شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پادکسترها علیه ترامپ؛ چگونه جنگ ایران در جنبش ماگا شکاف ایجاد کرد؟
- نویسنده, میرسلاوا پتسا
- شغل, بخش اوکراینی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
دونالد ترامپ با شعار «اول آمریکا» به قدرت رسید و وعده داد سیاست انزواگرایی را دنبال کند و ایالات متحده را وارد جنگ و درگیری نکند. اما اکنون آمریکا عملا بزرگترین جنگ در خاورمیانه در دو دهه اخیر را آغاز کرده است.
برای دونالد ترامپ، پایان دادن به جنگ روسیه علیه اوکراین به شکلی که او میخواست، نه در ۲۴ ساعت نخست ریاستجمهوریاش و نه در سال نخست، ممکن نشد.
در مارس ۲۰۲۵، تنها چند ماه پس از بازگشت او به کاخ سفید، واشنگتن عملیاتی را علیه حوثیها در یمن و دریای سرخ آغاز کرد. و در ماه ژوئن، آمریکا در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران در کنار اسرائیل شرکت کرد. آقای ترامپ در آن زمان مدعی شد که آمریکا توانسته است «به طور کامل» تواناییهای هستهای ایران را نابود کند.
در ژانویه ۲۰۲۶، در نتیجه یک عملیات غافلگیرکننده برای خارج کردن و بازداشت نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، ایالات متحده رهبری این کشور را تغییر داد.
و در روز ۲۸ فوریه، آمریکا همراه با اسرائیل جنگ علیه ایران را آغاز کرد.
این چهارمین درگیری است که ایالات متحده در ۱۴ ماه نخست دوره دوم ریاستجمهوری آقای ترامپ مستقیما در آن مشارکت داشته است.
و همین جنگ آمریکا علیه ایران ممکن است به نقطه ضعف آقای ترامپ تبدیل شود؛ تحولی که نهتنها ممکن است آغازی بر پایان کار سیاسی او باشد، بلکه میراث او را نیز تعیین میکند. در واقع نتیجه این جنگ تا حد زیادی تعیین خواهد کرد که در کتابهای تاریخ درباره چهل و پنجمین و چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا چه نوشته خواهد شد.
شکاف در میان ماگا
با وجود اظهارات خوشبینانه رئیسجمهور آمریکا، مشکلات آقای ترامپ با رایدهندگانش دیگر قابل پنهان کردن نیست.
نخستین ترکها در تصویر مثبت و یکپارچه از شخصیت دونالد ترامپ، دقیقا در میان هسته اصلی رایدهندگان او، در جنبش ماگا (عظمت را به آمریکا بازگردانیم) ظاهر شد.
این همان جریانی است که به او اجازه داد پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۰ دوباره به صحنه سیاست بازگردد و در نهایت در سال ۲۰۲۴ پیروز شود.
جنبش ماگا به دو اردوگاه تقسیم شده است: در یکی خود دونالد ترامپ و نخبگان سنتی حزب جمهوریخواه قرار دارند و در اردوگاه دیگر، پادکسترها و بلاگرهای محافظهکار محبوب که تا همین اواخر از قویترین حامیان رئیسجمهور آمریکا بودند.
و هرچند بخش قابل توجهی از رایدهندگان جمهوریخواه از حملات آمریکا به ایران حمایت میکنند، اما یک نفر از هر پنج رایدهنده آقای ترامپ، با این جنگ مخالف است.
در مجموع، در سراسر کشور تنها حدود ۳۷ درصد از آمریکاییها عملیات علیه ایران را تایید میکنند.
قابل توجه است که شاید بلندترین انتقادها از سیاست دونالد ترامپ در قبال جنگ ایران، دقیقا از درون اردوگاه جمهوریخواهان شنیده میشود.
و در اینجا یک طبقه نوظهور از پادکسترهای تاثیرگذار با مجموع مخاطبانی حدود ۴۰ میلیون نفر به صحنه میآیند که هسته اصلی آن حدود ۲۰ میلیون نفر را تشکیل میدهد.
