شهر وینیا دل مار شد که فرار را برای بسیاری غیرممکن کرد.
بنابراین، متاسفانه آنچه اکنون در اروپا رخ داد، غیرمنتظره نیست. اگر گرمایش جهانی را متوقف نکنیم، چنین رویدادهایی نه تنها پرتکرارتر، بلکه هر بار بدتر خواهند شد.
همچنین گفته میشود یکی دیگر از عواملی که آتشسوزیها را تشدید میکند، مدیریت نامناسب جنگلهاست.
در شیلی، زمانی که اَبَرآتشسوزیهای سال ۲۰۱۷ رخ داد، بسیاری میگفتند مشکل از گسترش بیش از حد صنعت جنگلداری یا زیادیِ پوشش جنگلی است و از این دست توضیحات. به نظر میرسد برای بسیاری از مردم دشوار است بپذیرند که ریشه این پدیدهها در تغییر ترکیب جو زمین نهفته است. نمیگویم مدیریت جنگل یا نبود آن نقشی ندارد اما این عامل، مشکل اصلی پشت کلانآتشسوزیها نیست.
تا زمانی که نپذیریم آتشسوزیهای فاجعهبار نتیجه تغییر دادن تقریبا برگشتناپذیر ترکیب جو زمین هستند، نخواهیم توانست این مشکل را حل کنیم. شدت چنین کلانآتشسوزیهایی بیسابقه است. هرقدر آتشنشانان قهرمانانه عمل کنند و هر اندازه امکانات در دسترس باشد، نمیتوان آنها را متوقف کرد.
الگوهای مختلف مدیریت آتش در کالیفرنیا، استرالیا، شیلی و جنوب اروپا آزمایش شدهاند اما هیچ کدام نتوانستهاند افزایش اخیر مساحت مناطق سوختهشده را متوقف کنند.
تنها راه جلوگیری از وخیمتر شدن وضعیت، توقف انتشار گازهای گلخانهای است.
سامانه اروپایی پایش مرگومیر اعلام کرده است که موج گرمای ژوئن ۲۰۲۶ باعث مرگومیر مازاد بیش از ۱۰ هزار نفر شده که بیش از ۵۷۰۰ نفر از آنان در فرانسه بودهاند. آیا این نیز نشانه دیگری از دگرگونی اقلیم نسبت به چند دهه پیش است؟
موجهای گرما مرگبارترین نمود گرمایش جهانیاند. برای نمونه، وقتی به کسی میگویند دمای جهانی یک یا دو درجه افزایش خواهد یافت، ممکن است بگوید این مقدار زیاد نیست. درک این موضوع نیز برای بسیاری دشوار است که در دل این افزایشهای بهظاهر «کوچک» میانگین دما، جهشهای شدید حرارتی طی چند روز پنهان شدهاند.
موجهای گرما همین جهشهای شدید دماییاند که با افزایش میانگین دمای جهانی، روزبهروز بیشتر رخ میدهند.
بسته به منطقه گرمسیری مورد بررسی، دفعات وقوع موجهای گرما بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. برای نمونه، در زادگاه من گوایاکیل اکوادور، دفعات وقوع موج گرما از دهه ۱۹۸۰ تاکنون نزدیک به ۴۰۰ درصد افزایش یافته است.
موجهای گرما با فاصله زیادی مرگبارترین خطر اقلیمیاند و تخمین زده میشود اکنون سالانه صدها هزار نفر را در جهان میکشند. چرا این موضوع خبرساز نمیشود؟ چون وقتی کسی میمیرد، هرگز در گواهی فوت او نمینویسند «بر اثر موج گرما درگذشت». در حال حاضر، تنها راه شناسایی این مرگها بررسی آمار مرگومیر اضافی است که پس از پایان رویداد مشخص میشود.
در آخرین موج گرمای اروپا در ژوئن ۲۰۲۶، ساکنان پاریس با دمایی نزدیک به ۱۵ درجه بیشتر از مقادیر معمول روبهرو شدند. چنین دمایی خطری جدی برای سالمندان است.
