چرا کانادا خود را برای سناریوی حمله آمریکا آماده می‌کند؟

    • نویسنده, نادین یوسف و رابین لوینسون کینگ
    • در, تورنتو
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، هفته گذشته اذعان کرد که خود را برای سناریویی آماده کرده است که تا همین اواخر تصورش هم دشوار بود: حمله آمریکا به کانادا.

او با اشاره به اینکه خطر چنین اتفاقی اندک و احتمال وقوع آن بسیار ناچیز است، به نیویورک تایمز گفت در شرایطی که روابط آمریکا و کانادا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در حال بازتعریف شدن است، وظیفه دارد همه سناریوهای ممکن را در نظر بگیرد.

کارنی گفت: «این صرفا مدیریت ریسک است.»

اعمال تعرفه‌های گسترده ترامپ و اصرار مکرر او بر تبدیل کانادا به پنجاه‌ویکمین ایالت آمریکا، کانادا را واداشته است سناریوی حمله نظامی آمریکا را در قالب رزمایش‌ها و شبیه‌سازی‌های راهبردی بررسی کند.

رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۲۰۲۵ گفته بود که استفاده آمریکا از زور علیه کانادا «بسیار بعید» است. او در عوض اعلام کرد که برای دستیابی به اهداف سیاسی خود، به اعمال فشارهای اقتصادی ادامه خواهد داد.

کاخ سفید در بیانیه‌ای به بی‌بی‌سی اعلام کرد: «رئیس‌جمهور ترامپ بیش از هر کس دیگری برای محافظت از مردم بزرگ کانادا تلاش کرده است.»

کارشناسان نظامی که با بی‌بی‌سی گفت‌وگو کرده‌اند نیز معتقدند احتمال حمله نظامی بسیار اندک است. آن‌ها به شیوه‌های متعدد همکاری دفاعی میان دو کشور اشاره می‌کنند.

با این حال، روشن است که این موضوع ذهن کانادایی‌ها را به خود مشغول کرده است.

ژانویه ۲۰۲۶، پس از آنکه آمریکا نیکولاس مادورو را در ونزوئلا دستگیر کرد، نظرسنجی موسسه لژه نشان داد که بیش از ۳۰ درصد کانادایی‌ها معتقدند حمله نظامی آمریکا به کشورشان محتمل است.

چرا وقوع چنین حمله‌ای بعید است؟

سپهبد کریستوفر کوتس، افسر سابق نیروی هوایی سلطنتی کانادا که ۳۴ سال سابقه خدمت نظامی و تصدی سمت‌های ارشد مختلف را دارد، می‌گوید جنگ میان کانادا و آمریکا بسیار پیچیده و تقریبا تصورناپذیر خواهد بود.

او به بی‌بی‌سی گفت: «در تمام دوران خدمتم در عملیات نظامی مشارکت داشتم و ما هرگز احتمال وقوع حمله نظامی از خاک آمریکا را در نظر نگرفتیم.»

کوتس که در ماموریت‌های ناتو نیز خدمت کرده است، یادآوری کرد که کانادا و آمریکا در بسیاری از زمینه‌های دفاع نظامی همکاری می‌کنند.

هر دو کشور عضو پیمان دفاعی آتلانتیک شمالی هستند که اعضای خود را موظف می‌کند در صورت حمله به یکی دیگر از کشورهای عضو، از آن دفاع کنند.

این دو کشور همچنین در چارچوب فرماندهی دفاع هوافضای آمریکای شمالی، موسوم به نوراد، ماموریت‌های دفاعی مشترکی در منطقه شمالگان انجام می‌دهند و به‌طور مرتب اطلاعات امنیتی و اطلاعاتی را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

به همین دلیل، کوتس معتقد است اگر آمریکا بخواهد به کانادا حمله کند، این اقدام با یک تهاجم مسلحانه آغاز نخواهد شد، بلکه احتمالا با روش‌های پنهان‌تری مانند جنگ سایبری شروع می‌شود.

روابطی که همیشه دوستانه نبوده است

پس از جنگ جهانی دوم، کانادا و آمریکا در نیمه دوم سده بیستم به متحدانی طبیعی تبدیل شدند و اقتصاد، ساختار نظامی و فرهنگ دو کشور به‌شدت در هم تنیده شد.

