چرا ملیگرایی در بریتانیا دوباره اوج گرفته است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سلین گیریت
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
در ماه سپتامبر بیش از ۱۰۰ هزار نفر در لندن در تظاهرات ضد مهاجرت شرکت کردند. آیا بریتانیا دموکراسی بزرگ بعدی است که به شکلی افراطی به سمت راست سیاسی کشیده میشود؟
تابستانی مملو از التهاب سیاسی در بریتانیا سپری شد؛ از اعتراضها به هتلهای پناهجویان در سراسر کشور و برافراشته شدن هزاران پرچم بر پلها و تیرهای چراغ گرفته تا نظرسنجیهایی که از چرخشی تند به راست خبر میدهند، و سرانجام راهپیمایی عظیم ضد مهاجرت در مرکز لندن با حضور نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر.
گستردگی این رویدادها، بهویژه تظاهرات اخیر به رهبری تامی رابینسون، چهره جنجالی راست افراطی، بار دیگر این پرسش را زنده کرده که آیا راست افراطی در بریتانیا در حال افزایش نفوذ و تقویت جایگاه خود است یا نه.
در سالهای اخیر راست افراطی به بخشی پایدار از صحنه سیاسی اروپا بدل شده است؛ احزابی که در این دستهبندی جای میگیرند اکنون در ایتالیا و مجارستان قدرت را در دست دارند، در اتریش، سوئد و فنلاند وارد ائتلافهای حکومتی شدهاند و در فرانسه، آلمان، پرتغال و بلژیک نیز در جایگاه اپوزیسیون روزبهروز بر محبوبیت خود میافزایند.
آیا رویدادهای اخیر نشان میدهد بریتانیا دموکراسی غربی بعدی است که ممکن است با اوجگیری سیاست پوپولیستی راستگرا روبهرو شود؟
نمایش قدرت
بنا بر اعلام خیریه ضدنژادپرستی «امید، نه نفرت»، گردهمایی ۱۳ سپتامبر با شعار «پادشاهی را متحد کنید» از بزرگترین تظاهرات راست افراطی در تاریخ این کشور به شمار میآید.
جمعیت شعار میداد «آنها را به خانه بفرستید» و دریایی از پرچمهای کشور خیابانها را پر کرده بود. برخی معترضان تصاویر چارلی کرک، فعال محافظهکار آمریکایی که ترور شد، در دست داشتند. این رویداد با درگیری با پلیس همراه بود و چهرههای جنجالی از جمله ایلان ماسک، میلیاردر فناوری آمریکایی، در آن سخنرانی کردند و خواستار انحلال پارلمان بریتانیا و برکناری دولت کنونی حزب کارگر شدند.

منبع تصویر، EPA/Shutterstock
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، خشونت و سخنان تحریکآمیز را محکوم کرد و گفت: «ما هرگز پرچم خود را به کسانی که آن را نماد تفرقه میسازند، واگذار نخواهیم کرد.»
جولیا ابنر، کارشناس افراطگرایی در موسسه «دیالوگ استراتژیک» و دانشگاه آکسفورد بریتانیا، به بیبیسی میگوید به نظر میرسد ایدههای راست افراطی اینک به بخشی از جریان اصلی بحثهای عمومی در بریتانیا بدل شدهاند.
او میگوید: «تامی رابینسون ده سال پیش چهرهای حاشیهای بود، اما حالا به فردی قدرتمند و بانفوذ تبدیل شده که دامنه مخاطبانش از راست افراطی سنتی فراتر رفته است.»
به گفته او اینکه رابینسون توانست حدود ۱۵۰ هزار نفر را گرد هم بیاورد و چهرههای بانفوذی مانند ماسک را جذب کند، راهپیمایی اخیر را به نمایش قدرت راست افراطی بدل کرد.
طبق آمار «اِیسیاِلئیدی»، نهاد مستقل پایش درگیریها که دادهها و تحلیل اعتراضهای جهانی را ارائه میکند، سال گذشته در بریتانیا ۱۸۰ گردهمایی راست افراطی و ضد مهاجرت برگزار شده است.
پس از شورشهای ساوتپورت در شمالغرب انگلستان در تابستان گذشته، احساسات ضد مهاجرت بهطور چشمگیری شدت گرفت. قتل سه کودک در یک کلاس رقص و شایعههای نادرست در شبکههای اجتماعی مبنی بر اینکه مظنون یک مهاجر غیرقانونی است، جرقه اعتراضها را شعلهور کرد.
خانم ابنر بر نقش شبکههای اجتماعی در گسترش روایتهای راست افراطی تأکید میکند و میگوید الگوریتمها تمایل دارند محتوای افراطی را ترویج دهند؛ همین امر باعث میشود شایعات و نظریههای توطئه سریعتر از گزارشهای مبتنی بر واقعیت پخش شوند.
او میگوید: «برای بسیاری از مردم، شبکههای اجتماعی جای منابع خبری سنتی را گرفتهاند. الگوریتمها فضایی بهشدت جانبدارانه ساختهاند که در آن افراطیترین منابع و پیامها بیشتر بازتاب پیدا میکنند.»
نگرانیهای مهاجرتی

