آیا آمریکا به اهداف خود در جنگ با ایران رسید؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, تام بیتمن
- شغل, خبرنگار بیبیسی در وزارت خارجه آمریکا
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
در هفتههایی که از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران گذشته، نبرد بر سر تصویری که از روند این جنگ ارائه میشود، در کانون قدرت نظامی آمریکا جریان داشته است.
از همان هفته نخست جنگ، در نشستهای خبری پنتاگون که پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، سرگرد پیشین گارد ملی ارتش و چهره رسانهای سابق در فاکسنیوز، برگزار کرده، حضور داشتهام.
از نخستین باری که در برابر خبرنگاران حاضر شد و اهداف جنگی آمریکا را شرح داد، تا تازهترین نشست خبری پس از اعلام آتشبس دوهفتهای، مردی که فرماندهی قدرتمندترین ارتش جهان را در دست دارد، همان سبک تلویزیونی و یکطرفه خود را به تریبون پنتاگون آورده است.
این نشستها صحنه خودستایی و قدرتنمایی و سرشار از توصیفاتی درباره برتری نظامی آمریکا بودهاند. هگست روز چهارشنبه گفت آمریکا به «یک پیروزی نظامی تمامعیار» دست یافته است. او در نشستی دیگر نیز گفت آمریکا «تمام روز از آسمان مرگ و ویرانی فرو ریخت».
اما پی بردن به واقعیت روند جنگ و هزینهای که این جنگ برای آمریکا داشته، به واکاوی دقیقتری نیاز دارد. اکنون در شرایطی که آتشبسی شکننده برقرار شده و پایداری آن نیز در خطر است، میتوان پرسید آمریکا واقعا چه دستاوردی داشته و این نتایج به چه قیمتی حاصل شده است؟
پیشرفت اندک در مسئله هستهای
هدف اصلی آقای ترامپ در این جنگ، سلب توانایی ایران برای ساخت سلاح هستهای بود؛ اقدامی که ایران گفته هرگز قصد انجام آن را نداشته است.
اما این هدف، سالهاست که در کانون دیپلماسی تحت رهبری آمریکا قرار داشته است. آقای ترامپ معتقد بود توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با ایران (برجام) که در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما حاصل شد، بیش از حد ضعیف بود.
آقای ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود این توافق را نقض کرد و با بازگرداندن تحریمهای ایران، عملا آمریکا را از برجام خارج کرد. این تصمیم در عمل به معنای ترجیح زور بر دیپلماسی بود. او بعدتر نیز قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، را کشت. این رویکرد در قبال تهران الگویی را پدید آورد که در آن او پیوسته میان تلاش دیپلماتیک و اقدام نظامی در نوسان بوده است. همین الگو در نهایت به جنگ کنونی انجامید.
اما با وجود تداوم آتشبس شکننده، شواهد چندانی در دست نیست که نشان دهد آقای ترامپ در موضوع هستهای به دستاورد مهمی رسیده است.

او ژوئن گذشته گفت که توان هستهای ایران در جریان حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هستهای اصفهان، فردو و نطنز «به کلی نابود شده» است. اما با گذشت پنج هفته دیگر از جنگ، ایران همچنان ذخایر اورانیوم غنیشده نزدیک به درجه تسلیحاتی خود را حفظ کرده است؛ ذخایری که گمان میرود در سیلندرهای گاز و زیر آوار است.
در هفته سوم جنگ، رافائل گروسی، مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به من گفت که در نهایت برای بلندپروازیهای هستهای ایران هیچ راهحل نظامی وجود ندارد.
آقای ترامپ گفته است که ایالات متحده اکنون «با ایران» همکاری خواهد کرد تا «تمامی بقایای مواد هستهای را که در اعماق زمین دفن شدهاند، بیرون بکشد و خارج کند». اما تهران در این زمینه همچنان بر موضع خود پافشاری میکند و این موضوع در مذاکرات پیش روی ایران و آمریکا در اسلامآباد، نقشی تعیینکننده خواهد داشت.
میتوان استدلال کرد که اکنون تهران، با رهبرانی که بیش از پیش بدگمان شدهاند، ممکن است برای بازدارندگی در برابر حملهای دیگر از سوی آمریکا، در مسیر دستیابی به توانمندی هستهای مصممتر شود.