در شرایط کاهش محبوبیت دونالد ترامپ، این گروه بسیار بزرگی است که از دست دادن آن حتی برای سیاستمداری کاریزماتیک مانند رئیسجمهور آمریکا هزینه سنگینی خواهد داشت.
هر یک از این پادکسترها به لطف ارتباط مستقیم با مخاطبان گسترده، در میان جمهوریخواهان وزنی کمتر از سیاستمداران سنتی ندارند.
پادکسترها بیش از همه نگران این هستند که جنگ علیه ایران چگونه با وعده انتخاباتی دونالد ترامپ برای پایان دادن به همه جنگها سازگار است و چرا کاخ سفید با وجود تجربه عراق، بار دیگر خطر یک درگیری بزرگ در خاورمیانه را پذیرفته است.
این که آیا این صداهای جوان و ناراضی در درون ماگا میتوانند رهبری دونالد ترامپ را در برابر طیف گستردهتری از جمهوریخواهان زیر سوال ببرند، پرسشی پیچیده است. چرا که رئیسجمهور آمریکا عملا تجسم زنده ماگا است و بدون او این جنبش شاید اصلا وجود نمیداشت.
با این حال، این تقابل درونحزبی قطعا شانس جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره افزایش نمیدهد؛ انتخاباتی که میتواند اکثریت آنها در هر دو مجلس را از بین ببرد و به طور بالقوه راه را برای سومین استیضاح آقای ترامپ باز کند.
رئیسجمهور در برابر پادکسترها و اینفلوئنسرها
در گروه منتقدان دونالد ترامپ درباره جنگ ایران، نقش اصلی را تاکر کارلسون ایفا میکند؛ پادکستری که در گذشته مجری شبکه فاکس نیوز بود و اکنون به یک چهره سنگینوزن سیاسی تبدیل شده است. آقای کارلسون در حزب جمهوریخواه فردی بسیار تاثیرگذار است. او ارتشی چندمیلیونی از هواداران دارد؛ تنها در یوتیوب تعداد مشترکان او نزدیک به پنج و نیم میلیون نفر است. و همراه با بیش از ۱۷ میلیون دنبالکننده در شبکه ایکس، مجموع مخاطبان آقای کارلسون به بیش از ۲۰ میلیون نفر میرسد.
آقای کارلسون پیش از آغاز جنگ علیه ایران، سه بار به دیدار دونالد ترامپ در کاخ سفید رفت تا او را از مشارکت آمریکا در جنگ در کنار اسرائیل بازدارد.
آقای کارلسون کارزار علیه ایران را نتیجه فشار بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل بر آقای ترامپ و خیانت به وعدههای ماگا میداند.
به باور او جنگ در ایران با منافع ملی آمریکا همخوانی ندارد و صرفا محصول لابیگری اسرائیل است.
قطع یا دستکم تضعیف قابل توجه رابطه واشنگتن و بیتالمقدس و پرهیز از ورود به جنگهای خاورمیانه، موضوعاتی هستند که تاکر کارلسون دستکم از زمان آغاز عملیات اسرائیل در غزه در سال ۲۰۲۳ به طور فعال از آنها دفاع میکند.
او در آخرین مصاحبه خود با نشریه اکونومیست، ماهیت جنگ در ایران را با جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ مقایسه کرد؛ جنگی که آمریکا آن را با شعار خلع سلاح عراق از سلاحهای کشتار جمعی و همچنین «آزادسازی مردم عراق از رژیم صدام حسین که از تروریسم حمایت میکرد» آغاز کرد. اما بازرسان سازمان ملل هرگز وجود سلاحهای کشتار جمعی را در عراق تایید نکردند.
تاکر کارلسون ادعای امکان دستیابی سریع ایران به سلاح هستهای را بیاساس میداند. او یادآوری میکند که ۲۳ سال پیش، استدلالهای مشابهی که سازمان ملل آنها را تایید نکرد، درباره وجود سلاحهای کشتار جمعی متعلق به رژیم صدام حسین، راه را برای حمله آمریکا به عراق باز کرد.