منبع تصویر، Getty Images
کارشناسان بر این باورند که رشد احساسات راست افراطی حاصل ترکیبی پیچیده ازعوامل گوناگون است؛ از سرخوردگی نسبت به احزاب اصلی و تندتر شدن گفتمان عمومی درباره مهاجرت گرفته تا نگرانیهای اقتصادی. همچنین افزایش ورود قایقهای کوچک به سواحل بریتانیا نقش مهمی در این بحث داشته است.
استاین ون کسل، استاد سیاست تطبیقی در دانشگاه کویین مری لندن، میگوید: «مردم شاهد افزایش نابرابری و کاهش خدمات عمومی در برخی مناطق هستند و بیم آن دارند که در ۱۰ سال آینده وضعیت بدتری پیدا کنند.»
او به بیبیسی میگوید: «نوعی بدبینی اقتصادی وجود دارد و مردم معمولاً آن را به مسئله مهاجرت ربط میدهند. پیام راست افراطی این است که برای حفظ شغلها و نظام رفاه اجتماعی باید جلوی مهاجرت گرفته شود.»
اخیراً مناقشه بر سر هتلهایی که پناهجویان را اسکان میدهند در بریتانیا خبرساز شده است؛ شوراهای محلی برای جلوگیری از استفاده از این هتلها به دادگاه شکایت کردهاند و جوامع محلی نیز به دلیل نگرانیهای امنیتی و هزینهها دست به اعتراض زدهاند.
طبق آمار دولتی، در سال منتهی به ژوئن ۲۰۲۵ در مجموع ۱۱۱ هزار نفر در بریتانیا تقاضای پناهندگی کردهاند که این رقم نسبت به سال قبل ۱۴ درصد افزایش داشته است.
پروفسور ون کسل میگوید: «سیاستمداران میتوانستند بگویند که باید مهاجرت یا پناهندگی را بهتر مدیریت کنیم، اما در عین حال برای تأمین نیروی کار بخش سلامت به مهاجران نیاز داریم. اما این استدلال دوم این روزها بهندرت مطرح میشود.»
خانم ابنر اضافه میکند که شدت گرفتن گفتمان راست افراطی تنها به موضوع مهاجرت محدود نمیشود.
او میگوید: «این فقط به مهاجرت محدود نیست؛ پای مسائلی مانند جنسیت و حقوق افراد جامعه الجیبیتیکیو، اقدام برای مقابله با تغییرات اقلیمی و آزادی بیان و عقیده هم در میان است. راست افراطی در تمام این حوزهها در برابر وضع موجود و آنچه خودشان «حاکمیت» مینامند موضع مخالف میگیرد.»
اوجگیری حزب اصلاحات بریتانیا
اوجگیری حزب «اصلاحات بریتانیا» (رفرم یو کی) به رهبری نایجل فاراژ بُعد تازهای به بحث درباره گسترش نفوذ راست افراطی در این کشور میافزاید.
گرچه فاراژ تلاش میکند خود را از تامی رابینسون و برچسب راست افراطی جدا کند، اما حزب اصلاحات بریتانیا نیز موضعی سختگیرانه در قبال مهاجرت دارد.

