از ارگ تا زندان؛ داستان پتمنه امین، همسر حفیظالله امین

- نویسنده, یما بارز
- شغل, بی بی سی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
پتمنه امین، همسر حفیظ الله امین، رئیسجمهور پیشین افغانستان، را سه سال پیش در خانهاش درشهر هامبورگ آلمان دیدم. به محض ورود به سالون پذیرایی، او را دیدم که چادری سفید بر سر داشت و روی کوچ نشسته بود. با لبخند گرمی از من استقبال کرد: « خوش آمدی!»
آثار سالها درد و رنج در چهرهاش آشکار بود.
ما نخستین خبرنگارانی بودیم که با پتمنه امین گفتوگو میکردیم. او در یک آپارتمان معمولی همراه با فرزندانش زندگی میکرد.
قبلا بارها تصاویری از پتمنه امین را در کنار رئیسجمهور امین در محافل رسمی دیده بودم. اما چهرهاش بسیار متفاوت از آن چیزی بود که تصور میکردم.

او کم سخن میگفت، اما زخمی که حمله نیروهای اتحاد شوروی به قصر تاجبیک به دلش زد، همچنان برایش تازه بود. وقتی در مورد آن شب صحبت میکرد، بیاختیار اشک میریخت.
نیروهای اتحاد شوروی در ششم جدی ۱۳۵۸، در نخستین روز ورود به افغانستان، با حمله به قصر تاج بیک، اقامتگاه حفیظالله امین، او را کشتند.
پایان حکومت آقای امین بسیار خونین بود، اما راه رسیدنش به قدرت نیز با رویدادهای خونین گره خورده بود.
او در کودتای ثور علیه سردار محمد داوود خان، که هوادارانش آن را «انقلاب ثور» مینامند، نقشی پیشتاز داشت.
سردار محمد داوود همراه با خانوادهاش در این کودتا کشته شد.

صحبت درباره شبی که حفیظ الله امین و پسرانش کشته شدند، برای پتمنه امین دشوار بود.
او گفت: «امین از ناحیه شانه زخمی شده بود. من و دخترم غوتی برای پسر جوانم عبدالرحمان و دیگر محافظان مرمی میرساندیم. باران گلوله میبارید. اما سرانجام مرمیهای داخل خانه تمام شد. عبدالرحمان صدا زد که مرمی بیاورید. ما گفتیم دیگر مرمی نمانده. او تفنگش را به زمین کوبید.»
پتمنه امین با نگاه آرام اما اندوهناک، به دامنش اشاره کرد و گفت: «دامنهای ما همه سوراخسوراخ شده بود.»
پس از تمام شدن مرمیها، نیروهای شوروی به طبقه سوم قصر تاجبیک رسیدند؛ جایی که رئیسجمهور امین، پسرش عبدالرحمان و محافظانش مقاومت میکردند. سرانجام همه آنها کشته شدند.

بر سر خوازک (پسر امین) چه آمد؟
یورش نیروهای شوروی سابق به قصر تاج بیک در ششم جدی ۱۳۵۸، شوهر و دو پسر پتمنه امین را از او گرفت و دختر بزرگش «غوتی» نیز به شدت زخمی شد.
به گفته خانم امین، مرگ پسرانش برایش بسیار دردناک بود، بهویژه مرگ پسر یازدهسالهاش خوازک.
خوازک از ناحیه شکم زخمی شده بود. پتمنه امین گفت پسر زخمیاش در آغوشش بود که سید محمد گلابزوی یکی از اعضای برجسته حزب دموکراتیک خلق و وزیر کابینه، آمد و گفت: «خوازک را بده تا نزد داکتر ببرم.»
خانواده آقای امین میگوید که دیگر هرگز او را ندیدند.
آقای گلابزوی در گفتوگو با بیبیسی درمورد این که چه اتفاقی برای خوازک امین افتاد، چنین توضیح داد: «خوازک به شدت زخمی شده بود. مرمی زهرآلود به او اصابت کرده بود، روی میز معاینه ورم کرد و داکتر گفت که درمان نمیشود.»
او افزود که غوتی، دختر امین، نیز در آنجا حضور داشت، اما گفت نمیداند جسد خوازک چه شد. به گفته او، هر اتفاقی که به اجساد امین، پسران و محافظانش افتاد، کار نیروهای شوروی بود.

حزب دموکراتیک خلق پس از به قدرت رسیدن دست به سرکوب مخالفان خود زد و
حفیظالله امین به قتل بدون محاکمه ای مخالفانش و شمار زیادی از افراد بیگناه متهم شد.
خانوادهاش میگوید دورهٔ حاکمیت آقای امین حدود سه ماه بود، "اما مخالفانش همهٔ مسئولیتها و اشتباهات آن نظام را به گردن او انداختهاند."
زندان پلچرخی
پتمنه امین همراه با آن عده از فرزندانش که از این حمله جان سالم به در بردند، به زندان پلچرخی منتقل شدند و نزدیک به ۱۰ سال را در زندان گذراند.
او گفت: «اتاق کوچکی بود و دروازه آهنی پشت سر ما بسته میشد. هر وقت نیازی میداشتیم، باید در را میکوبیدیم. روزانه فقط یک یا دو ساعت اجازه بیرون رفتن داشتیم.»
خانم امین گفت که در زندان آنها را تحقیر میکردند.
پسرش، ببری امین، سخنان مادر خود را تأیید کرد و گفت به یاد دارد که روزی یکی از مقامهای بلندپایه زندان، به دلیل اینکه مادرش با نصب تخته روی کلکین اتاق مخالفت کرده بود، «با خشت به سرش کوبید».
پس از به قدرت رسیدن داکتر نجیبالله در سال ۱۳۶۵، خانواده حفیظالله امین از زندان به یک خانه در کابل منتقل شدند و دو سال در آنجا زیر نظر بودند.
با آغاز درگیریهای داخلی میان گروههای مجاهدین، این خانواده نیز مانند بسیاری دیگر ناگزیر به مهاجرت شد.
خانم امین به تاریخ ششم مارچ سال جاري میلادی در سن ۸۶ سالگی درگذشت.
داستان پتمنه امین، قصه درد و رنج هزاران زن افغان است که در حدود نیمقرن جنگها، کودتا ها و انتقامگیریها دراین کشور عزیران شان را از دست دادهاند.
او مانند هزاران زن دیگر افغان مسقیما قربانی سیاست شد و تا پایان عمر با زخمهای عمیق ناشی از آن زندگی کرد.
پتمنه امین گفت که در سیاست دخیل نبود: «شوهرم مسائل سیاسی را در خانه مطرح نمیکرد.»