در عین حال، آقای کارلسون اتهامات یهودستیزی را رد میکند و میگوید که پیش از هر چیز نگران سرنوشت آمریکا است.
مگان کلی، پادکستر و مجری سابق تلویزیون، نیز در ارتباط با جنگ ایران با آقای کارلسون هم نظر است. او بیش از چهار میلیون مشترک در یوتیوب و بیش از سه و نیم میلیون دنبالکننده در شبکه ایکس دارد.
مگان کلی این درگیری را جنگ اسرائیل مینامد و میگوید که هیچ کس نباید برای کشور دیگری جان بدهد.
پادکستر دیگری که به خاطر دیدگاههای رادیکال و نزدیکی به مبلغ نظریههای توطئه شناخته میشود، کندیس اوونز است که با نزدیک به شش میلیون مخاطب در یوتیوب حتی از تاکر کارلسون نیز پیشی گرفته است. او نیز تصمیم آقای ترامپ برای جنگ با ایران را مورد انتقاد قرار میدهد و آن را خیانت به اصول ضدجنگی میداند که دونالد ترامپ بر پایه آنها در انتخابات گذشته به قدرت رسید.
چارلی کرک که در سپتامبر ۲۰۲۵ کشته شد نیز از حامیان دخالت آمریکا در جنگهای خاورمیانه نبود. او پس از مشاهده جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، چند ماه پیش از مرگش گفت که ایالات متحده توان تحمل جنگ در ایران را ندارد.
شخصیت آقای کرک در حزب جمهوریخواه حالتی شبیه به یک چهره مقدس را پیدا کرده است. بسیاری از سیاستمداران جمهوریخواه در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره امیدوارند که از اعتبار او پس از مرگش استفاده کنند.
نام او در شمار فزایندهای از تبلیغات سیاسی دیده میشود.
اما در حال حاضر، شاید بیشترین تلاش برای جذب حامیان جنبش چارلی کرک یعنی «ترنینگ پوینت آمریکا» از سوی جی دی ونس معاون رئیسجمهور انجام میشود؛ کسی که تابوت آقای کرک را در آخرین سفرش با هواپیمای خود منتقل کرد.
زمانی که رئیسجمهور آمریکا در روز ۲۸ فوریه آغاز جنگ را اعلام کرد، آقای ونس در مارالاگو در کنار آقای ترامپ نبود. در عوض در فلوریدا، پیت هگست وزیر دفاع و مارکو روبیو وزیر خارجه و رقیب احتمالی آینده آقای ونس در انتخابات ریاستجمهوری، در کنار رئیسجمهور آمریکا حضور داشتند.
آقای ونس با احتیاط میان حامیان و مخالفان جنگ حرکت میکند و تلاش دارد هم با ماگا دچار اختلاف نشود و هم از خط اصلی کاخ سفید فاصله نگیرد.
جی دی ونس میگوید دلیل اصلی جنگ همچنان نابودی توان هستهای ایران است و چیز دیگری نیست.
او میگوید: «ما با ایران نمیجنگیم، ما با برنامه هستهای ایران میجنگیم.»
او همچنین میافزاید که راهحل دیپلماتیک را ترجیح میدهد، اما مسئولیت موفقیت مذاکرات را بر عهده ایرانیها میگذارد.
چگونه لحن آقای ترامپ درباره جنگ ایران تغییر کرد؟
نشانههای کاخ سفید درباره دلایل حمله به ایران از ابتدا متناقض بوده و همچنان تغییر میکند؛ موضوعی که نه حامیان و نه منتقدان جنگ نمیتوانند نادیده بگیرند.
در حالی که در ابتدا رئیسجمهور آمریکا تاکید داشت برنامه هستهای تهران در حملات هوایی تابستان ۲۰۲۵ «به طور کامل» نابود شده است، در اوایل سال ۲۰۲۶ آقای ترامپ گفت که ایران تنها چند هفته با ساخت بمب هستهای فاصله دارد و به زودی میتواند تهدیدی مستقیم برای واشنگتن باشد.