آمارها نشان میدهند اگر فردی بیش از ۶۵ سال داشته باشد و به دستگاه تهویه مطبوع دسترسی نداشته باشد، خطر مرگش در یک روز بسیار گرم تابستانی و طی موج گرما دو برابر میشود.
وقتی درباره گرمایش جهانی صحبت میکنیم، درصد افزایش خطرهایی که با آنها روبهرو هستیم، تکاندهنده است اما متاسفانه وجدان افراد کمی را بیدار میکند.
برنامه اروپایی کوپرنیکوس برای رصد زمین اعلام کرده است که اروپا تقریبا دو برابر سریعتر از میانگین جهانی در حال گرم شدن است. علت این مسئله چیست؟
فقط اروپا نیست. نیمکره شمالی تقریبا دو برابر سریعتر از نیمکره جنوبی گرم میشود. یکی از دلایل این است که نیمکره شمالی نسبت به نیمکره جنوبی اقیانوس کمتری دارد.
در نیمکره جنوبی خشکی کمی داریم: بخش کوچکی از آفریقا، اقیانوسیه و قسمتی از آمریکای جنوبی؛ همین.
خشکی بیشتر در نیمکره شمالی موجب گرمایش بیشتر آن میشود چون زمین در برابر تابش سریعتر از اقیانوس واکنش نشان میدهد. به همین دلیل، سرعت گرم شدن اقیانوسها همیشه کمتر از سطح خشکی است.
اما عامل دیگری نیز وجود دارد: قطب شمال. شمالگان با اختلاف زیاد سریعترین منطقه در حال گرم شدن جهان است چون در آنجا پدیدهای موسوم به «چرخه بازخورد» رخ میدهد.
گرمای اضافی، یخ پوشاننده اقیانوس منجمد شمالی را ذوب میکند. با ذوب شدن یخ، سطح تیرهتر اقیانوس نمایان میشود سطحی که تابش خورشیدی بیشتری جذب میکند، گرمتر میشود و یخ بیشتری را ذوب میکند.
این چرخه معیوب توضیح میدهد که چرا یخهای قطب شمال با چنین سرعتی در حال ذوب شدن هستند. و از آنجا که قطب شمال منطقهای بسیار وسیع است، این روند در نهایت کل نیمکره شمالی، از جمله اروپا را که نزدیکترین قاره به قطب شمال است، تحت تاثیر قرار میدهد.
در نیمکره جنوبی چه اتفاقی میافتد؟
گرمایش جهانی است اما تمام سیاره با سرعت یکسان گرم نمیشود. نیمکره جنوبی به دلایل مختلفی آهستهتر گرم میشود، از جمله اینکه کندترین منطقه در حال گرم شدن جهان، یعنی جنوبگان، در آن قرار دارد.
این بدان معنا نیست که در نیمکره جنوبی با مشکلات جدی مواجه نیستیم اما از نظر گرمایش، کمی عقبتر از نیمکره شمالی هستیم.
چرا شرایط جنوبگان با شمالگان اینقدر متفاوت است؟
تفاوت اصلی این است که شمالگان اقیانوسی پوشیده از یخ است، درحالی که جنوبگان یک قاره است. بیشتر یخهای جنوبگان با اقیانوس تماس ندارند، بلکه روی سنگهای قارهای قرار گرفتهاند.
چون این یخها با اقیانوس تماس ندارند، چرخه معیوبی که پیشتر توضیح دادیم و موجب ذوب سریع شمالگان میشود، در آنجا رخ نمیدهد.
از سوی دیگر، پوشش یخی شمالگان بسیار نازکتر و فقط چند متر ضخامت دارد. اما ضخامت میانگین توده یخی پوشاننده قاره جنوبگان دو کیلومتر است. خوشبختانه این لایه بهاندازهای ضخیم است که ذوب شدنش چند قرن طول خواهد کشید.
اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا در ماه ژوئن به طور رسمی آغاز پدیده النینو را اعلام کرد. از ترکیب النینو و تغییرات اقلیمی در آمریکای لاتین چه میتوان انتظار داشت؟
النینو بهطور کلی تاثیرگذارترین الگوی اقلیمی سیاره است و ناهنجاریهای گوناگونی ایجاد میکند. یکی از این ناهنجاریها فقط یک جهت دارد و آن، افزایش دماست. النینو در نهایت گرم شدن دمای سطح اقیانوس آرام است. منطقهای که گرم میشود بهاندازهای وسیع است که دمای جهانی را نیز افزایش میدهد.
بنابراین، اگر ۲۰۲۶ گرمترین سال ثبتشده تاریخ نباشد، سال ۲۰۲۷ چنین خواهد بود.
دومین ناهنجاری ناشی از النینو، بارشهای بسیار شدید در بعضی نقاط جهان و تقویت خشکسالی در نقاط دیگر است.
برای نمونه، امسال خشکسالیهایی احتمالا تاریخی در حوضه آمازون، فلات مرتفع بولیوی، آفریقای جنوبی و جنوب شرق آسیا پیشبینی میشوند.
از سوی دیگر، بارش فراوان در خاورمیانه، جنوب ایالات متحده، شمال مکزیک، مناطق مرکزی شیلی، جنوب برزیل و مناطق مرکزی آرژانتین انتظار میرود.
گرمایش جهانی بسیاری از آثار النینو را تشدید میکند.
برای نمونه، خشکسالیهایی که النینو پیشتر در حوضه آمازون تقویت میکرد، اکنون بسیار بدتر شدهاند. چرا؟ چون گرمایش جهانی با گرم کردن جو، خاک را خشک میکند. خشکسالیهای شدید فقط نتیجه نباریدن باران نیستند بلکه دمای بالا نیز خاک را خشک میکند.
از سوی دیگر، گرمایش جهانی با افزایش دما، رطوبت جو را نیز بیشتر میکند. این رطوبت پس از متراکم شدن میتواند به بارندگی تبدیل شود.
بنابراین، مناطقی که در سالهای النینو بارش بیشتری دریافت میکردند، ممکن است بهدلیل گرمایش جهانی با بارشهایی حتی شدیدتر روبهرو شوند.
با توجه به این چشمانداز از پدیدههای شدید، آیا نشانه مثبتی برای امیدواری میبینید؟
بله. شاید آشکار نباشد، اما من خوشبین هستم. در حوزه کاهش آثار تغییرات اقلیمی، یعنی کاهش انتشار گازها، با سرعتی پیشرفت میکنیم که یک دهه پیش تصورکردنی نبود.
در گذار انرژی کشورهای درحالتوسعه پیشرفت زیادی صورت گرفته است. در برخی کشورهای بسیار مهم مانند چین نیز گذار به انرژیهای تجدیدپذیر با سرعتی عالی پیش میرود. این گذار هماکنون در بخش بزرگی از جنوب جهانی رخ میدهد و من را امیدوار میکند که انتشار گازهای گلخانهای دیر یا زود شروع به کاهش خواهد کرد.
موضوع بسیار مهم دیگر، سازگاری با تغییرات اقلیمی است. بسیاری از کشورها به کمک توسعه اقتصادی به فناوریهایی دسترسی پیدا میکنند که به آنها امکان خواهد داد شدیدترین آثار تغییرات اقلیمی را با تلفات انسانی و خسارات مادی کمتری تحمل کنند.
خوشبختانه استفاده از دستگاههای تهویه مطبوع نیز نه تنها در اروپا، بلکه در دیگر نقاط جهان، بهسرعت در حال گسترش است.
بنابراین، با وجود آنکه وضعیت اقلیمی امروز بسیار بد است، میتوانم بگویم هرگز تا این اندازه برای مقابله با یک چالش جهانی آماده نبودهایم.