اما روابط آن‌ها همیشه چنین نبوده است. تیم فوران، پژوهشگر موزه جنگ کانادا، می‌گوید در واقع یکی از اصول بنیادین هویت کانادا، مقاومت در برابر توسعه‌طلبی آمریکا در سده‌های هجدهم و نوزدهم میلادی است.

او می‌گوید: «ترس از ایالات متحده از پایه‌های شکل‌گیری کانادا به‌عنوان یک موجودیت سیاسی است.»

کانادا از مجموعه‌ای از مستعمره‌های بریتانیا در آمریکای شمالی شکل گرفت که هنگامی که مستعمره‌های واقع در قلمرو آمریکای امروزی علیه حکومت بریتانیا شورش کردند، به تاج‌وتخت بریتانیا وفادار ماندند.

پیش از تشکیل کشور کانادا، آمریکا تلاش کرده بود به مستعمره‌های بریتانیا در آمریکای شمالی حمله کند. نیروهای آمریکایی در سال ۱۷۷۵ کنترل مونترال را به دست گرفتند و تا آستانه تصرف شهر کبک پیش رفتند.

در جنگ سال ۱۸۱۲، آمریکایی‌ها بارها به مناطقی حمله کردند که در آن زمان به کانادای علیا، کانادای سفلی و مستعمره‌های ساحلی معروف بودند. نتیجه این نبردها بن‌بست نظامی بود. در جریان همان جنگ، نیروهای بریتانیایی در اقدامی تلافی‌جویانه کاخ سفید را به آتش کشیدند، رویدادی که شهرت زیادی دارد.

فوران می‌گوید در آن زمان، مستعمره‌هایی که بعدها کانادا را تشکیل دادند، برای دفاع از خود به بریتانیای کبیر و نیروی دریایی سلطنتی آن تکیه داشتند. همچنین به بومیانی متکی بودند که در نبردهای بزرگ در مقام فرمانده نظامی خدمت می‌کردند.

کانادا پس از جنگ جهانی اول نیز در واکنش به افزایش قدرت و نفوذ آمریکا، بار دیگر احتمال جنگ با این کشور را بررسی کرد.

مقام‌های نظامی کانادا طرحی تهیه کردند که بر اطلاعات به‌ دست‌ آمده از سفرهای محرمانه ژنرال‌های ارتش کانادا به شهرهای مرزی استوار بود. این ژنرال‌ها خود را گردشگر معرفی می‌کردند و برای جمع‌آوری اطلاعات، از پل‌ها و بزرگراه‌ها عکس می‌گرفتند.

آن‌ها همچنین با ساکنان محلی گفت‌وگو می‌کردند تا شناخت بهتری از دشمن خود به دست آورند.

اندرو برچ، پژوهشگر موزه جنگ کانادا و متخصص تاریخ این کشور در سده بیستم، می‌گوید در آن زمان وقوع جنگ سناریویی بعید بود، اما کانادایی‌ها همچنان می‌خواستند آماده باشند.

او می‌گوید: «این بخشی از کاری است که نیروهای نظامی انجام می‌دهند. آن‌ها انواع سناریوهای مختلف را تصور می‌کنند.»

حمله نظامی آمریکا ممکن است چه شکلی داشته باشد؟

متیو اشمیت، دانشیار امنیت ملی در دانشگاه نیوهیون در ایالت کنتیکت، می‌گوید حتی اگر حمله آمریکا بسیار بعید باشد، همین که کانادایی‌ها برای آن آماده می‌شوند، نشان می‌دهد نظم جهانی تا چه اندازه دستخوش تغییرات اساسی شده است.

او افزود رهبران کانادا باید پرسش‌های دشواری را درباره میزان همکاری نزدیکی که می‌خواهند با ارتش آمریکا ادامه دهند، مطرح کنند، همکاری‌ که اطلاعات ارزشمندی در اختیار آمریکایی‌ها قرار می‌دهد و در صورتی که بخواهند به هر شکلی به کانادا آسیب بزنند، می‌توانند از آن استفاده کنند.

او گفت: «این وضعیت واقعا به روابط با ایالات متحده آسیب می‌زند و تا حدی ترس و نگرانی موجه وجود دارد.»

