شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا عربستان به دنبال کاهش وابستگی به آمریکا است؟
- نویسنده, احمد عمر
- شغل, بیبیسی عربی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
تنوعبخشی عربستان به شراکتهای امنیتیاش دیگر صرفاً یک ایده برای آینده نیست.
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در پنجم اکتبر اعلام کردند که اجرای عملی تعهدات دفاع مشترک در چارچوب «ائتلاف مکه» را فوراً آغاز میکنند و اقدامات لازم را برای تأمین نیروها و توانمندیهای نظامی مورد توافق و استقرار سریع آنها در عربستان، در پی حملات مکرر جنبش انصارالله حوثی یمن به این کشور، به اجرا میگذارند.
این تصمیم در نشست اضطراری کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی ائتلاف مکه برای بررسی «تحولات امنیتی و تهدیدهای پیش روی عربستان» اتخاذ شد؛ آن هم در شرایطی که جنگ یمن بار دیگر تشدید شده و عربستان هدف حملات جنبش انصارالله حوثی مورد حمایت ایران قرار دارد.
پیشتر نیز گزارشهای رسانهای فاش کرده بودند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درخواستهای مکرر عربستان برای دریافت کمک نظامی مستقیم در مقابله با حوثیها را رد کرده است.
بر اساس این گزارشها، واشنگتن با انجام حملات مستقیم آمریکا علیه حوثیها در کنار عربستان موافقت نکرده، اما برای کمک به عملیات هدفگیری این گروه، پشتیبانی اطلاعاتی و دادههای اطلاعاتی در اختیار ریاض قرار داده است.
آیا این تحولات عربستان را به کاهش وابستگی خود به ایالات متحده سوق خواهد داد؟ و آیا آنچه «ائتلاف مکه» نامیده میشود میتواند بخشی از تضمینهای امنیتی را که عربستان از واشنگتن دریافت میکرد، برای این کشور فراهم کند؟
مرزهای حمایت آمریکا
پس از بیش از چهار سال آرامش نسبی که در پی آتشبس مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ برقرار شده بود، جبهه یمن بار دیگر وارد مرحلهای از تشدید تنش شده است.
نقطه عطف این تحول در ماه ژوئیه رخ داد، زمانی که نیروهای دولت یمن، مورد حمایت عربستان سعودی، فرودگاه صنعا را که در کنترل حوثیها قرار دارد، هدف حمله قرار دادند و اعلام کردند هدف از این حمله جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی در پایتخت بوده است.
چند ساعت بعد، حوثیها موشکهایی به سمت جنوب عربستان شلیک کردند و سپس با گسترش کنترل این گروه بر مواضعی در ساحل غربی یمن، تحولات ابعاد تازهای پیدا کرد؛ امری که توانایی حوثیها برای تهدید کشتیرانی در محدوده بابالمندب، گذرگاه جنوبی دریای سرخ و یکی از مسیرهای اصلی تجارت میان اقیانوس هند و دریای مدیترانه از طریق دریای سرخ و کانال سوئز، را افزایش داد.
در پنجم اکتبر، نیروهای دولتی یمن مورد حمایت عربستان، با پشتیبانی هوایی عربستان، عملیات نظامی گستردهای را برای بازپسگیری مناطقی که به کنترل حوثیها درآمده بود آغاز کردند.
میتچل پلیتنیک، پژوهشگر مسائل خاورمیانه و معاون پیشین «بنیاد صلح برای خاورمیانه»، معتقد است آنچه طی هفتههای گذشته رخ داده، آزمونی تازه برای روابط امنیتی ریاض و واشنگتن بوده است.
پلیتنیک میگوید: «در اینجا آمریکا عربستان را ناامید کرد.»
به گفته او، عربستان از پایان جنگ جهانی دوم روابط امنیتی خود با آمریکا را بر مبنای معادلهای بنا کرده بود که بر اساس آن ثبات بازارهای نفت و جریان انرژی در برابر چتر امنیتی تأمینشده از سوی آمریکا و غرب قرار میگرفت.
اما به باور پلیتنیک، دولت ترامپ از دوره نخست ریاستجمهوری خود نشان داده است که این معادله تضمینی مطلق نیست، آن هم زمانی که دفاع از عربستان با دیگر ملاحظات آمریکا در تعارض قرار گیرد.
او در این زمینه به حملات سپتامبر ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان، از جمله تاسیسات آرامکو، اشاره میکند؛ حملاتی که بخشی قابل توجه از تولید نفت عربستان را به طور موقت مختل کرد. آمریکا و عربستان ایران را مسئول این حملات دانستند، اما تهران این اتهام را رد کرد و دولت ترامپ نیز واکنش نظامی علیه ایران نشان نداد.
