روایت خط مقدم تعز؛ جایی که حوثی‌ها برای تصرف شهر می‌جنگند

    • نویسنده, نوال المقحفی
    • شغل, خبرنگار ارشد تحقیقات بین‌المللی
    • در, تعز، یمن
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

سربازی که در جنوب غربی یمن همراه ما بود، گفت: «این اولین پهپاد است. معمولاً بعد از آن حمله می‌شود.»

صدای وزوز بالای سرمان بلندتر شد و زیر بوته‌ها پناه گرفتیم، سپس دوباره سوار خودرو شدیم و از آنجا دور شدیم.

حدود ۱۰ دقیقه بعد، صدای مهیب حملات یکی پس از دیگری بلند شد، هرچند مشخص نبود کجا فرود می‌آمدند.

در کوه‌های جنوب غربی شهر تعز، تشخیص اینکه خط مقدم از کجا آغاز می‌شود دشوار است.

نیروهای طرفدار دولت که از حمایت عربستان سعودی برخوردارند، در حال نبرد برای عقب راندن نیروهای حوثی هستند؛ نیروهایی که اوایل این ماه در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کردند، کنترل یکی از گلوگاه‌های مهم کشتیرانی را به دست گرفتند و جنگ داخلی یمن را وارد مرحله‌ای تازه و پرتنش‌تر کردند.

ما همراه نیروهای دولتی از تعز عبور کردیم، از ایست‌های بازرسی گذشتیم و خود را به خطی رساندیم که کنترل نیروهای دولتی در آن پایان می‌یابد و منطقه حائل میان دو طرف آغاز می‌شود؛ تا درگیری‌ها را از نزدیک ببینیم.

خانه‌ها در سراسر دامنه‌ها پراکنده‌اند، اما بسیاری پس از فرار خانواده‌ها برای گریز از نبرد، متروک مانده‌اند.

سکوتی وهم‌آلود بر منطقه حاکم است؛ دیگر خبری از صدای خودروها و موتورسیکلت‌هایی نیست که بی‌وقفه در خیابان‌های شهر رفت‌وآمد می‌کنند. تنها چیزی که به گوش می‌رسد، صدای بع‌بع دام‌ها و صدای شلیک‌هایی است که به سمت اینجا می‌آیند یا از اینجا به سوی مواضع مقابل شلیک می‌شوند.

علی که همراه با گله‌ای بز بیرون خانه‌اش، در فاصله حدود یک کیلومتری خط مقدم، نشسته بود، گفت: «دو گلوله خمپاره اینجا در ملک من فرود آمد.»

او به من گفت فرزندانش را به اردوگاه آوارگان فرستاده، چون دیگر تحمل گلوله‌باران و تیراندازی را نداشتند. خودش همراه همسر و خواهرانش مانده بود تا از حیواناتشان مراقبت کنند. گفت: «وحشت‌زده‌ام، اما چاره‌ای ندارم. بدون حیواناتمان همه گرسنه می‌مانیم و به‌هرحال می‌میریم.»

او فقط نام کوچکش را گفت، چون می‌ترسید اگر حوثی‌ها در روزهای آینده منطقه را تصرف کنند، با پیامدهایی روبه‌رو شود. منابع مرتبط با حوثی‌ها به ما گفته‌اند که آن‌ها در حال متمرکز کردن نیروهایشان و آماده شدن برای حمله‌ای بزرگ هستند. وقتی از نیروهای دولتی در این باره پرسیدیم، گفتند مطلع‌اند و آن‌ها نیز در حال آماده شدن هستند.

در نزدیک‌ترین ایست بازرسی به خط مقدم، با شماری از نیروهای رزمی دیدار کردیم که تازه از مواضع خود در ارتفاعات کوهستان بازگشته بودند؛ مواضعی که تنها چند صد متر با نیروهای حوثیِ در حال پیشروی فاصله داشت.

یکی از آن‌ها گفت پیکر ۱۸ سرباز دولتی در منطقه‌ای باقی مانده است که یگان او می‌تواند آن را زیر آتش بگیرد، اما امکان دسترسی به آن را ندارد.

او گفت: «منطقه را زیر آتش داریم، اما نمی‌توانیم پیکرهایشان را بیرون بیاوریم.»

نبرد در اطراف تعز از زمانی شدت گرفته که حوثی‌ها در ۱۰ سپتامبر بندر راهبردی مخا در ساحل دریای سرخ، در ۸۵ کیلومتری غرب شهر، را تصرف کردند؛ پس از آنکه آتش‌بسی که عمدتاً چهار سال دوام آورده بود، فروپاشید.

