پرویز قلیچ‌خانی؛ «بازیکن کاملی»که پای ماندن نداشت

پرویز قلیچ‌خانی در گفت‌و‌گو با برنامه به عبارت دیگر بی‌بی‌سی فارسی
توضیح تصویر، پرویز قلیچ‌خانی در گفت‌و‌گو با برنامه به عبارت دیگر بی‌بی‌سی فارسی
    • نویسنده, پیام یونسی‌پور
    • شغل, خبرنگار ورزشی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

«کامل‌ترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران»؛ این عنوانی است که در بیش از ۵ دهه اخیر، بارها در مورد پرویز قلیچ‌خانی از سوی بسیاری از هم‌تیمی‌ها، فوتبالیست‌های باسابقه و کارشناسان فوتبال گفته شده است.

پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران و فعال سیاسی چپگرا در ۸۱ سالگی درگذشت. او به آلزایمر مبتلا بود. نجمه موسوی-پيمبری، «يار و همراه» پرویز قلیچ‌خانی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «قهرمان ملی و چهره هميشه زنده ايران در تاريخ بيست و سوم ماه مه ٢٠٢٦ مصادف با دوم خرداد ١٤٠٥ در بيمارستانی در حومه پاريس درگذشت.»

پرویز قلیچ‌خانی همچنین پرافتخارترین بازیکن ایرانی در فوتبال آسیاست. او در سه دوره پیاپی که ایران قهرمان جام ملت‌های آسیا شد (۱۹۶۸ و ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶) عضو این تیم بود؛ افتخاری که تا کنون تکرار نشده و با توجه به وضعیت فوتبال آسیا خیلی بعید به نظر می‌رسد که در آینده هم تکرار شود.

اما عملکرد خارج از زمین پرویز قلیچ‌خانی نام او را با عبارت‌هایی دیگر همراه کرد: «قربانی سیاست» و «مردی که قدر خودش را ندانست.»

در کنار این‌ها می‌توان این ستاره همه فن حریف فوتبال را که به «آچار فرانسه مربیان» معروف بود، یکی از «بی‌قرارترین» بازیکنان تاریخ فوتبال ایران هم به شمار آورد.

پرویز قلیچ‌خانی شاید می‌توانست هم‌سنگ ناصر حجازی و منصور پورحیدری برای تاج (استقلال) یا علی پروین و فرشاد پیوس برای پرسپولیس، اسطوره‌ای دست‌نیافتنی برای یکی از قطب‌های باشگاهی فوتبال ایران باشد اما نه خواست و نه توانست.

ابراهیم افشار، روزنامه‌نگار باسابقه‌ ورزشی و اجتماعی ایران، او را روزی به «باد» توصیف کرد و نوشت که: «نباید انتظار داشت که باد، به یک جغرافیا و زمین متعهد بماند. او می‌وزد و هویتش را از وزیدن و رفتن و نماندن دارد.»

از قهرمانی مدارس ایران تا زندگی با کیان

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

پرویز قلیچ‌خانی ۱۳ آذر ۱۳۲۴ در محله صابون‌پزخانه در نزدیکی میدان شوش تهران متولد شد. بارها از او شنیده شد که به «فقر اقتصادی» خانواده‌اش و «کارگر بودن» پدرش افتخار می‌کرد.

ورزش را با والیبال از ۷ سالگی آغاز کرد. اما خیلی سریع فهمید که استعدادش در فوتبال است. یازده ساله بود که در زمین‌های خاکی شوش، نازی‌آباد و خزانه، چنان عملکرد درخشانی داشت که او را در تیم‌های بزرگسالان به بازی می‌گرفتند.

اولین قهرمانی‌اش را در سال سوم دبیرستان با تیم دبیرستان ادیب در مسابقات فوتبال استان تهران به‌دست آورد و همان سال با همین تیم قهرمان مسابقات مدارس کشور شد. می‌گفتند «ادیب»، بازیکنی دارد که مهارش ممکن نیست. او شده بود قهرمان یک تنه یک مدرسه.