به گفته پلیتنیک، این رویداد در عربستان این برداشت را تقویت کرد که شراکت امنیتی با واشنگتن الزاماً به این معنا نیست که آمریکا در هر رویارویی که ریاض آن را برای امنیت خود ضروری میداند، وارد عمل خواهد شد.
اما آرون دیوید میلر، که حدود ۲۵ سال به عنوان مشاور در وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده است، معتقد است دولت ترامپ انگیزههایی برای کمک به عربستان دارد، اما این انگیزهها تحت تأثیر رویارویی گستردهتر با ایران و نیز تمایل به پرهیز از گشوده شدن یک جبهه نظامی جدید در یمن قرار گرفتهاند؛ بهویژه پس از تجربه عملیات آمریکایی «راف رایدر» علیه حوثیها در سال ۲۰۲۵ که ۵۲ روز ادامه یافت و بیش از هزار حمله را در بر گرفت، اما از نظر او تأثیر تعیینکنندهای بر تواناییهای این گروه نداشت.
میلر همچنین معتقد است ملاحظات سیاسی داخلی آمریکا، در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، عامل دیگری در پرهیز از تشدید بیشتر درگیریهای نظامی بوده است.
در مقابل، عمرو حمزاوی، مدیر برنامه خاورمیانه در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، بر این باور است که خودداری واشنگتن از ارائه کمک نظامی مستقیم به عربستان الزاماً به معنای تغییر در ماهیت روابط دو کشور یا رها کردن عربستان از سوی آمریکا نیست.
به گفته حمزاوی، آمریکا ترجیح داده است حمایت اطلاعاتی، از جمله اطلاعات مربوط به موقعیتها و تواناییهای حوثیها، ارائه کند و در عین حال از دخالت مستقیم نظامی پرهیز کند. از این منظر، آنچه رخ داده بیش از آنکه نشانه تغییر بنیادین در تعهد آمریکا نسبت به عربستان باشد، بازتابدهنده محدودیتهای نقش نظامی آمریکا است.
در همین حال، اظهارات مقامهای آمریکایی نیز بر تداوم تعهد واشنگتن به عربستان تأکید داشته است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۲۳ سپتامبر گفت که ایالات متحده «یک توافق دفاعی بسیار قوی» با عربستان دارد و واشنگتن به تعهدات خود در چارچوب این توافق پایبند خواهد بود.
چند روز بعد نیز شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، درباره «شراکت دفاعی راهبردی» دو کشور و هماهنگی تلاشها برای تقویت امنیت و ثبات منطقه گفتوگو کردند.
از سوی عربستان نیز سالم الیامی، مشاور پیشین وزارت خارجه این کشور، اصل ایده «رها شدن» عربستان از سوی آمریکا را رد میکند.
او میگوید: «خود آمریکا نیز نمیتواند بدون آسیب زدن به منافعش از متحدی مانند عربستان صرفنظر کند.»
به باور الیامی، تحولات اخیر بر روابط عربستان و آمریکا «در سطح تاکتیکی» تأثیر گذاشتهاند، اما «بر ماهیت شراکت راهبردی و تاریخی دو کشور اثری نگذاشتهاند.»
با این حال، الیامی اشاره میکند که عربستان از سال ۲۰۱۵ تصمیم گرفته است در مسیر تنوعبخشی و ایجاد توازن راهبردی در روابط سیاسی، تجاری، امنیتی و نظامی خود حرکت کند.
ائتلاف مکه؛ جایگزین آمریکا یا یک لایه امنیتی دیگر؟
توافقی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ماه اوت در مکه امضا کردند، به گفته الیامی یکی از برجستهترین جلوههای این تنوعبخشی است.
بر اساس این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، در چارچوب همکاری دفاعی مشترک، به منزله حمله به دو کشور دیگر تلقی میشود.
با این حال، از زمان امضای این توافق، درباره چگونگی اجرای عملی آن پرسشهایی مطرح بوده است؛ بهویژه پس از آنکه عربستان هدف حملات حوثیها قرار گرفت، بیآنکه ترکیه یا پاکستان از مداخله مستقیم نظامی خبر دهند.
پاکستان در سپتامبر اعلام کرد که در واکنش به حملات حوثیها، هیچ اقدام نظامی فوری در چارچوب این توافق مورد بحث قرار نگرفته است، هرچند بر پایبندی خود به آن تأکید کرد.
اما نشست پنجم اکتبر تحول متفاوتی را رقم زد؛ سه کشور اعلام کردند که «فوراً» وارد مرحله اجرای عملی تعهدات دفاع مشترک میشوند و اقدامات لازم را برای تأمین نیروها و توانمندیهای نظامی مورد توافق و استقرار سریع آنها در عربستان اتخاذ خواهند کرد.