این گروه کنترل بخش گسترده‌ای از سرزمین مشرف به تنگه راهبردی باب‌المندب را به دست گرفت؛ گذرگاه حیاتی کشتیرانی که اروپا و آسیا را به هم متصل می‌کند. این تحول، با افزایش نگرانی از اختلال بیشتر در عرضه نفت منطقه، به بالا رفتن قیمت نفت کمک کرد.

تعز سومین شهر بزرگ یمن و پایتخت فرهنگی آن است و نزدیک به یک میلیون نفر جمعیت دارد. این شهر در محل تلاقی حیاتی مناطق تحت کنترل حوثی‌ها در شمال یمن و مناطق تحت کنترل دولت در جنوب قرار دارد و از چند جهت با خطوط مقدم نبرد احاطه شده است.

نیروهای دولتی مرکز تعز را در اختیار دارند و مواضع حوثی‌ها در شمال و شرق آن قرار دارد. شدیدترین نبردهای اخیر در مسیرهای ورودی غربی رخ داده است؛ جایی که دو طرف برای تسلط بر ارتفاعات مشرف به مسیر جنوبی شهر می‌جنگند. اگر حوثی‌ها این مناطق را در اختیار بگیرند، بازپس‌گیری مخا برای نیروهای دولتی ممکن است بسیار دشوارتر شود.

ما از عدن در جنوب به تعز رفتیم؛ شهری که شورای رهبری ریاست‌جمهوری و دولت یمن، به‌رسمیت‌شناخته‌شده در سطح بین‌المللی، در آن مستقرند.

حدود ۳۰ ایست بازرسی در طول مسیر، بخش‌هایی از جاده را که تحت کنترل فرماندهان مختلف بود، مشخص می‌کردند؛ نشانه‌ای روشن از ساختار چندپاره نیروهایی که در جانب دولت می‌جنگند.

با نزدیک شدن به شهر، آمبولانس‌ها شروع به عبور از کنار ما کردند. در مدت نیم ساعت دست‌کم پنج آمبولانس شمردیم که به سمت بیمارستان اصلی تعز می‌رفتند. روشن بود که به شهری در قلب نبردی بی‌رحمانه وارد می‌شویم.

پس از تاریکی هوا رسیدیم. مغازه‌ها روشن بودند، رستوران‌ها پر از مشتری بودند و کودکان در خیابان‌ها بازی می‌کردند. اما هر از گاهی صداهای دیگری به گوش می‌رسید: صدای مهیب گلوله‌باران و صدای تیز تیراندازی از کوه‌های اطراف شهر.

تعز یکی از میدان‌های اصلی نبرد در جنگ داخلی ویرانگر این کشور بوده است. حوثی‌ها پس از بیرون راندن دولت از صنعا در سال ۲۰۱۵، تلاش کردند تعز را نیز تصرف کنند، اما شبه‌نظامیان محلی آن‌ها را از بیشتر بخش‌های شهر بیرون راندند.

اکنون حوثی‌ها در تازه‌ترین تهاجم خود، در کنار سلاح‌های دیگر، به‌طور گسترده از پهپاد استفاده می‌کنند.

به گفته عربستان سعودی، کشورهای غربی و کارشناسان سازمان ملل، تأمین‌کننده خارجی اصلی آن‌ها ایران است که سلاح، منابع مالی و مشاوره نظامی در اختیارشان گذاشته است. با این حال، ایران پیش‌تر تأمین سلاح برای حوثی‌ها را رد کرده و می‌گوید فقط از نظر سیاسی از آن‌ها حمایت می‌کند.

طی سال‌های متمادی گزارش‌های مستمری درباره جذب کودک‌سرباز از سوی حوثی‌ها منتشر شده است و یک سرباز دولتی به ما گفت در خط مقدم با آن‌ها روبه‌رو شده است.

او گفت: «سخت است به یک کودک یمنی نگاه کنی و به او شلیک کنی. اما آن‌ها اسلحه را به سمت تو گرفته‌اند و باید از خودت دفاع کنی.»

حوثی‌ها در سال ۲۰۲۲ «طرح اقدام» سازمان ملل را امضا کردند و متعهد شدند به این رویه پایان دهند. بی‌بی‌سی همچنین با نوجوانانی صحبت کرده است که در صفوف نیروهای دولتی خدمت می‌کنند.

