شی جین‌پینگ؛ «شاهزاده‌‌‌ای» که همه‌چیز را از دست داد اما رهبر قدرتمند چین شد

    • نویسنده, شان یوان
    • نویسنده, جک لو
    • شغل, بخش جهانی بی‌بی‌سی چین
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، روز چهارشنبه وارد واشنگتن می‌شود، این نخستین سفر رسمی دولتی او به امریکا در ۱۱ سال گذشته است.

اما نخستین آشنایی او با امریکا به سال‌ها پیش از آن که قدرتمندترین رهبر چین در چند نسل اخیر شود برمی‌گردد.

چهار دهه پیش، شی یک مقام محلی در شمال چین بود که برای یک سفر مطالعاتی به مناطق مرکزی امریکا رفته بود.

شی چند روز را در ایالت آیووا گذراند، دربارهٔ زراعت آموخت، از فارم‌ها بازدید کرد و در خانهٔ یک خانوادهٔ محلی امریکایی در حومهٔ شهر زندگی کرد.

رسانه‌های دولتی چین بعدها اقامت او در این خانواده و دوستی‌اش با تری برنستاد، فرماندار وقت ایالت آیووا که بعداً در دورهٔ ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ سفیر امریکا در چین شد را برجسته کردند تا بر روابط شخصی شی با امریکا تأکید کنند.

امروز روابط امریکا و چین کاملاً متفاوت است و رقابت بر سر نفوذ جهانی، تعرفه‌های متقابل، محدودیت‌های فناوری و رقابت نظامی بر آن سایه افکنده است.

شی جین‌پینگ ۷۳ ساله، دیگر یک مقام پایین‌رتبه نیست. او در نزدیک به ۱۴ سال رهبری چین، حزب کمونیست و جایگاه این کشور در جهان را دگرگون کرده است.

«شاهزاده‌ای» که همه چیز را از دست داد

داستان زندگی شی جین‌پینگ با برخورداری از امتیازهای ویژه آغاز شد.

او در سال ۱۹۵۳ در بیجینگ به دنیا آمد و ششمین فرزند شی ژونگ‌شون، یکی از انقلابی‌های کمونیست بود که در تأسیس جمهوری خلق چین نقش ایفا کرد. پدرش بعداً یکی از مقام‌های ارشد حزب و معاون نخست‌وزیر شد.

شی در کودکی در مکتب‌های معتبر درس خواند و از امتیازهایی برخوردار بود که برای بیشتر خانواده‌ها در دسترس نبود.

اما بعداً اوضاع سیاسی علیه خانواده‌اش تغییر کرد.

در اوایل دههٔ ۱۹۶۰، پدر شی به عضویت در یک گروه «ضد حزب کمونیست» متهم شد، برای کار در یک کارخانه به مناطق روستایی فرستاده شد و از حزب کنار گذاشته شد.

شی جین‌پینگ در نوجوانی، به عنوان فرزند کسی که «ضدانقلاب» شناخته شده بود، به اجبار به یک مرکز بازآموزی فرستاده شد. او سپس در پاسخ به فراخوان مائو زدونگ، رهبر وقت چین، برای رفتن به روستاها و آموختن از دهقانان، در ۱۵ سالگی همراه با میلیون‌ها دانش‌آموز شهری دیگر راهی روستا شد.

او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۴ دربارهٔ این سفر گفته است:

«همه در قطار گریه می‌کردند. فقط من لبخند می‌زدم... من هم گریه می‌کردم. اگر نمی‌توانستم از آنجا بیرون شوم، اگر می‌ماندم، نمی‌دانم که امروز زنده می‌بودم یا نه.»

شی به روستای دورافتادهٔ لیانگ‌جیاخه در یک منطقهٔ کوهستانی ولایت شاآنشی در غرب چین فرستاده شد. او هفت سال در آنجا در یک «یائودونگ»، خانه‌ای غارمانند در دل تپه، زندگی کرد و به زراعت، حمل کود حیوانی و کندن نهرها مشغول بود.