سپس استدلال آمریکا بر موشکهای بالستیک ایران متمرکز شد که به طور بالقوه تهدیدی برای آمریکا محسوب میشوند.
در همین حال، آقای ترامپ اظهار داشت که تهران «در هر صورت قصد حمله به اسرائیل را داشت» و بنابراین آمریکا باید از متحد خود دفاع میکرد و به درگیری میپیوست.
از دیگر دلایل مطرحشده از سوی رئیسجمهور و مقامهای ارشد آمریکا میتوان به حملات پیشگیرانه برای حفاظت از نیروهای آمریکایی در منطقه خلیج فارس، مقابله با ایران به عنوان کشور حامی تروریسم، نابودی ناوگان و موشکهای ایران، تغییر رژیم در تهران و البته حفاظت از جریان نفت از طریق تنگه هرمز اشاره کرد.
در میان این مجموعه متناقض، بیشترین انتقاد از سوی اعضای ماگا متوجه استدلال دفاع از اسرائیل است.
آنها معتقدند که ورود به جنگ با ایران برای دفاع از یک کشور خارجی دلیل کافی نیست.
تاکر کارلسون میگوید تنها هفت دیدار بنیامین نتانیاهو کافی بود تا کاخ سفید را متقاعد کند در کنار اسرائیل وارد جنگ با ایران شود.
نقش خروج آقای ترامپ از توافق هستهای ایران
پازل تغییر دیدگاههای دونالد ترامپ درباره ایران بدون اشاره به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ کامل نمیشود.
در آن تابستان در وین، پس از مذاکراتی بسیار پیچیده، «برنامه جامع اقدام مشترک» درباره برنامه هستهای ایران شکل گرفت. امضاکنندگان آن ایران و گروه پنج به علاوه یک بودند که شامل پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به علاوه آلمان و همچنین اتحادیه اروپا میشد.
بر اساس این توافق، ایران پذیرفت بخش عمده اورانیوم غنیشده خود را به خارج از کشور منتقل کند، به آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای مدت ۲۰ سال دسترسی به تمام تاسیسات هستهای خود را بدهد تا ماهیت صلحآمیز آنها بررسی شود، و تاسیسات غنیسازی فردو را به یک مرکز تحقیقاتی تبدیل کند.
در مقابل، ایران ملزم به برچیدن هیچ یک از تاسیسات هستهای خود نبود و در عوض لغو کامل یا جزئی تحریمها از سوی سازمان ملل، اتحادیه اروپا و آمریکا را دریافت میکرد.
اما در سال ۲۰۱۸، در دوره نخست ریاستجمهوری، دونالد ترامپ بهطور یکجانبه از توافق خارج شد و دوباره تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای را علیه تهران اعمال کرد.
در نتیجه، ایران شروع به انباشت اورانیوم غنیشده کرد و دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تاسیسات هستهای را متوقف کرد.
پس از آغاز جنگ علیه ایران، در جریان دیدار فریدریش مرتس از کاخ سفید در مارس ۲۰۲۶، دونالد ترامپ گفت که توافق هستهای امضاشده توسط باراک اوباما در وین «به ایران حق دستیابی به سلاح هستهای پیشرفته را میداد».
در هفته چهارم جنگ علیه ایران، دونالد ترامپ از انجام «گفتوگوهای بسیار خوب و سازنده [با ایران] درباره پایان کامل درگیریها در خاورمیانه» خبر داد. هرچند که ایران این موضوع را رد کرد.
در هر صورت، این پرسش همچنان باقی است که آیا توافق احتمالی دونالد ترامپ با ایران میتواند بهتر از توافقی باشد که باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ به دست آورد؟ و آیا این مساله ارزش داشت که او برای دستیابی به آن بزرگترین و وفادارترین سرمایه خود، یعنی جنبش ماگا را تضعیف کند.