بعد از آن ۳ سال پیاپی با دبیرستان ادیب قهرمان رقابت‌های مدارس تهران و ایران شد. در ۱۷ سالگی پس از اصرار اطرافیانش، از میان باشگاه‌های تهران که به دنبال جذبش بودند، با «کیان» قرارداد بست.

البته خودش گفته بود که ارادتش به منصور امیرآصفی باعث شد به کیان برود. منصور امیرآصفی از ستاره‌های کم‌نظیر فوتبال ایران بود. او در همان سال ۱۳۴۱ که قلیچ‌خانی را متقاعد کرد به کیان بپیوندد، خودش در دفاع راست کیان و تیم ملی فوتبال ایران بازی می‌کرد و هم‌زمان مربی این تیم و تیم‌های زیرمجموعه کیان در رده‌های پایه یعنی «ببر» و «البرز» هم بود.

دو سال بیشتر از حضورش در کیان نگذشته بود که برای اولین بار به اردوی تیم ملی فوتبال ایران دعوت شد. در ۱۹ سالگی به عنوان «مهاجم تکنیکی و سرعتی» مقابل هند به عنوان بازیکن تعویضی بازی کرد.

همان سال با تصمیم کادرفنی تیم ملی به المپیک ۱۹۶۴ توکیو رفت و برخلاف انتظار، در هر سه بازی ایران مقابل آلمان شرقی، رومانی و مکزیک به صورت کامل بازی کرد.

«آچار فرانسه» مربیان

پرویز قلیچ‌خانی

منبع تصویر، takhtejamshidcup

آن‌چه باعث می‌شود بعضی از کارشناسان یا مورخان فوتبال ایران، پرویز قلیچ‌خانی را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران قلمداد کنند، نه فقط تکنیک یا درک او از فوتبال که در حقیقت توانایی مثال‌زدنی و بی‌نظیر او در بازی کردن در همه پست‌ها بود. توانایی‌ای که موجب شد به او لقب «آچار فرانسه» بدهند.

پرویز قلیچ‌خانی به جز پست دروازه‌بان، در تمامی پست‌های مهاجم تمام کننده، مهاجم کاذب، هافبک میانی، هافبک هجومی، دفاع جلوزن، دفاع یارگیر و مدافع میانی و پوششی برای تیم‌های باشگاهی و ملی ایران بازی کرد و از خودش تصویر کامل‌ترین بازیکن عصر خودش را خلق کرد.

نخستین بار حسین فکری، سرمربی وقت تیم ملی ایران، در سال ۱۳۴۴ تصمیم گرفت برای مقابله با مهمت اور، مهاجم تیم ملی ترکیه، از قلیچ‌خانی به عنوان مدافع یارگیر این بازیکن استفاده کند. از همان زمان، مربیان باشگاهی و ملی قلیچ‌خانی به فکر تغییر پست او در بازی‌های داخلی و برون مرزی افتادند.

قلیچ‌خانی به اسلحه پنهان مربیانش تبدیل شده بود. کسی نمی‌دانست او در بازی بعد هافبک میانی خواهد بود؛ یک پیستون چپ یا راست، مدافع میانی یا مهاجم نوک.

افتخارآفرینی با تاج و آغاز زندگی بی‌ثبات

پرویز قلیچ‌خانی پنج سال در کیان ماند و در سال ۱۳۴۶ از این تیم جدا شد. شایعاتی در مورد پیوستنش به باشگاه فنرباغچه ترکیه مطرح شد، اما بعد از مشورت با مدیران وقت سازمان تربیت بدنی، از حضور در این تیم منصرف شد.

خودش می‌گوید این تصمیم یکی از رویدادهای سوتفاهم‌برانگیز زندگی‌اش بوده است: «به مدیران سازمان تربیت بدنی گفتم که هنوز بچه‌ام و نمی‌خواهم از ایران بروم. فردای آن روز به نقل از من مصاحبه‌ای در روزنامه‌ها چاپ شد که به دبیرکل سازمان تربیت بدنی گفته‌ام من شاه‌دوست و وطن‌پرست هستم و هرگز از ایران نمی‌روم.»

