تیم مسن برزیل به یک جراحی بزرگ نیاز دارد؛ اما آیا آنچلوتی این کاره است؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, تیم ویکری
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
چهار سال پیش برزیل بدشانس بود که در مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی مقابل کرواسی حذف شد. چهار سال پیش از آن نیز آنها تا حدی بدشانس بودند که در همان مرحله مغلوب بلژیک شدند. این بار آنها حتی نتوانستند تا آن مرحله پیش بروند و شکستشان برابر نروژ هیچ نشانهای از بدشانسی نداشت.
اگر بخواهیم صریح صحبت کنیم، این موضوع فاجعهای تمامعیار است.
کارلو آنچلوتی مارس پارسال، پس از شکست سنگین ۴ بر ۱ مقابل آرژانتین، نقش مسکن را ایفا کرد.
او در ۱۶ بازی به عنوان سرمربی برزیل، ۱۰ برد، سه تساوی و سه باخت بهدست آورده است. او تیمی را متحول کرد که در مقدماتی جام جهانی به مشکل خورده بود و پیش از آمدن او، از پنج بازی، چهار باخت داشت.
اما این تلاشها کافی نبوده است.
برزیل حالا به یک جراحی بزرگ نیاز دارد که باید از همان بخشی از زمین شروع شود که زمانی در آن بسیار قوی، خلاق و فریبنده بود: خط هافبک.
پشت کردن به بازی خلاقانه در مرکز زمین، برزیل را از چشم برخی انداخته و کنترل بازیها را هم از آنها گرفته است. این واقعیت که نروژ در یک بعدازظهر گرم تابستانی در این جام جهانی، کاملا در پاسکاری از برزیل برتر بود، «شگفتآور» است اما این موضوع با ترکیب تیم ارتباط دارد.
آنچلوتی، گروگان کاسمیرو بود. اولین کاری که این مربی انجام داد دعوت مجدد از این بازیکن پس از ۱۸ ماه دوری از تیم ملی بود.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
این کار نکات مثبتی داشت. کاسمیرو به تیم ساختار داد و برونو گیمارائش را آزاد کرد؛ بازیکنی که تا پیش از خراب کردن پنالتی زودهنگام برابر نروژ (که میتوانست تا حد زیادی سرنوشت بازی را تغییر دهد) تورنمنت خوبی را پشت سر میگذاشت.
اما آسیبپذیری کاسمیرو در فضاهای باز همیشه یک مشکل بود؛ موضوعی که در دقیقه دوم، زمانی که داور گل نروژ را مردود اعلام کرد، کاملا آشکار شد. از این رو، شیوه دفاعی برزیل به این صورت بود که عقب بنشیند و پاسکاری نروژیها و افزایش اعتمادبهنفس آنها را تماشا کند.
نکته دیگر غیبت لوکاس پاکتا است که در مرحله قبل مقابل ژاپن مصدوم شد. آنچلوتی اعتراف کرد که بازیکن دیگری با همان ویژگیها ندارد. گابریل مارتینلی از آرسنال وارد زمین شد و این تغییر باعث شد حملات تیم تقریبا بهطور کامل به ضد حملات مستقیم و سریع وابسته شود.
سرمربی برزیل در دعوت اولیه از بازیکنان تیم ملی نیز مرتکب اشتباه شد. داشتن تنها پنج هافبک یک غفلت جدی بود و وقتی وسلی، مدافع راست تیم، در آخرین بازی تدارکاتی مصدوم شد، آنچلوتی از این فرصت استفاده کرد تا ادرسون، خرید احتمالی منچستریونایتد را به تیم بیاورد.
اما اگر مربی مقصر است، فوتبال برزیل نیز چندان بیتقصیر است؛ برزیل بیش از حد نیاز خود مهاجم کناری تولید میکند اما هافبکهای باکیفیت کافی ندارد.

منبع تصویر، Getty Images
بعد نوبت به نیمار میرسد. در این مورد تمام مسئولیت با مربی است. درست است، شرایط آسان نبود. مردمی شیفته ستارهها فریاد میزدند تا او در ترکیب قرار گیرد و چشمان خود را روی شواهد هفتگی مبنی بر اینکه او فرسنگها با بازیکن سابق فاصله دارد، بسته بودند.