کمیته همچنین ژنرال بازنشسته نعمان محمود از پاکستان را برای مدت سه سال به عنوان نخستین دبیرکل ائتلاف منصوب کرد؛ اقدامی در جهت ایجاد یک ساختار نهادی دائمی برای این ائتلاف.
میلر معتقد است این ائتلاف ترتیبی نیست که بتوان به سادگی آن را نادیده گرفت؛ چون عربستان، دومین تولیدکننده بزرگ نفت جهان، پاکستان، قدرت هستهای، و ترکیه، یکی از مهمترین قدرتهای نظامی در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
اما به باور او، این به آن معنا نیست که سه کشور آمادهاند برای دفاع از عربستان وارد رویارویی آشکار با ایران شوند یا اینکه این ائتلاف در شرایط کنونی قادر است توانمندیهای نظامی، اطلاعاتی و دفاع هوایی را که آمریکا فراهم میکند، ارائه دهد.
حمزاوی نیز معتقد است «ائتلاف مکه» بازتاب یکی از دو مسیری است که عربستان برای بازآرایی ساختار امنیتی خود در پیش گرفته است: از یک سو ائتلافهای دوجانبه و سهجانبه، و از سوی دیگر سازوکارهای گستردهتر امنیت جمعی. به گفته او، عربستان همزمان در هر دو مسیر حرکت میکند.
او میگوید این توافق در اصل ماهیتی دفاعی دارد و هدف آن حفاظت از سرزمین و تأسیسات عربستان است، نه فراهم کردن چارچوبی برای درگیر شدن در جنگ یمن.
حمزاوی همچنین اشاره میکند که هماکنون نیروهای پاکستانی در خاک عربستان حضور دارند، اما این موضوع لزوماً به معنای آمادگی ترکیه یا پاکستان برای ورود به رویارویی نظامی مستقیم با ایران یا مشارکت در جنگ یمن نیست.
پلیتنیک نیز با این ارزیابی موافق است و میگوید این توافق هنوز تازه است و جزئیات اجرایی آن به طور کامل شکل نگرفته است.
به گفته او، عربستان، ترکیه و پاکستان همگی از محدودیتهای تواناییهای این ائتلاف آگاهاند و به همین دلیل این سازوکار اساساً به عنوان یک سامانه دفاعی برای حفاظت از خاک، مرزها و تأسیسات عربستان طراحی شده است، نه یک ائتلاف تهاجمی برای ورود به جنگی گسترده در یمن.
پلیتنیک معتقد است که حتی در صورت توسعه این ائتلاف و افزایش تواناییهای آن، این موضوع لزوماً به معنای آن نیست که ریاض جایگزینی برای واشنگتن پیدا کرده است.
اسرائیل در معادلات امنیتی جدید عربستان
پلیتنیک میگوید «در نهایت، همه راهها به اسرائیل ختم میشود.»
به گفته او، هرچه عربستان بیشتر احساس کند که چتر امنیتی آمریکا دیگر کافی نیست، اهمیت رابطه با اسرائیل در محاسبات آمریکا افزایش مییابد؛ چون عادیسازی روابط با ریاض میتواند بخشی از بازآرایی امنیت منطقهای و پیوند دادن عربستان و اسرائیل در شبکهای گستردهتر از شراکتها برای مقابله با ایران باشد.
این ایده تازه نیست. دولتهای مختلف آمریکا در سالهای اخیر تلاش کردهاند عربستان را به سوی توافق عادیسازی روابط با اسرائیل سوق دهند؛ توافقی که در قالب بستهای شامل تضمینهای امنیتی آمریکا، همکاری هستهای غیرنظامی و امتیازات دیگری برای ریاض مطرح شده است.
میلر معتقد است ولیعهد عربستان مشتاق بوده جایگاه کشورش را به عنوان شریک اصلی واشنگتن تقویت کند، اما حاضر نبوده عادیسازی روابط با اسرائیل را به عنوان بهایی مستقیم برای رابطه با آمریکا عرضه کند.
در همین چارچوب، یکی از موضوعات مطرح، همکاری هستهای غیرنظامی است. واشنگتن و ریاض در پی ایجاد چارچوبی حقوقی برای همکاری بلندمدت در حوزه انرژی هستهای بودهاند و آینده این همکاری به مجموعهای گستردهتر از تفاهمات میان دو کشور، از جمله مسائل امنیتی و روابط با اسرائیل، گره خورده است.
هر توافقی از این نوع باید مطابق قوانین آمریکا درباره همکاری هستهای، از مسیر کنگره عبور کند؛ موضوعی که با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره، بُعد سیاسی بیشتری به این معادله میدهد.