تضعیف زرادخانه ایران
وقتی آقای ترامپ در ویدیویی در شبکههای اجتماعی از اقامتگاه مارالاگو اعلام جنگ کرد، یکی از اهدافی که مطرح کرد تغییر رژیم بود. او از ایرانیان خواست پس از توقف بمباران آمریکا و اسرائیل، زمام حکومت خود را به دست بگیرند.
او تنها چند روز بعد، خواهان «تسلیم بیقید و شرط» حکومت شد؛ خواستهای که محقق نشده است. هرچند اسرائیل شماری از مقامهای ارشد، از جمله رهبر جمهوری اسلامی را کشت، اما پسرش مجتبی به عنوان جانشین او معرفی شد.
آقای ترامپ گفته است که رهبران جدید، در مقایسه با رهبران پیشین، کمتر «افراطی» و بسیار «باهوشتر» هستند. او امیدوار بود همان نتیجهای را که از حمله به ونزوئلا گرفت، این بار هم تکرار کند. در آن حمله، نیروهایش نیکلاس مادورو، رئیسجمهور این کشور، را ربودند و در سلولی در نیویورک زندانی کردند؛ رخدادی که باعث شد رهبران باقیمانده در کاراکاس در برابر خواست واشنگتن نرمش نشان دهند. اما تا اینجا هیچ نشانهای در دست نیست که در تهران نیز چنین وضعی پدید آمده باشد.

منبع تصویر، Tasnim
درباره زرادخانه ایران، مقامهای ارشد دولت آقای ترامپ میگویند آمریکا توان متعارف این کشور را نابود کرده و موشکها، پرتابگرها، پهپادها، کارخانههای تسلیحاتی و نیروی دریایی آن را «محو» کرده است. اما درباره ذخایر موشکی و پهپادی، ارزیابیهای اطلاعاتی درز کرده این ادعا را زیر سوال بردهاند و نشان میدهند ایران در عمل هنوز حدود نیمی از زرادخانه پیش از جنگ خود را در اختیار دارد. بیبیسی نتوانسته درستی هیچ یک از این دو ادعا را تائید کند.
در هر حال، اهداف اعلامشده دولت آقای ترامپ از آغاز این جنگ تغییر کرده است و هدف آمریکا و اسرائیل برای تغییر رژیم نیز محقق نشده است.
هزینه جنگ
۱۳ نفر از نیروهای نظامی آمریکا کشته شدهاند و صدها نفر دیگر نیز زخمی شدهاند. همچنین گفته میشود ذخایر مهمات با سرعت زیادی مصرف شده است، از جمله شمار زیادی موشک تاماهاوک، و هزینه این جنگ بیش از یک میلیارد دلار در روز برآورد میشود.
مقامهای آمریکایی اما میگویند مهارت نظامی بیرقیب و برتری فناورانه باعث شده است کارزار هوایی زودتر از موعد به پایان برسد و ایران را وادار به تسلیم کند.
در داخل آمریکا نیز این جنگ برای آقای ترامپ هزینه سیاسی داشته است. نظرسنجیها پیوسته نشان دادهاند که تنها اقلیتی از آمریکاییها از این جنگ حمایت میکنند. موضعگیریها در کنگره درباره آقای ترامپ نیز عمدتا رنگ و بوی حزبی داشته و جمهوریخواهان از او حمایت کردهاند. اما برخی نیز آشکارا با تهدید او در شبکههای اجتماعی مبنی بر نابودی یک تمدن کامل، مخالفت میکردند.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در طول جنگ، چهرههای بانفوذ در جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»، از جمله تاکر کارلسن، مجری پادکست و روزنامهنگار، آشکارا از او فاصله گرفتند.
روز یکشنبه گذشته، همزمان با تشدید تهدیدهای آقای ترامپ به نابودی زیرساختهای ایران، مارجری تیلور گرین، که زمانی از پرشورترین حامیان او بود و بعدا از او فاصله گرفت، گفت: «این، عظمت را به آمریکا بازنمیگرداند، این شرارت است.» این شکافها در درون جنبش آقای ترامپ همچنان پابرجا ماندهاند.
دموکراتها نیز به همان اندازه از تهدیدهای هرچه بیپرواتر آقای ترامپ و نیز اهانتهای او به متحدان آمریکا خشمگین بودند. آنها از دولت خواستند به این پرسشها پاسخ دهد که آیا یک موشک آمریکایی عامل حمله به مدرسهای در شهر میناب در نخستین روز جنگ بوده است یا نه. به گفته مقامهای ایران در آن حمله دستکم ۱۶۸ نفر، از جمله ۱۱۰ کودک، کشته شدند.