فکر میکنم طی چند دهه آینده خواهیم توانست درباره گرمایش جهانی بهعنوان مشکلی کنترلشده صحبت کنیم. این نظر من است اما میپذیرم که اجماع علمی جهانی چنین نیست و دیدگاه غالب خوشبینی کمتری دارد.
من گرایش به خوشبینی دارم چون از دنیای پژوهش درباره ازن آمدهام. سوراخ لایه ازون در دهه ۱۹۸۰ مشکلی وجودی برای بشریت بود.
اگر سوراخ ازون گسترش مییافت و لایه ازون سیاره را نابود میکرد، زندگی انسان روی زمین ناممکن میشد. خوشبختانه، اکنون این مشکل تحت کنترل است.
موفقیتی که در مقابله با سوراخ لایه ازون داشتیم، من را امیدوار میکند که بتوانیم بر چالش گرمایش جهانی نیز غلبه کنیم هرچند نه بدون درد و اندوه.
آمریکا، کانادا و کشورهای دیگر بهدنبال افزایش استخراج سوختهای فسیلی هستند. با توجه به شواهد علمی، چرا چنین کاری میکنند؟
کاهش آثار تغییرات اقلیمی مستلزم کنار گذاشتن سوختهای فسیلی است. بدیهی است کشورهای تولیدکننده این سوختها علاقهای به گذار به انرژیهای تجدیدپذیر ندارند. وقتی درباره کشورهای نفتی صحبت میکنیم، معمولا عربستان سعودی، نروژ یا ایالات متحده به ذهن میرسند. اما در آمریکای جنوبی نیز برای نمونه، بسیار بعید است اکوادور، در کوتاه مدت به پیشگام گذار انرژی تبدیل شود چون نفت مهمترین کالای صادراتی آن است.
با این حال، فکر میکنم سالهای دوران طلایی سوختهای فسیلی به شماره افتادهاند.
هند و چین بهسرعت در گذار انرژی پیشرفت میکنند. هیچ یک از این دو کشور بزرگ نفت ندارند بنابراین گذار انرژی از نظر اقتصادی به سود آنهاست.
بدیهی است گذار به انرژیهای تجدیدپذیر یک شبه رخ نخواهد داد اما کشورهای خلیج فارس و دیگر کشورها باید به این فکر کنند که در آینده چه کاری انجام خواهند داد و چه چیزی خواهند فروخت.
برخی میگویند به دلیل تغییرات اقلیمی، با یک "وضعیت عادی جدید" روبهرو هستیم و باید خود را با آن سازگار کنیم. اما در مقابل، برخی دیگر دچار نگرانی یا اضطراب شدهاند. ارزیابی شما از آنچه این روزها بر سیاره ما میگذرد چیست؟
اول از همه، من چندان علاقهای به استفاده از این تعبیر که باید به "وضعیت عادی جدید" عادت کنیم ندارم.
برای نمونه، فرد میتواند هنگام مهاجرت به کشوری دیگر به آبوهوایی تازه عادت کند اما تغییرات اقلیمی این گونه عمل نمیکند، چون تغییری مداوم است. ما در شرایطی زندگی میکنیم که وضعیت پیوسته بدتر میشود. سازگاری مداوم با واقعیتی تازه، بسیار دشوار و تنشزاست.
این «وضعیت غیرعادی» سازگاری را بسیار دشوار میکند و توسعه اقتصادی بیشتر جمعیت جهان را در کشورهای جنوب جهانی، که همچنان به صنعت کشاورزی وابستهاند، پیچیدهتر میسازد. کشاورزی بهشدت به بارش منظم و اقلیم باثبات وابسته است.
نتیجهگیری این است که چیزی به نام "وضعیت عادی جدید" وجود ندارد. ما باید این وضعیت عادی جدید را با تثبیت اقلیم ایجاد کنیم و برای دستیابی به این هدف، باید استفاده از سوختهای فسیلی را متوقف کنیم. راه دیگری وجود ندارد.