در سپتامبر، گزارشهایی از برگزاری نشستی محرمانه در آلمان منتشر شد که در آن رؤسای ستاد ارتش آمریکا، اسرائیل، عربستان و چند کشور عربی دیگر درباره جنگ با ایران و تنشهای امنیتی منطقه گفتوگو کرده بودند، هرچند دولتهای حاضر به طور رسمی این نشست را تأیید نکردند.
همچنین رسانههای اسرائیلی از دیدارهایی میان مقامهای سعودی و اسرائیلی در جریان سفر بنیامین نتانیاهو به امارات خبر دادند، اما یک مقام ارشد سعودی این گزارشها را رد کرد و روزنامه «یدیعوت آحرونوت» نیز گزارش اولیه خود را اصلاح و اعلام کرد که نتوانسته است آن را تأیید کند.
از دیدگاه اسرائیل، چاک فریلیخ، معاون پیشین مشاور امنیت ملی اسرائیل و استاد دانشگاههای کلمبیا و تلآویو، معتقد است نیاز عربستان به تنوعبخشی به شراکتهای امنیتی میتواند زمینه نقشآفرینی بیشتر اسرائیل را فراهم کند؛ بهویژه از آنجا که دو کشور ایران را یک رقیب مشترک میدانند.
فریلیخ میگوید اسرائیل برخلاف آمریکا نمیتواند به سادگی منطقه را ترک کند، چون منازعه با ایران برای این کشور به امنیت وجودی آن گره خورده است. به همین دلیل اسرائیل میتواند در برخی حوزهها، بهویژه دفاع هوایی و موشکی، شریک بالقوهای برای عربستان باشد.
او همچنین معتقد است نزدیک شدن عربستان و اسرائیل الزاماً به عادیسازی رسمی روابط محدود نمیشود و ممکن است همکاریهای امنیتی و سیاسی غیرعلنی پیش از اعلام رسمی شکل بگیرند؛ همانگونه که پیشتر در روابط اسرائیل با برخی کشورهای عربی رخ داد.
اما حمزاوی معتقد است این دیدگاه با یک مانع سیاسی اساسی روبهرو است؛ عربستان پس از آنکه عادیسازی روابط را به موضعی مشخص درباره مسئله فلسطین گره زده، به سادگی نمیتواند از این موضع عقبنشینی کند.
از سوی دیگر، الیامی میگوید گسترش کانالهای ارتباطی با بازیگران مختلف به معنای کنار گذاشتن اصول و مواضع ثابت عربستان نیست و هرگونه تحول در روابط با اسرائیل همچنان تابع محاسبات کلان ریاض و شروطی خواهد بود که عربستان برای هرگونه عادیسازی تعیین میکند.
آینده روابط عربستان و آمریکا
در سالهای گذشته، ریاض دریافته است که محاسبات واشنگتن با تغییر دولتها و اولویتهای آنها دگرگون میشود؛ موضوعی که اتکای کامل به تضمینهای امنیتی آمریکا را دشوارتر کرده است.
میلر که در دوران شش دولت جمهوریخواه و دموکرات در وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده، معتقد است این تغییرات به آن معناست که عربستان با شریکی روبهرو است که منافعش ثابت میماند، اما محاسبات و اولویتهایش تغییر میکند.
پلیتنیک نیز بر این باور است که مقامهای سعودی این واقعیت را به خوبی درک کردهاند. عربستان با دولت باراک اوباما، سپس دونالد ترامپ، بعد جو بایدن و بار دیگر ترامپ کار کرده و میداند هیچ دولت آمریکایی همیشگی نیست؛ از این رو باید روابط خود را بر همین مبنا تنظیم کند.
به گفته پلیتنیک، سعودیها در نتیجه این تجربهها در مدیریت روابط با آمریکا و سازگار شدن با تفاوت رویکردها و اولویتهای روسای جمهور این کشور مهارت بیشتری پیدا کردهاند.
حمزاوی معتقد است اختلاف بر سر اصل وجود شراکت نیست، بلکه به حدود نقشی مربوط میشود که واشنگتن مایل است در هر بحران ایفا کند. از این منظر، موضوع فراتر از یک دولت خاص در آمریکا است.
به گفته فریلیخ، همین موضوع یکی از دلایلی است که عربستان سیاست تنوعبخشی برای کاهش ریسک را دنبال میکند، نه جستوجوی یک جایگزین واحد برای آمریکا؛ چرا که عربستان نمیتواند از واشنگتن بینیاز شود، اما در عین حال نمیخواهد در هر بحران به یک تصمیم آمریکا وابسته باشد.