پرویز قلیچ‌خانی

او همان سال پیشنهاد بازی در تیم نورنبرگ آلمان را هم رد کرد و در تصمیمی باور نکردنی، حدفاصل سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۷ برای هیچ تیمی جز تیم ملی ایران به زمین نرفت. سال ۱۳۴۷ با تیم فوتبال تاج (استقلال کنونی) قرارداد بست و سه سال پیراهن این تیم را برتن کرد.

آقای قلیچ‌خانی پس از آن از سال ۱۳۵۰ تا سال ۱۳۵۲ برای پاس تهران، از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۳ درعقاب، از ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ برای دارایی و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۶ درپرسپولیس بازی کرد. او پیش از آن‌که فصل آن سال در مسابقات سراسری جام تخت جمشید را با پرسپولیس تمام کند از این تیم جدا شد.

پرویز قلیچ‌خانی تابستان ۱۳۵۷ به تیم فوتبال سن‌خوزه ارث کوئیکز در آمریکا پیوست و تابستان ۱۳۵۸ برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد.

از ورزش به سیاست

پرویز قلیچ‌خانی از معدود فوتبالیست‌های تحصیل‌کرده آن زمان ایران بود. سال ۱۳۴۵ در ۲۱ سالگی دیپلمش را گرفت و همان سال وارد دانشسرای دانشگاه تهران شود.

از آن پس، زندگی فنی او متاثر از گرایش‌ها، اظهارنظرها و فعالیت‌های سیاسی‌‌اش شد. این موجب شد که هم در دوران پهلوی و هم در حکومت جمهوری اسلامی، با حاشیه‌های بسیاری همراه باشد.

او در دوران پهلوی به تمام افتخاراتی که در دسترس یک بازیکن آسیایی بود، رسید: حضور در المپیک توکیو ۱۹۶۴، کسب عنوان بهترین بازیکن سال فوتبال ایران در ۲۰ سالگی، نایب قهرمانی بازی‌های آسیایی در سال ۱۳۴۵، قرار گرفتن در فهرست بهترین‌های آسیا در سال ۱۹۶۶، قهرمانی جام ملت‌های آسیا در سال ۱۹۶۸، مقام سوم ارتش‌های جهان، قهرمانی جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۲، صعود به المپیک مونیخ ۱۹۷۲، قهرمان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران، صعود به المپیک ۱۹۷۶ مونترال، قهرمانی جام ملت‌‌های آسیا ۱۹۷۶، صعود به جام جهانی ۱۹۷۸ و قهرمانی باشگاه‌های آسیا با تاج نقاط برجسته کارنامه پرافتخار قلیچ‌خانی هستند.

منتقدان می‌گفتند او در سیاست «بازی خورد» و موافقانش اما او را «مبارز تکرار نشدنی» میان تمام ورزشکاران ایران می‌نامند.

حضور در دانشسرای عالی باعث نزدیک شدن پرویز قلیچ‌خانی به گروه‌ها و احزاب چپ شد. هم‌زمان نزدیکی او به این احزاب با واقعه سیاهکل (حمله مسلحانه شماری از اعضای سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل)، زندگی او را نیز تغییر داد.

طبق گزارش‌های هفته‌نامه کیهان ورزشی، پس از گزارش‌های ساواک مبنی بر وارد کردن چند کتاب و پوستر مرتبط با احزاب و جریان‌های چپ‌گرا توسط پرویز قلیچ‌خانی به داخل ایران، پرویز ثابتی، رئیس اداره دوم ساواک، دستور بازداشت او و همراه همیشگی‌اش، مهدی لواسانی، را صادر کرد.

