با محدود کردن دسترسی به اینترنت، به نظر میرسد که مقامهای جمهوری
اسلامی ایران در تلاشاند روایت رسمی را کنترل کنند و تصویری از حمایت گسترده
مردمی ارائه دهند.
تظاهرات خیابانی و سخنرانیها در حمایت از جمهوری اسلامی، صفحه
تلویزیونهای حکومت را پوشانده است. اما مسدود شدن تنگه هرمز اقتصاد ایران
را هم به شدت زیار فشار گذاشته است. معلوم نیست مردم تا چه مدت و تا چه میزان میتوانند
تحت فشار اقتصادی و سرکوب و سانسور دوام بیاورند.
امروز دستگاه قضایی جمهوری اسلامی گفت که مهدی فرید به اتهام «جاسوسی
برای اسرائیل» اعدام شده است. دیروز هم یکی دیگر از معترضان که در جریان اعتراضات
سراسری دی ماه بازداشت شده بود، اعدام شد. قوه قضائیه ایران او را «امیرعلی میر
جعفری» معرفی کرده و مدعی شده است که او یک مسجد را در تهران به آتش کشیده است.
گروههای حقوق بشری میگویند که دستکم ۱۴ نفر از معترضان
و افرادی که به جاسوسی متهم شده بودند در هفتههای اخیر اعدام شدهاند. مقامهای قوه
قضائیه از برخورد «قاطع» با مخالفان سخن گفتهاند. صدور احکام اعدام برای معترضان
بازداشتشده در ماههای اخیر افزایش یافته است.
پرسش این است که چرا در میانه جنگ و مذاکرات، حکومت از اعدام و احکام
سنگین دست برنداشته است؟
اعدام معترضان نشانهای آشکار از نگرانی عمیق حکومت نسبت به یک خیزش
عمومی است، تا دیگران از آن عبرت بگیرند. در اعتراضات دیماه هزاران معترض کشته
شدند؛ کشتاری که نشاندهنده گستره آمادگی حکومت برای استفاده از خشونت علیه
مخالفان برای حفظ نظام.
فرماندهان نیروهای بسیج و سپاه نیز در تلویزیون دولتی بیپرده
هشدار میدهند که با مخالفان به همان شیوهای برخورد خواهد شد که حکومت مدعی است
با «دشمنان» خارجی مانند آمریکا و اسرائیل مقابله میکند.
در ماههای گذشته نیز بسیاری چهرههای سیاسی و فرهنگی که در چند ماه گذشته از حکومت حمایت نکردند یا در فضای مجازی مطالبی
در مخالفت یا انتقاد از حکومت منتشر کرده بودند، با برخوردهای شدید مواجه شدهاند
و ممکن است اموالشان مصادره شود.