«مردم به هم کمک می‌کنند»؛ صداهای متفاوتی که با وجود خاموشی اینترنت، از ایران شنیده می‌شوند

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در این روزها به‌دلیل خاموشی اینترنت، افراد کمی موفق می‌شوند برای بخش فارسی بی‌بی‌سی پیام‌هایی بفرستند و از حال و هوای خود در سایه جنگ بگویند.

در نوشته‌های این افراد و همینطور کسانی که از ایران در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسند، بسیاری از بیکاری بخاطر نبود اینترنت حرف می‌زنند.

یکی از این افراد با اشاره به اینکه تا آخر فروردین چکی دارد که باید نقد شود، می‌گوید: «کارم عملا از بین رفته و نمی‌دونم چه خاکی بر سرم بریزم. اگر کار در رابطه با نقاشی یا گرافیک داشتید به من سفارش بدهید.»

عده‌ای هم از حال و روزشان پس از اظهار نظر اخیر دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا درباره برگرداندن ایران به «عصر حجر» گفته‌اند: «عصر حجرتر از این شرایطی که در آن هستیم دقیقا چه‌ جوری است؟»

در پیام‌های ارسالی هم ترس دیده می‌شود و هم امید. شخصی در پیامی نوشته است: «مردم کمتر از خانه بیرون می‌روند. نقطه امن خانه است. در خانه مانده‌ایم و مرتب صدای انفجار می‌شنویم. با آدم‌های دور و بر در ارتباط نیستیم. انگار خوابیم. همان مفهوم ابرگرفتگی شعور را تجربه می‌کنیم. بچه‌ها می‌ترسند. دختر نوجوان من حاضر نیست حتی یک لحظه در خانه تنها بماند.»

فردی دیگر در پیامی گفته است: «مردم به هم کمک می‌کنند. در شهرهایی که امن‌تر است، مثل کاشان مردم آپارتمان‌های خالی که داشته‌اند را مبله کرده‌اند و به کسانی می‌دهند که می‌خواهند از تهران خارج شوند.»

مخاطب دیگری، شهر را از دید خود تصویر کرده: «شهر غم‌انگیز است. در هر خیابان اصلی ومحله‌ای که بروی خرابی می‌بینی. شیشه‌های شکسته همه جا ریخته. بعضی پنجره‌ها از چارچوب درآمده‌اند. خانه‌های خالی، ماشین‌های خراب و همه تصاویر غم‌انگیزی می‌سازند. الان فقط در حد بیرون آوردن جنازه‌ها آواربرداری می‌کنند. بعد هم خاک و شیشه‌ها را جمع می‌کنند و همان‌جا می‌ریزند.»

این مخاطب بر این باور است که خانه‌های مرتبط با مسئولین حکومت ایران از قبل خالی شده‌اند و «با هدف قرار دادن آن‌ها، خانه‌های مردم خراب می‌شود. تعداد کشته‌ها خیلی زیاد است. مردم عادی دارند کشته می‌شوند.»

دختری در دهه ۳۰ زندگی‌‌اش می‌گوید: «من هرگز جمهوری اسلامی را به خاطر جان‌های بیگناهی که این سالیان گرفت نمی‌بخشم و نمی‌توانم با آن کنار بیام. به خاطر ظلم‌هایی که کرد، به خاطر زندانی‌ها و اعدام‌ آدم‌های بی‌گناه، اعتراف‌های اجباری و هزار چیز دیگر؛ ولی نمیتوانم چشمم را روی ویرانی ایران ببندم و از جنگ حمایت کنم.»

دختر جوان دیگری هم که به نظر می‌آید از تهران به اینترنت وصل شده و کاربران خارج از این کشور را مخاطب قرار داده، پرسیده است: «چرا من از تهران زیر بمباران باید به شما توضیح دهم که برای چه جنگ نمی‌خواهم؟ واقعا متوجه نمی‌شوم.»

در میان پیام‌های مردم، صداهای موافق و مخالف جنگ از ایران به گوش می‌رسند. این روایت‌ها طبیعتا بازتاب‌دهنده طیف وسیع جامعه گسترده ایران نیست و تنها تجربه بخشی از افراد را منعکس می‌کند. با این حال، تا حدی تصویری از شرایط زندگی زیر سایه جنگ را منتقل ‌می‌کند.

شخصی که به‌نظر می‌رسد از ایران به اینترنت متصل شده، نوشته است: «بچه‌های خارج نشین ما را با کسانی که شما را آواره کردند تنها نگذارید.»