پرویز قلیچ‌خانی و علی پروین
توضیح تصویر، پرویز قلیچ‌خانی و علی پروین

از پرویز قلیچ‌خانی در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت بعد ویدیویی در «تلویزیون ملی ایران» منتشر شد که در آن از رفتار خود ابراز پشیمانی می‌کرد.

روزنامه کیهان در فروردین ۱۳۵۸ مدعی شد او در مصاحبه‌ای گفته است که این صحبت‌ها را به دلیل آزار همسرش از طرف ماموران ساواک مطرح کرده است. این مصاحبه بعدها از سوی آقای قلیچ‌خانی تکذیب شد.

از مهم‌ترین اتفاقات در زندگی پرویز قلیچ‌خانی می‌توان به حذف شدن او از تیم ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین اشاره کرد. پس از انقلاب، بعضی از رسانه‌های ورزشی از جمله دنیای ورزش و کیهان ورزشی، بدون نام بردن از پرویز قلیچ‌خانی مدعی بودند که حشمت مهاجرانی، سرمربی وقت تیم ملی ایران با دستور ساواک، نام او را از فهرست تیم ملی ایران خارج کرده بود.

حشمت مهاجرانی اما سال ۱۴۰۲ به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «من، پرویز را به اردوی بازی با پاری‌سن‌ژرمن دعوت کردم و کسی از دستگاه امنیتی یا فدراسیون کامبیز آتابای بر من خرده نگرفت که چرا او را دعوت کردی. از او خواستم بیاید و در یک بازی تدارکاتی حضور یابد تا از نزدیک او را ببینم اما نیامد و من هم او را (به جام جهانی) نبردم.»

پرویز قلیچ‌خانی اما پیش از این در گفت‌وگویی با هفته‌نامه دنیای فوتبال گفته بود که به اردوی پاریس نرفت چون نگران بود که نیروهای ساواک او را بربایند و به ایران برگردانند. تصمیمی که بعدا آن را اشتباه دانست.

چهره‌ای که از یادها نمی‌رود

پرویز قلیچ‌خانی

پرویز قلیچ‌خانی پس از مهاجرت از ایران ابتدا به آمریکا رفت. پس از آن عمر خود را در پاریس گذراند. او ترجیح داد در سکوت خبری به زندگی‌اش ادامه دهد. مدتی مجله آرش را با ادبیاتی نزدیک به تفکرات احزاب چپ فارسی‌زبان در اروپا منتشر کرد و تمرکزش را روی رویدادهای روز ایران، مسائل زندانیان سیاسی و نویسندگان زیر فشار و سانسور در ایران گذاشت.

او سال‌های پایانی زندگی‌اش با بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم کرد، اما خاطرات او از خاطر فوتبال ایران حذف نمی‌شود.

شاید مهم‌ترینش گلی باشد که در آخرین دقیقه‌های فینال تاریخی جام ملت‌‌های ۱۹۶۸ پس از دریبل زدن ۵ بازیکن، وارد دروازه اسرائیل کرد تا ایران در تهران قهرمان جام ملت‌های آسیا شود.

مهدی حاج‌محمد، بازیکن پیشین تیم‌های تاج و تیم ملی ایران، در مورد پرویز قلیچ‌خانی گفته بود: «اگر با چشم خود نمی‌دیدم، باورم نمی شد یک بازیکن از پشت محوطه جریمه چنان ضربه سری بزند که توپ پس از برخورد به تیر دروازه برگشته و تا میانه میدان قل بخورد.»

محمد پنجعلی، کاپیتان پیشین تیم ملی و پرسپولیس، که سابقه بازی کردن کنار و روبه‌روی پرویز قلیچ‌خانی را داشت نیز گفته بود: «پرویز با تمامی مدافعان ابومسلم به هوا پرید تا ضربه سر بزند. بعد از برخورد مدافعان با پرویز روی هوا، او روی دو پایش روی زمین ایستاد و همه مدافعان ما از درد به خودشان می‌پیچیدند.»

او بازیکنی فوق‌العاده بود که در مسیر تحصیل و سیاست، هنرش در زمین بازی را فراموش نکرد.