منبع تصویر، Getty Images
این حزب توانسته است در نظرسنجیها برتری چشمگیری را حفظ کند؛ بر اساس نظرسنجی «ایپسوس» که در ماههای مه و ژوئن امسال انجام شد، حزب اصلاحات ۳۴ درصد از حمایت رأیدهندگان را به دست آورده و ۹ امتیاز از حزب حاکم کارگر جلوتر است.
موفقیت انتخاباتی حزب اصلاحات از پیروزیهای اخیر در انتخابات میاندورهای گرفته تا دستاوردهای چشمگیر در انتخابات محلی انگلستان نشان میدهد که تمایل عمومی به گزینههای خارج از جریان اصلی رو به افزایش است.
آقای تراورز میگوید: «مسئله مهاجرت درست به اندازه دیگر عوامل در رشد حزب اصلاحات نقش داشته است.» او میافزاید که دلزدگی مردم از احزاب سنتی نیز در این میان بیتأثیر نبوده است.
او میگوید: «نظرسنجیها نشان میدهد بسیاری از رأیدهندگان حزب اصلاحات از حزب محافظهکار و حزب کارگر که نزدیک به یک قرن بر سیاست بریتانیا سلطه داشتهاند خسته شدهاند.»
او میگوید: «به این ترتیب، رأی دادن به حزب اصلاحات برای بسیاری راهی است برای درس دادن به احزاب سنتی؛ نوعی خشم علیه نظام که مردم را وامیدارد کاری کنند تا صدایشان شنیده شود.»
عادیسازی راست افراطی
پروفسور ون کسل میگوید فضای سیاسی کنونی به عادی شدن سیاست راست افراطی منجر شده است، زیرا احزاب اصلی برای جلب دوباره رأیدهندگان هرچه بیشتر به مواضع و پیامهای راست افراطی نزدیک میشوند. او هشدار میدهد که این رویکرد اغلب نتیجه معکوس دارد.

منبع تصویر، EPA/Bloomberg via Getty Images
او میگوید: «رقابت با راست افراطی و تلاش برای نشان دادن سختگیری در مسئله مهاجرت فقط این موضوع را در صدر دستور کار سیاسی نگه میدارد و در نهایت به سود راست افراطی تمام میشود.» او میافزاید: «سیاستمداران جریان اصلی میتوانند سیاستهای مهاجرت را بهبود دهند، بیآنکه لحن تند و افراطی راست را تکرار کنند.»
خانم ابنر نیز موافق است که مقابله با راست افراطی فقط به مهار شعارهای تند محدود نمیشود و نیازمند درک عمیق نارضایتیهایی است که پشت این حمایتها قرار دارد.
او میگوید: «حامیان راست افراطی از پیشینههای گوناگونی میآیند. باید به نگرانیهای آنها پاسخ داد، بیآنکه مواضع افراطی را تکرار کنیم.»
او همچنین خواستار اصلاح و ساختار زیستبوم و فضای دیجیتال است.
او میگوید: «بسیار مهم است که از پلتفرمهای فناوری انتظار شفافیت و پاسخگویی داشته باشیم.»
او میافزاید: «دولت میتواند اقدامات زیادی برای آموزش مردم به عنوان شهروندان مسئول در فضای دیجیتال انجام دهد. بهگمان من آگاهی از روانشناسی شبکههای آنلاین مهم است تا بفهمیم این فضا چه تأثیری بر هویت فردی ما، تعاملات گروهی و کل جامعه دارد.»
رکود رشد اقتصادی

منبع تصویر، EPA/Shutterstock
اما اگر موج راست افراطی در بریتانیا ادامه پیدا کند، چه میشود؟ آیا نیروهای میانهرو و تعادل سیاسی دوام میآورند یا همهچیز از هم میپاشد؟
خانم ابنر دو خطر مهم را گوشزد میکند: خشونت سیاسی و فرسایش نهادهای دموکراتیک.
پروفسور تراورز معتقد است که رشد اقتصادی میتواند موثرترین پادزهر برای مهار اوجگیری راست افراطی باشد.
او میگوید: «مشکل اصلی این است که در بریتانیا رشد اقتصادی بسیار کم یا تقریباً صفر است. دولت نه میتواند وام بیشتری بگیرد و نه مالیاتها را بالاتر ببرد، و مردم هم کاهش درآمد قابل مصرف خود را احساس میکنند.»
او میگوید: «راهحل واقعی همینجاست؛ در نهایت، سیاست از دل مشکلات و نیازهای روزمره مردم برمیخیزد.»






