در همین حال، ائتلافی به رهبری عربستان سعودی از دولت یمن حمایت می‌کند و تسلیحات در اختیار آن قرار می‌دهد. ارتش عربستان صدها حمله هوایی علیه مواضع حوثی‌ها در ساحل دریای سرخ انجام داده است، در حالی که حوثی‌ها نیز با پهپادها و موشک‌های خود شهرها و زیرساخت‌های جنوب‌غرب عربستان سعودی را هدف قرار داده‌اند.

عصر، در بیمارستان الثوره تعز، مجروحان خطوط مقدم را به بخش مراقبت‌های ویژه می‌آوردند؛ بخشی که هر تختی که دیدیم، پر بود.

بعضی بیماران جنگجو و بعضی غیرنظامی بودند. غنا نبیل ۱۲ساله در حال چراندن بزها بود که ترکش به سرش اصابت کرد. خانواده‌اش گفتند گلوله خمپاره‌ای که حوثی‌ها شلیک کرده بودند، در نزدیکی او فرود آمده بود.

او بیهوش روی تخت بود؛ سرش باندپیچی شده و صورتش متورم و کبود بود. خانواده‌اش کنار تخت منتظر بودند تا بفهمند اگر به هوش بیاید، زندگی‌اش چگونه خواهد بود.

پزشکی به من گفت این جراحت به مغزش آسیب رسانده است. او گفت: «دیگر هرگز مثل قبل نخواهد شد.»

حدود ۲۰ کیلومتر جنوب تعز، در اردوگاه آوارگان المونیق، خانواده‌هایی که از مخا و روستاهای گرفتار در نبرد گریخته بودند، به صدها چادر می‌رسیدند. به ما گفتند طی ۱۰ روز گذشته، ۲۰۰ خانواده به آنجا آمده‌اند.

مریم صالح، که نام واقعی‌اش نیست، یک هفته قبل همراه همسر و پنج فرزندش از مخا آمده بود. کوچک‌ترین فرزندش هفت سال دارد. مریم نشسته بود و کلاهی می‌بافت تا بفروشد و غذای آن روز را بخرد.

او به من گفت: «پابرهنه راه رفتیم و هیچ‌چیز با خودمان نیاوردیم، فقط بچه‌هایمان را.»

او گفت برادرزاده‌اش هنگام فرار، بر اثر ترکش یک گلوله خمپاره کشته شد. به گفته او، این نوجوان پشت سر او در حال حرکت بود. مریم همچنین از درگیری‌ها و تیراندازی تک‌تیراندازان در جلو و پشت سر خانواده‌اش سخن گفت و افزود که سپس مردان مسلحی را بر فراز کوه دیده است.

او گفت: «فکر کردیم کارمان تمام است.» افزود که کودکان جیغ می‌کشیدند و گریه می‌کردند، اما خانواده به راه رفتن ادامه داد.

فاطمه محمد صالح روی یک کیسه خالی برنج، بیرون چادر خانواده‌ای دیگر دراز کشیده بود. او دارای معلولیت است و توانایی راه رفتن ندارد. فاطمه به من گفت جایی برای خوابیدن ندارد و سرپناهی از آنِ خود در اختیارش نیست.

او گفت: «هیچ‌چیز ندارم... نه سرپناهی، نه تشکی برای خواب، نه خانواده‌ای. هیچ‌چیز.»

فاطمه گفت وقتی نبرد به روستایشان رسید، همراه دو پسرش و فرزندان آن‌ها بود. اما چون حرکتشان را کند می‌کرد، به آن‌ها گفت بچه‌ها را بردارند و فرار کنند.

او گفت دو روز بعد را روی دست‌ها و زانوهایش خزیده است. «می‌خزیدم و گلوله‌ها از این طرف می‌آمدند و آن طرف گلوله‌باران بود. اینجا تیر بود و اینجا گلوله‌باران. و بالای سرم انگار رعد می‌غرید. به درگاه خدا دعا می‌کردم.»

او گفت سپس مردی موتورسوار او را دید و به اردوگاه رساند. از آن زمان خانواده‌اش را ندیده است.

آژانس پناهندگان سازمان ملل در ۲۲ سپتامبر اعلام کرد که از آغاز این ماه تاکنون، بیش از ۱۳۰ هزار نفر در سراسر یمن آواره شده‌اند؛ علاوه بر ۵٫۲ میلیون نفری که پیش‌تر بر اثر جنگ داخلی آواره شده بودند.

این نهاد هشدار داد که طی سه ماه آینده، ۱۰۰ هزار نفر دیگر نیز ممکن است مانند فاطمه مجبور به ترک خانه‌هایشان شوند.