آنچلوتی گفته بود نیمار تنها در صورتی دعوت میشود که شایسته این جایگاه باشد و هیچ بازیکن مصدومی را با خود نخواهد برد ولی او تمام خطوط قرمز را برای نیمار زیر پا گذاشت.
نیمار در حضور کوتاه مقابل اسکاتلند، شبیه به یک بازیکن بازنشسته بود که در یک مسابقه خیریه قدم میزند. صریح بگوییم، شگفتآور بود که آنچلوتی این بار در یک بازی سرنوشتساز به او بازی داد. این تصمیم به معنای تغییر در آرایش تیم بود.
نیمار بدون داشتن تحرک لازم برای بازگشت به عقب و کمک به دفاع، باید در پست مهاجم نوک به کار گرفته میشد که این امر وینیسیوس جونیور و اندریک را به کنارهها و عقبتر فرستاد؛ یعنی دورتر از دروازه، دقیقا جایی که نباید حضور داشتند. این کار فضای تیم را باز کرد و در نهایت، نروژ توانست توپهای مناسبی را به ارلینگ هالند برساند. این تمام چیزی بود که او نیاز داشت.
نیمار روز خود را با گلی از روی نقطه پنالتی به پایان رساند اما او احتمالا باید پیش از آن به خاطر یک لگد بدون فکر اخراج میشد؛ آخرین حرکت پرخاشگرانه پیش از آنکه صحنه را ترک کند.
او در دوران اوج استعدادی شگفتانگیز و نابغهای کمنظیر بود ولی این پایان راه است، درست مثل بسیاری از بازیکنان دیگر این تیم سالخورده.
او پس از مسابقه اشاره کرد که این واقعا پایان راه برای اوست و به یک شبکه برزیلی گفت: «من تلاش کردم، تلاش کردم... اکنون دیگر تمام شد! من فوتبال را از همینجا شروع کردم و در همینجا به پایان رساندم»
این اشارهای بود به اولین بازی ملی او در همین ورزشگاه در نیوجرسی برای یک بازی دوستانه مقابل ایالات متحده در سال ۲۰۱۰.
آنچلوتی پس از شکست مقابل نروژ گفت: «فکر نمیکنم این پایان کار باشد. به نظرم این شروع یک چرخه جدید است. آنچه میتوانم بگویم، آنچه میتوانیم انجام دهیم و آنچه انجام خواهیم داد، این است که به تلاش سخت برای تیم ملی ادامه دهیم، برای پیشرفت تلاش کنیم و ایدههای جدیدی پیدا کنیم.»
«به نظرم کار خوبی انجام دادهایم اما این فوتبال است و ورزش همین است. فقط باید با آن کنار آمد، با غم و طعم شکست روبرو شد. من به این شرایط بسیار عادت دارم و از پس آن برخواهیم آمد. ما از این موضوع به عنوان سوختی برای حرکت به جلو استفاده خواهیم کرد.»
بنابراین، آمادهسازی برای جام جهانی ۲۰۳۰ از همین حالا آغاز میشود.
مسابقات مقدماتی جام جهانی بعدی در آمریکای جنوبی برای برزیل بیشتر به شوخی شبیه است. آرژانتین، پاراگوئه و اروگوئه پیش از این به عنوان میزبان در آنجا هستند و هر کدام به نشانه جشن صدمین سالگرد جام جهانی، میزبانی یک بازی را بر عهده خواهند داشت.
آنچلوتی قرارداد بلندمدت و سنگینی دارد. آیا او مرد مناسبی برای اجرای یک بازسازی اساسی است؟ یا این که بیشتر به عنوان یک ترمیمکننده موقت مناسب است؟ مردی که با یک تغییر کوچک در اینجا و بالا انداختن ابرویی در آنجا، افتخارات زیادی را در سراسر اروپا جمعآوری کرده است.
اما نه با برزیل. نه این بار. آیا بار دیگری در کار خواهد بود؟

