او دربارهٔ آن دوران گفته است: «سبزیجات ترشی‌شده به غذای مورد علاقه‌ام تبدیل شد. حتی امروز هم با علاقه از آن یاد می‌کنم.»

شی در ابتدا از سنگینی کار «شگفت‌زده» شده بود و با گرسنگی و نیش کیک‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اما هنگام وقفه‌های سیگار کشیدن پیش از نان چاشت، فرصت برای استراحت داشت.

بالا رفتن از پله‌های قدرت

شی جین‌پینگ در ۲۲ سالگی روستا را ترک کرد تا در دانشگاه تسینگ‌هوا، یکی از معتبرترین مراکز تحصیلی چین، انجنیری کیمیا بخواند.

پس از فراغت، او دور از بیجینگ به عنوان یک مقام محلی در ولایت‌های ساحلی فوجیان و ژجیانگ کار کرد؛ مناطقی که پس از باز شدن اقتصاد چین در دههٔ ۱۹۸۰، به برخی از ثروتمندترین ولایت‌های این کشور تبدیل شدند.

بازگشت پدرش به عرصهٔ سیاسی پس از مرگ مائو به شی کمک کرد تا در حکومت مرکزی و ارتش سمت‌هایی به دست آورد و روابط خود را در درون حزب گسترش دهد.

بسیاری از این مقام‌ها بعدها به حلقهٔ مورد اعتماد شی در رهبری چین پیوستند.

شی جین‌پینگ در سال ۱۹۷۹ با همسر نخست خود، که لینگ‌لینگ، دختر سفیر پیشین چین در بریتانیا بود، ازدواج کرد، اما این ازدواج سه سال بعد به طلاق انجامید.

یکی از دوستان مشترک، شی را با همسر دوم و کنونی‌اش، پنگ لی‌یوان، آشنا کرد. پنگ، آوازخوان موسیقی محلی در ارتش بود و پیش از ازدواج با شی نیز در چین چهره‌ای مشهور به شمار می‌رفت. او هر سال در برنامه‌های تلویزیونی سال نو قمری که صدها میلیون بیننده داشت، آواز می‌خواند.

برای بسیاری از مردم چین در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، پنگ شناخته‌شده‌تر از مقام محلی‌ای بود که با او ازدواج کرده بود.

پنگ بارها شی را در سفرهای خارجی همراهی کرده است؛ حضوری که با نقش کم‌رنگ و معمولاً دور از توجه همسران رهبران چین در گذشته تفاوت دارد.

تنها فرزند آن‌ها، شی مینگ‌زه، در سال ۱۹۹۲ به دنیا آمد. اطلاعات چندانی دربارهٔ او در دست نیست، جز این‌که در دانشگاه هاروارد در امریکا تحصیل کرده است.

در سال ۲۰۰۷، شی پس از دوره‌ای کوتاه در مقام رهبر ارشد شانگهای، به کمیتهٔ دایمی دفتر سیاسی حزب کمونیست، نهاد اصلی تصمیم‌گیری در چین، پیوست. پنج سال بعد، او جانشین هو جین‌تائو در رهبری حزب کمونیست شد.

شی پس از رسیدن به رهبری چین، نظام اقتصادی و سیاسی این کشور را به شیوه‌هایی دگرگون کرد که کمتر کسی انتظار آن را داشت.

چینی که شی ساخته است

در ۱۴ سال رهبری شی جین‌پینگ، چین بیش از پیش با اعتماد به نفس در صحنهٔ جهانی ظاهر شده است.

در خارج از کشور، شی با طرح‌هایی مانند «ابتکار کمربند و جاده» حضور جهانی چین را گسترش داد و در عین حال تلاش کرد بیجینگ را به عنوان حامی کشورهای جنوب جهانی مطرح کند.