به گفته او، ممکن است آمریکایی‌ها اظهارنظرهای ترامپ درباره تبدیل کانادا به پنجاه‌ویکمین ایالت را جدی نگیرند، اما روشن است که کانادایی‌ها آن را جدی می‌گیرند و آماده‌اند در صورت لزوم از خود دفاع کنند.

اما اگر چنین حمله‌ای رخ دهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

مرحله نخست جنگ ممکن است بسیار کوتاه باشد.

بر اساس الگویی که ارتش کانادا از آن استفاده کرده و روزنامه گلوب اند میل اوایل امسال درباره آن گزارش داده است، در صورت حمله آمریکا، مواضع راهبردی کانادا ظرف یک هفته در برابر نیروهای مهاجم تاب مقاومت نخواهند داشت.

ارتش کانادا به‌سرعت با نیروهایی بسیار پرشمارتر از خود روبه‌رو خواهد شد و این وضعیت نیروهای کانادایی را وادار خواهد کرد برای مقابله با دشمن به شیوه‌های جنگ چریکی روی بیاورند.

این روزنامه در ژانویه ۲۰۲۶ به نقل از مقام‌های ارشد دولتی گزارش داد که از کشورهای متحد، مانند فرانسه و بریتانیا، درخواست خواهد شد برای پشتیبانی و دفاع از کانادا وارد عمل شوند.

به گفته کوئتس، این مدل‌سازی نظری احتمالا نخستین بار در حدود یک قرن گذشته است که کانادا سناریوی حمله آمریکا را در برنامه‌ریزی‌های خود لحاظ کرده است.

او افزود این مدل‌سازی در مقایسه با برنامه‌ریزی‌های کامل برای عملیات رزمی، در سطحی محدودتر و سبک‌تر قرار دارد.

او گفت کانادا، برخلاف دیگر متحدان ناتویی خود، برای واکنش به هرگونه تهاجم زمینی برنامه‌ریزی کافی نداشت و اکنون، در شرایطی که تحولات ژئوپلیتیک بیش از گذشته غیرقابل پیش‌بینی شده‌اند، می‌کوشد این عقب‌ماندگی را جبران کند.

او گفت بخشی از این موضوع را می‌توان در درخواست اخیر فرمانده نیروهای مسلح کانادا دید؛ درخواستی برای افزایش چشمگیر شمار نیروهای نظامی، از جمله افزودن تا ۳۰۰ هزار نیروی ذخیره شهروندی با آموزش محدود.

از دید آمریکا نیز حمله به کانادا ممکن است چندان ساده نباشد.

اشمیت می‌گوید آمریکا، حتی با وجود برخورداری از ارتشی بسیار بزرگ‌تر، برای جلب حمایت از جنگ با کانادا با دشواری روبه‌رو خواهد شد.

او گفت: «فکر می‌کنم اگر به افسران آمریکایی دستور حمله به کانادا داده شود، شمار زیادی از آن‌ها استعفا خواهند داد.»

«آن‌ها چنین دستوری را غیرقانونی و غیراخلاقی خواهند دانست.»

اشمیت می‌گوید سربازان کانادایی و آمریکایی به‌طور معمول در کنار یکدیگر آموزش می‌بینند و برای هم احترام متقابل قائل‌اند.

اما او معتقد است در سناریوی بعیدی که روابط دو کشور تا آستانه درگیری نظامی وخیم شود، آمریکا احتمالا بر تصاحب منابع ارزشمند کانادا، مانند نفت و مواد معدنی، و از میان برداشتن رهبری سیاسی این کشور تمرکز خواهد کرد.

او با اشاره به عملیات نظامی آمریکا در اوایل امسال برای دستگیری مادورو، رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا، گفت: «احتمالا شاهد نوعی عملیات خواهید بود که شاید شبیه آن چیزی باشد که در ونزوئلا دیدید.»

او با اذعان به اینکه آمریکا از توان نظامی بسیار بیشتری برخوردار است، گفت با این حال نیروهای کانادایی «اگر توان و امکانات دو طرف را هم‌سنگ در نظر بگیریم»، قادرند مقاومت کنند.