اگر این موضوع تائید شود، با یکی از بدترین موارد تلفات غیرنظامیان بر اثر حمله آمریکا در خاورمیانه در یک نسل اخیر روبهرو خواهیم بود. من این موضوع را هم از پیت هگست و هم از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، پرسیدم. پنتاگون گفته است که در حال بررسی این موضوع است، اما با گذشت نزدیک به شش هفته هنوز هیچ یافتهای منتشر نکرده است.
هفته گذشته شماری از اعضای کنگره خواستار آن شدند که کابینه آقای ترامپ با استناد به متمم ۲۵ قانون اساسی، او را برکنار کند. دولت میگوید تهدیدهای آقای ترامپ ایران را وادار به عقبنشینی کرده است و کارولین لیویت، سخنگوی او، گفت: «هرگز توانایی رئیسجمهور ترامپ را برای پیشبرد موفق منافع آمریکا و برقراری صلح دست کم نگیرید.»
شاید در ماه نوامبر و در جریان انتخابات میاندورهای آمریکا، شاهد داوری صریحتر مردم آمریکا درباره این موضوع باشیم. پیامدهای اقتصادی جهانی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز از همین حالا قیمت بنزین و گازوئیل را برای آمریکاییها افزایش داده است. این افزایش قرار است به «شوک قیمتی» در فروشگاههای مواد غذایی نیز منجر شود؛ آن هم در شرایطی که پیشبینی شده خشم ناشی از بالا رفتن هزینهها، انتخابات میاندورهای امسال را برای حزب آقای ترامپ دشوار کند.
این وضعیت ممکن است در نتیجه جنگ حتی وخیمتر شود و احتمالا کنترل مجلس نمایندگان و شاید حتی سنا را از دست جمهوریخواهان خارج کند. برای حزب جمهوریخواه، این بهایی بسیار سنگین خواهد بود.
آقای ترامپ ناچار شد به بحران اقتصادی که در حال شکلگیری بود واکنش نشان دهد، آن هم در حالی که ایران برای پاسخ به یک جنگ هوایی متعارف، به تاکتیکهای نامتقارن متوسل شد. هدف جنگی او در نهایت به بازگشایی تنگهای تقلیل یافت که هنگام آغاز جنگ باز بود.
آزمودن متحدان آمریکا
با در دست گرفتن کنترل تنگه هرمز از سوی ایران، آقای ترامپ بارها درباره نحوه واکنش خود تغییر موضع داد. او از درخواست کمک از متحدان برای بازگشایی تنگه، به این موضع رسید که آمریکا به کمک آنها نیازی ندارد، سپس دوباره خواهان کمک آنها شد و بعد هم متحدان دیرینه را به خاطر انجام ندادن این کار «بزدل» خواند.
انسجام از پیش آسیبدیده ناتو که در نتیجه طرحهای آقای ترامپ درباره گرینلند بیشتر هم تضعیف شده بود، با جنگ ایران ضربه بیشتری خورده است. آقای ترامپ نیز حملات خود را به این ائتلاف، که از ورود رسمی به جنگ پرهیز کرد، از سر گرفته است. مارک روته، دبیرکل ناتو، پس از گفتوگوها در کاخ سفید گفت این گفتوگو «بسیار صریح» بوده است.
رئیسجمهور آمریکا شاید بر این باور باشد که برتری قاطع نظامی آمریکا در بلند مدت جایگاه این کشور را به عنوان یک ابرقدرت حفظ میکند. اما کشورهای اروپایی از هماکنون در پی یافتن راههایی برای «کاهش ریسک» و کاهش وابستگی به پشتیبانی هستند که حالا آن را غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اتکا میدانند.
این وضعیت میتواند برای چین به یک فرصت اقتصادی و راهبردی بالقوه بدل شود؛ موضوعی که در میان منتقدان آقای ترامپ در واشنگتن باعث نگرانی شده است.
هزینههای واقعی این جنگ هنوز روشن نشده است و اگر این آتشبس یا مذاکرات حساس شکست بخورد، این هزینهها میتواند به مراتب سنگینتر شود.


