همزمان، روابط چین با بسیاری از دموکراسی‌های بزرگ پرتنش‌تر شد؛ از جمله افزایش تنش‌ها در دریای جنوبی چین، فشار بیشتر بر تایوان و تشدید رقابت با امریکا.

اما میراث شی با افزایش کنترول سیاسی در داخل چین نیز گره خورده است.

در دوران رهبری شی، چین تأکید بسیار بیشتری بر امنیت و ثبات سیاسی داشته و در مناطقی مانند شین‌جیانگ، تبت و هنگ‌کنگ اقداماتی را روی دست گرفته است که حامیان آن می‌گویند نظم را بازگردانده، اما منتقدان معتقدند آزادی‌های مدنی را به‌شدت محدود کرده است.

شی همچنین اندیشه‌ای به نام خود با عنوان «اندیشهٔ شی جین‌پینگ دربارهٔ سوسیالیزم با ویژگی‌های چینی برای عصر جدید» را ترویج کرد؛ کاری که دو رهبر پیش از او نتوانسته بودند انجام دهند.

او همچنین محدودیت دوره‌های ریاست‌جمهوری را از قانون اساسی حذف کرد تا بتواند بیش از دو دوره در این سمت باقی بماند.

رسانه‌های دولتی چین معمولاً شی را چهره‌ای جدی نشان می‌دهند، اما او گاهی جنبهٔ شوخ‌طبع خود را نیز نشان داده است.

شی دربارهٔ علاقه‌اش به فوتبال صحبت کرده و حتی در گفت‌وگو با نخست‌وزیر تایلند دربارهٔ عملکرد تیم فوتبال مردان چین مزاح می‌کرد.

او همچنین با دیوید کامرون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، یک گیلاس آبجو نوشیده و هنگام هدیه دادن موبایل‌های ساخت چین «شیائومی» به رئیس‌جمهور کوریای جنوبی، به شوخی گفته بود که پیش از استفاده، بررسی کند آیا در آن‌ها «راه نفوذ مخفی» وجود دارد یا نه.

دوست یا دشمن؟

روابط شی با رهبران خارجی فراز و فرود داشته و بازتاب‌دهندهٔ اولویت‌های گسترده‌تر سیاست خارجی چین بوده است.

در میان رهبران خارجی، هیچ‌کس به اندازهٔ ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، به او نزدیک نیست. از زمان به قدرت رسیدن شی، آن‌ها بیش از ۴۰ بار با یکدیگر دیدار کرده‌اند و شی حتی پوتین را «نزدیک‌ترین معتمد» خود توصیف کرده است.

روابط او با ترامپ پیچیده‌تر است. با وجود آن‌که ترامپ جنگ تجاری با چین را آغاز کرد، اغلب با گرمی از شی سخن می‌گوید، او را دوست خود می‌خواند و از قدرت سیاسی‌اش ستایش می‌کند.

شی در روابط خود با نریندرا مودی، نخست‌وزیر هند، در ابتدا توجه زیادی به دیپلماسی شخصی داشت. آن‌ها در دیدارهای غیررسمی گفت‌وگو می‌کردند تا بر همکاری میان دو قدرت بزرگ آسیایی تأکید کنند، اما درگیری‌های مرگبار مرزی در سال ۲۰۲۰، روابط دو کشور را به بدترین سطح در چند دهه رساند.

برخلاف رهبرانی که به جذابیت شخصی یا تصمیم‌گیری‌های بداهه شهرت دارند، شی به ندرت روابط شخصی را بر منافع کشور ترجیح می‌دهد.

وقتی شی این هفته به واشنگتن بازگردد، دیگر آن مقام محلی کنجکاوی نیست که زمانی از فارم‌های آیووا دیدن می‌کرد، بلکه به عنوان یکی از چهره‌های تعیین‌کنندهٔ سیاسی قرن بیست‌ویکم وارد امریکا خواهد شد.